♻️#سیرهشهدا
هرروزصبح با اذان بیدار می شد،وضومی گرفت ، نمازمی خواند. و بعد از نماز بر سر سجاده چند دقیقه ای به رازو نیاز می پرداخت همیشه می گفت خداوند ارحم والراحمین است.
ورزش خود را هر روزانجام می داد، باستانی ورزش می کرد. هیچ وقت از کار کردن خسته نمی شد.
می گفت مرد از کارکردن خسته نمی شود.
اگر سرسفره می نشست هرگونه غذایی جلودستش می گذاشتیم بدون آنکه اعتراضی داشته باشد بالذت آن رامی خورد.
با فامیل های دور و نزدیک می نشست و دردهای آنها را تسکین می داد.
🌷به نقل از همسر شهید
#شهیدعبداللهیوسفی #سالروزشهادت
🪴#سیرهشهدا
از همان اول مسیر درستی را انتخاب کرد و اهل مسجد و هیات شد.روستای ما در ۳۵ کیلومتری جاده نیشابور واقع شده است . به همین دلیل علی ماهی یک بار به زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) می رفت.
این رفت آمدها تاثیر عجیبی در اخلاق و رفتارش گذاشته بود به طوری که حتی پیرمردهای روستا هم او را دوست داشتند.
اجازه نمی داد در حضورش از کسی بدگویی شود. به قول معروف آزارش به مورچه هم نمی رسید.
وقتی خواست برود خدمت سربازی کبوترهایش را فروخت. از او پرسیدم : «تو که خیلی دوستشان داشتی ». به نشانه تایید سرش را تکان داد و گفت :«بله . ولی کسی نبود به آنها رسیدگی کنه.گناه دارن».
#شهیدعلیگوهری #سالگردشهادت الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم🌹
#باسیّدالشُّهـداوشهـداتـاظهــور🇮🇷
🌹#سیرهشهدا
داشتم کمدش را مرتب می کردم. به یاد زمانی افتادم که می خواست به عنوان مدافع حرم به سوریه برود . دلم شکست . انگار قسمت چنین بودکه به جای سوریه در اتوبان حکیم تهران شهید شود . از این که چنین فرزندی تربیت کرده بودم به خودم بالیدم . اشکم را پاک کردم و به کارم ادامه دادم . ناگهان چند برگ کاغذ توجه ام را جلب کرد . رسید سرپرستی دو کودک یتیم تبریزی بود . مصطفی مدت ها آنها را تحت تکفل داشته . مثل همیشه مخفیانه و
بی سر و صدا...
🌸 به نقل از مادرشهید یوسفی
#شهیدمصطفییوسفی #سالگردشهادت
یادشان گرامی باد، راهشان پررهــرو🤲
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
#وعَجّلفَرَجَهم بحقّ سیدالشهداء🌹