eitaa logo
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
4.6هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
891 ویدیو
17 فایل
لیلاسادات قاضی‌عسگر هستم✋🏼 کارشناس‌ارشد روانشناسی‌تربیتی و طلبه قراره اینجا کنار هم رشد کنیم🌱 #کتابخوانی من‌دیگرماهارو داریم📚 و کلی مطلب مفید دیگه🚀 من اینجام: @leila_ghazi آدینه گالری @adine_gallery لینک ناشناس https://daigo.ir/secret/81275568965
مشاهده در ایتا
دانلود
۰ یه راه دیگه هم قصه گویی هست که خیلی جواب میده ✅ کلی هم در مورد اینکه چطوری قصه بگیم که برای بچه‌ها جذاب و تاثیر گذار باشه حرف زدیم قبلا، یادتونه؟ 😉 از | اینجا | به بعد.... ۰
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پدرومادر کافر هم‌باید احترامبشن❗ زکریا بن ابراهیم می‌گه: من نصرانی بودم و مسلمان شدم. در زمان حج به مکه مشرّف شدم. خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: «من نصرانی بودم و مسلمان شدم». امام علیه السلام به من فرمود: «از اسلام چه دیدی؟» گفتم: قول خداوند متعال که می فرماید: ای پیامبر! تو پیش از این، کتاب و ایمان را نمی دانستی که چیست و ما آن را نوری قرار دادیم که به وسیله آن، هر کسی از بندگان خویش را که بخواهیم، هدایت می کنیم». حضرت فرمود: «به راستی که خداوند، تو را هدایت فرموده است». بعد سه مرتبه فرمود: «خدایا! هدایتش فرما». بعد فرمود: از من هر چه می خواهی سؤال کن. اینجاش در مورد بحث ماست 👇🏻❗👇🏻❗ پرسیدم: «پدر و مادر و خانواده من، نصرانی هستند و مادرم نیز نابیناست. من همراه آنها باشم و در ظرف آنان غذا بخورم؟» 🍞🍖 حضرت فرمود: «آنها گوشت خوک می خورند؟» عرض کردم: «نه، با آن تماس هم نمی گیرند و دست به آن نمی زنند». فرمود: «با آنها باش؛ مانعی ندارد و مواظب مادرت باش و با او خوشرفتاری کن و هر گاه بمیرد، او را به دیگری وامگذار. خودت به کارش اقدام کن و به کسی مگو تا نزد من در مِنا بیایی، ان شاءالله. در منا خدمت حضرت رفتم. دیدم مردم دور او را گرفته اند و او مانند معلم کودکان بود که گاهی این و گاهی آن از او سؤال می‌کردند. ⬅️ وقتی به کوفه رفتم، نسبت به مادرم مهربانی می‌کردم و خود به او غذا می‌دادم و لباسهایش را تمیز می‌کردم و مدام خدمتکارش بودم. 🔰مادرم به من گفت: پسر جان! تو زمانی که در دین ما بودی با من چنین رفتار نمی کردی؟ این چه چیزی است که از تو می بینم، از زمانی که از دین ما بیرون رفتی و به دین حنیف داخل شدی؟ گفتم: «مردی از فرزندان پیامبر ما به من چنین دستوری داده است». مادرم گفت: «آن مرد آیا پیامبر است؟» گفتم: «نه، بلکه او فرزند یکی از پیامبران است» مادرم گفت: «پسر جان! این مرد پیغمبر است؛ زیرا این دستوری را که به تو داده، از سفارشهای پیامبران است». گفتم: مادرم! بعد از پیغمبر ما پیغمبری نیامده و او پسر پیامبر است». مادرم گفت: دین تو بهترین دین است آن را به من عرضه کن.🥺🥰 من دینم را به او عرضه داشتم. او مسلمان شد و من هم برنامه اسلام را به او آموختم. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را به جا آورد و شب بیمار شد. به من گفت: «پسر جان! آنچه به من آموختی، دوباره تکرار کن». من آنها را تکرار کردم. مادرم اقرار کرد و از دنیا رفت. چون صبح شد. مسلمانها غسلش دادند و خودم بر او نماز خواندم و در قبرستان دفنش نمودم. 🌧 @baran_bash
