eitaa logo
☫ برات بگم؟ ☫ | 🇮🇷
160 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
312 ویدیو
4 فایل
تبیین گر نه! اما عاشق پیدا و تعریف کردنِ بحثای جذاب و پِنهانم!👤💕 میشنوم صداتو👇 https://daigo.ir/secret/1875930235
مشاهده در ایتا
دانلود
مرده بجز زنش با چند نفر دیگه رابطه داره زن شوهر دار دوست پسر داره جفتشون از هم قایم میکنن تا وقتی یکیشون بو میبره!
پسره از شدت مستی به این و اون دست درازی میکنه خانواده قربانیا تنها کاری که میتونن بکنن جیغ و فریاد و شکایته!
نمیخوان تموم کنن سبک زندگی کوفتیِ کثیفِ حال به هم زنشونو؟؟
مستند ایکسونامی خاطرات یه پورن استار از زندگی که داشته به اضافه روند انقلاب جنسی آمریکارو نشون میده! ب قدری جذابه که کل تایمو میخ کوب میشین راستی! حرفای رک زیاد میزنن❌ +۱۷سالم هست لینک دانلودرایگانش: http://Eitaa.com/CWarfare/734
مستندو ببینین انشاءالله هفته بعد چهارشنبه باهم در باره ش گپ می زنیم
می دونید این چیه؟🤤 چند روز پیش به دنیا اومده صداش دلبری میکنه یه هفته دنبالش گشتم تا پیداش کردم
☫ برات بگم؟ ☫ | 🇮🇷
بیاید بگید ببینم کیا دیدن؟ @Talktooo
بچه ها منتظر موندم اعلام کنید تا بحثو شروع کنم🥲 ولی خب چون تعداد خییلییی کم بود کنسله
نیمه های شب بهونه خوبی برای یادآوری خاطراته... بزارید براتون بگم؛ از ناگفته های خودم که اولین بار قراره به همه بگم!
هر آدمی با یه رسالتی خلق میشه این بزرگترین عقیده زندگی منه... خیلی گشتم تا رسالتمو پیدا کنم هیچی بهتر از معلمی تو خودم ندیدم... برای رسیدن بهش دست و پا شیکوندم! تمام تلاشمو گذاشتم وسط بالاخره شد!!! بالاخره این رویا محقق شد ولی... هیچ چیز اون طوری که میخواستم نشد هیچ چیز...
اواخر مهرماه امسال بود که به اجبار بخاطر کمبود نیروی آ.پ وارد مدرسه شدم. هنوز کاملا آماده نبودم هنوز برنامه های شغلی که چیده بودم پیش نرفته بود هنوز خیلی زود بود... باور و پذیرش این اجبار به قیمت سوختنم تموم شد! من امسال با مغز استخون فهمیدم معنی این بیتو: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها/ که عشق آسان‌نمود اول ولی افتاد مشکل ها حافظ همیشه آرزو داشتم روز اول کاریم با محبوب ترین رنگم،صورتی برم سرکار! تا جلوی همه ی دانش آموزام فریاد بزنم: من اومدم تا به دنیای سیاه و تاریکتون رنگ روشنایی بپاشم! بیاید بغلم! روش کاری من به عنوان یه نومعلم خیلی متفاوت بود با چیزی که ازم انتظار می رفت! من یه کلاس خوبو یه کلاس ساکت نمی دیدم❌ عمیقا عاشق چالش و سوال و بحث تو کلاس بودم که این کار صدای همکارامو دراورده بود... سال اول کاری من بود و سال آخر کاری بقیه همکارا! زنگ تفریح که می خورد توی دفتر با کلی آدم پیر که دنبال بخشنامه بازنشستگی ان و همه از درد کمر و زانو و... می نالن مواجه بودم! واقعا داشتم افسرده می شدم... اما همه ی اینا یه طرف... بزارید بهتون بگم یه معلم ، دقیقا مثل یک انسان(!) مثل خودتون ممکنه چقدر چالش توی زندگیش تجربه کنه... و مجبوره جوری وانمود کنه که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده!