eitaa logo
بسیج دانشگاه ملی مهارت دختران قم
539 دنبال‌کننده
3هزار عکس
495 ویدیو
21 فایل
بِسمـ‌اللّٰه!🇮🇷 . . 🖇 بسیج دانشجویی دانشگاه ملی مهارت دختران قم . . 🇮🇷وطن دوستی ، مهارتِ ملیِ ماست🇮🇷 . . 💭راه ارتباط: @Zahra_Barzehkar 🌍بسیج‌دانشجویی‌استان‌قم: @Bso_kh_qom
مشاهده در ایتا
دانلود
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای روزهای جنگی دوشنبه ۱۴۰۵/۳/۱۸ ◀️ روایت هجدهم: لامـرد _ (بخش دوم) به‌روایت آقای جواد موگویی 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
ستاد خبری حفاظت اطلاعات سپاه قم آماده دریافت اخبار و گزارشات مرتبط با سپاه و بسیج می باشد. 📌راه های ارتباطی: ☎️ شماره تماس : ۱۵۳۵ 📱 کاربری مجازی ایتا : @qom1535
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عهدِ روزانه✨🌹🌱 روز هفتم عهدنامه: 👨‍👩‍👧‍👦 از امروز عهد می‌کنم با پدر و مادرم با احترام و عشق بیشتر رفتار کنم. 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
🌹نماز حاجت روز پنج شنبه🌹 یه نماز حاجت هست که مختص امروزه! این نماز توصیه مرحـوم آقای بهجت بوده و واقعا هم گره‌گشاست،بخونید که ان شاءالله حاجتتون برآورده خواهد شد حتما.... زمانش امـروز تا غـروب هم میشه خوند حدود نیم ساعت هم وقت لازم داره! ان شاءالله حاجت روا باشید و به زودی زود حاجتتون برآورده بشه🥰 ان شاءالله در رأس همه‌ی حوائج ظهور آقا امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف 🥺😍🌹 و نابودی دشمنان اسلام🤲🏻🇮🇷
بسیج دانشگاه ملی مهارت دختران قم
🌹نماز حاجت روز پنج شنبه🌹 یه نماز حاجت هست که مختص امروزه! این نماز توصیه مرحـوم آقای بهجت بوده و و
. . . اگر شرایطش رو دارید این نماز رو امروز به نیت حفظ جا‌ن‌رهبر انقلاب و همـه خدمت‌گزاران به انقــلاب و دفــــع بلا و خیــانت از این عزیزان و ریشه کن شدنِ دشمنان اسلام بخونید التماس دعا🌱🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسیج دانشگاه ملی مهارت دختران قم
• 🔻شادی روح سردار شهید عزیز و بزرگوار؛ نفری سه تا 🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🛑 برنامه روتین و روزانه ترامپ: ▪️۶:۰۰ تا ۱۶:۰۰: داریم به توافق میرسیم. ▪️۱۶:۰۰ تا ۲۰:۰۰: امشب بمبارانه. ▪️۲۰:۰۰ تا ۰۰:۰۰: بچه ها زنگ زدن پادرمیونی کردن کنسل شد. داریم مذاکره میکنیم. ▪️۰۰:۰۰ تا ۶:۰۰: اگه توافق نکنن فردا میزنم. دوباره روز بعد به همین ترتیب :) 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
عهدِ روزانه✨🌹🌱 روز هشتم عهدنامه: ☘از امروز عهد می‌کنم خشمم را با یادِ خدا مهار کنم. 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
