#قسمتشصتودوم
گفت: «مگه تو مسلمون نیستی؟»
_چرا.
+سبحان الله! تو مسلمونی؟ ... این همه مسلمون توی این خوابگاه هست و تو یه مسیحی رو برای دوستی ترجیح میدی؟ سبحان الله! من در عجبم.
وای! چرا اون حرف رو زد؟ ... اون هم جلوی امبروژا! ... یعنی چی؟ ... مثلاً ارشاد دینی بود؟ ... جلوی دوستپسرش خواست یه چشمه اسلامشناسی بیاد؟! ... اصلا گیرم کار من اشتباه، نمیتونست جایی بدون حضور امبروژا دراینباره صحبت کنه؟ .... خیلی ناراحت شدم. امبر، در حالی که چاقو توی دستش بود و پیاز توی دست دیگهش، همچنان به کارش ادامه میداد؛ اما خیلی کندتر از قبل. پیاز فقط بهانهای بود برای اینکه خودش رو مشغول نشون بده و وانمود کنه که اصلاً حرفای ما دوتا رو نشنیده. همون قدر بلند که نائل حرفشو زد، جواب دادم:«
شما اگه همچین موقعیتی براتون پیش میاومد چی جواب میدادید!؟🤔🤔‼️
✍🏻ا.م
#کتابخوانی
#زندگی_مثبت_کتاب_خوانی
#چشمهایباز_پلکهایبسته
#بصائرحسینیه_ایران
#basaerehoseiniyeh
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✅ ایتا، سروش، بله، گپ، روبیکا، آی گپ، هورسا، پاتوق، نزدیکا، باهم، تلگرام، اینستاگرام و توییتر با 👈👇👈👇👈👇
🆔 @basaerehoseiniyeh