دیگه با هنر خودتون برای بچه‌ها میتونید تعریف کنید تا متوجه بشن در هرحال باید به پدر و مادر احترام گذاشت 😉
🇵🇸 بسم الله... چـــله‌مون رو از فردا ۲۰ فروردین شروع میکنیم ان شاالله✌🏼✌🏼 شهیـــد فردا شهید سعید چشم به راه سوره فتح رو از طرف‌این شهید بزرگوار هدیه می‌کنیم به ۱۴ معصــوم به نیـت نابودی رژیم کودک کش صهیـونیستی و پیروزی جبهه مقاومت. آیه اول سوره فتح رو هم حفظ کنیم 😉✌🏼 🔰 روز اول 🌧 @baran_bash
هر روز بنشینید و یک مقداری با درد و دل کنید. خوب نیست شیعه، روزَش شب شود و شَبَش روز شود و اصلا به یاد او نباشد. آیت‌ الله‌ میلانی 🌧 @baran_bash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام سلام ✋🏼 آیه اول سوره فتح رو حفظ کردین؟ إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً همانا ما گشايش آشكارى را براى تو پيش آورديم. یه نکته کوتاه ازش بگم 😉👇🏻 حواسمون باشه همیشه موفقيت‌هامون رو در سايه لطف خدا بدونيــم، نه نتيجه‌ی فكر، طرح، تدبير و قدرت خودمون 👌🏼 🌧 @baran_bash
باران باش | قاضی‌ عسگر 🇮🇷
🇵🇸 بسم الله... چـــله‌مون رو از فردا ۲۰ فروردین شروع میکنیم ان شاالله✌🏼✌🏼 شهیـــد فردا شهید سعید
۰ روز اول چله چطور بود؟ آیه اول رو حفظ شدین؟ 😉 شهید سعید چشم‌به‌راه شهیدیه که خیـلی حاجــت میـده 🥺🥲 مزارشـــون تــوی گلستان شهدای اصفهانه یکی از خوابهای مادرشون رو بخونیم؟👇🏻 ۰
🔰 مادر شهید سعید چشم به راه: خبر شهادتش اواخر بهمن‌ 64 به ما رسید ولی پیکرش نهم اسفند تشییع شد. شب آخری که فردای آن قرار بود پیکرش برسد، خوابش را دیدم. در عالم خواب به من گفت: مامان، بابت جراحاتی که فردا روی بدن من می بینی، ناراحت نباش و بی‌تابی نکن! هیچ کدام‌شان را نه حس کردم و نه فهمیدم. خوشحال باش چون من از قفس دنیا آزاد شدم. آن لحظه آخر هم، امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) بالای سرم آمدند و یک شاخه گل به من دادند و از من خواستند آن را بو کنم.🥺 سعید حتی در خواب از من خواست دنبالش بروم تا جایش را در بهشت نشانم بدهد. با هم وارد باغی شدیم که تمام درختان آن به سعید تعظیم می‌کردند. قصرش هم کنار قصر آقا امام حسین(ع) بود.🥲🥺 🌧 @baran_bash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
محسن عباسی ولدیبچه‌م نماز نمیخونه.mp3
زمان: حجم: 499.7K
❓بچه‌م هفده سالشه و نماز نمی‌خونه و واقعا دیگه از خدا آرزوی مرگ می‌کنم. من اصلا فکر نمی‌کردم بچه‌م به این جا برسه. هر چی هم امر و نهی می‌کنم و یه سری محرومیت‌ها براش در نظر می‌گیرم، فایده نداره که نداره. 📬 شما هم از حاج آقا بپرسید... https://eitaayar.ir/anonymous/GM9c.W76WL 🌧 @baran_bash