~۳۵کیلومتر~ ساعت از نیمه‌شب گذشته است. جاده، رگ سیاهیست که میان دشت‌های بی‌کران می‌خزد ومن ، مسافر بی‌قرار این رگ تاریکم. ۳۵ کیلومتر! این سهم من است از شب‌های بی‌خوابی؛ ۳۵ کیلومتر آسفالت سرد که زیر چرخ‌های ماشین جان می‌دهد تا من به نقطه‌ی تلاقی اراده‌ها برسم. وقتی از روستای کوچکمان خارج و چشمانم پس از ۳۵ کیلومتر تابلو خوش آمدید شهر را شکار می‌کند  یعنی به میعادگاه رسیده‌ام ،یا به قولی خط مقدم جبهه امروز. صدای همهمه‌ی جمعیت، حتی پیش از آنکه پیاده شوم، در تار و پود این ماشین خسته می‌پیچد. دستم را روی فرمان رها می‌کنم و نفسم را در سینه حبس می‌کنم. اینجا، در این تجمع، عطر خاک وطنم چنان در هوا می‌پیچد که گویی ریه‌هایم برای اولین بار اکسیژن خالص را می‌شناسند. خیلی‌ها می‌پرسند:آخر که چه؟ این همه راه را می‌کوبی و می‌آیی که چه شود؟ سکوت می‌کنم، اما در دلم طوفانی به پاست. آن‌ها نمی‌دانند که این ۳۵ کیلومتر، مسافت نیست؛ یک آیین تقدس است. وقتی در این شب‌ها، میان خیل هم‌وطنانم می‌ایستم، تپش قلبم با ریتم ضرب‌آهنگ تاریخ این سرزمین هماهنگ می‌شود. من برای سیاست نمی‌آیم، برای قدرت نمی‌آیم، من می‌آیم تا به خاکم بگویم که تنها نیست. من می‌آیم تا لمس کنم که هنوز پیوندی نانوشته، میان روح من و بندبند این جغرافیا جاری است. وطن‌پرستی برای من، آنجا معنا می‌شود که پایم را روی این آسفالت ناهموار می‌گذارم، باد خنک نیمه‌شب به صورتم می‌خورد و من، فارغ از تمام خستگی روزانه، احساس می‌کنم ریشه‌هایم در این خاک عمیق‌تر می‌شود. آن‌هایی که در خانه‌های گرم خود نشسته‌اند و در تاریکی صفحه‌ی گوشی‌هایشان قضاوت می‌کنند، شاید هیچ‌گاه نفهمند که چرا باید برای یک عقیده، برای یک حس مشترک، فرسنگ‌ها راه را در دل تاریکی طی کرد. گاهی در مسیر بازگشت، وقتی جاده خالی‌تر است و ماه، آویزه‌ی شاخه‌ی درختان کنارجاده ، از خودم می‌پرسم: تو چه کردی؟ این سوال، سنگین‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین پرسش زندگی من است. آنگاه که در خلوت جاده به آینه‌ی ماشین نگاه می‌کنم، چشمانی را می‌بینم که خسته است، اما از شعله‌ای درونی روشن. من چه کردم؟ من فقط ذره‌ای از دینم را به این خاک ادا کردم. من فقط به سهم کوچک خودم، شهادت دادم که این سرزمین، هنوز زنده است، هنوز می‌تپد و هنوز فرزندانی دارد که برای عرض ارادت، نه به کیلومترها فکر می‌کنند و نه به سختی شب‌های بی‌پایان. این ۳۵ کیلومتر، مرزمیان من و پوچی است. هر قدمی که در آن تجمع برمی‌دارم، تکه‌ای از تاریخ ایران است که در جانم حک می‌شود. شاید فردا دوباره همین راه را طی کنم ، شاید هم نه ! اما تا وقتی که نفس در سینه دارم، این جاده، این شب، و این شور بی‌پایان، گواهی خواهند داد که وقتی همه خواب بودند، من برای تپش قلب وطنم، به امر رهبرم ، راهی جاده شدم. _تو چه کردی؟ این سوالی است که فردا، فرزندان این سرزمین از ما خواهند پرسید و من ، با همین لرزش صدای ناشی از خستگی و افتخار، خواهم گفت: من بودم، آنجا که باید می‌بودم. 🖋محدثه اکبری 📲راه ارتباطی: ↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]