هدایت شده از قطب نما ۱۴
.
❇️ مناظره دو تا شلوار در خشکشویی ❇️
✍ پورخردمند
دو تا شلوار در خشکشویی
شبی کردند باهم گفت وگویی
یکی از آن دو خیلی شیکتر بود
کمی از آن یکی باریکتر بود
دوتا جیب بزرگ از پشت و رو داشت
همیشه لنگه اش خط اتو داشت
شکیل و خوشگل و ابریشمی بود
از آن اجناس شیک دیلمی بود
خلاصه جنس مرغوبی خفن داشت
کمربندی ز چرم کرگدن داشت
یکی دیگر چروک و ساده تر بود
کمی از آن یکی افتاده تر بود
تمیز و شسته اما بی اتو بود
هم از بالا هم از پایین رفو بود
به قدری کهنه بود و خسته از کار
به زحمت میشد او را گفت شلوار
گذشت روزها بی ارزشش کرد
تلاش و کارو زحمت نخکشش کرد
پس از یک شست وشو با خوب رویی
نشسته گوشه ای از خشکشویی
به سویش آمد آن شلوار زیبا
به عشوه شانه ها را داد بالا
کنار او نشست و با تکبر
به او میگفت از روی تمسخر
که من یک روز در بوتیک بودم
کنار جنسهای شیک بودم
مرا دیدند مردم پشت شیشه
که شلواری گران بودم همیشه
همیشه تو جایی لوکس بودم
کنار جنسهایی لوکس بودم
کنار کفشهای چرم اعلا
و کتهایی به قیمتهای بالا
پس از یک دوره ی چشم انتظاری
رسید از راه مرد پولداری
تراولهایی از جیبش درآورد
مرا فوری خرید و باخودش برد
چه جاهایی که با آن مرد رفتیم
میان مردمی بی درد رفتیم
همیشه روی مخمل می نشستم
درون جمع اول می نشستم
به یک چشمک برایم شد مهیا
گرانقیمت ترین ماشین دنیا
خوراکم بود چک پول و تراول
تراولهای رنگارنگ و خوشگل
درون خانه ده شلوار بودیم
که باهم مدتی همکار بودیم
درون ناز و نعمت خواب بودیم
همه در خدمت ارباب بودیم
تو اما ظاهراً شلوار کاری
که روی زانونت وصله داری
دل شلوار کهنه سخت آزرد
ولی پیش رقیبش کم نیاورد
به حسرت گفت ای شلوار زیبا
لباس مردهای رده بالا
منم مثل تو شلوارم برادر
ولی من آبرو دارم برادر
مرا یک مرد ناداری خریده
شبی از جمعه بازاری خریده
نه در عمرم تراول دیدم هرگز
نه ماشینهای خوشگل دیدم هرگز
نه روی مخمل و اطلس نشستم
نا با جمعیتی ناکس نشستم
نه دستی را به نامردی فشردم
و نه پولی ز حق الناس خوردم
خدا را شکر اربابم شرف داشت
نهادش ریشه در آب و علف داشت
همیشه سر به زیر و مهربان بود
تمام عمر وقف دیگران بود
به خوشرویی رفاقت کرد با من
صبورانه قناعت کرد با من
نه در عمرش گناه ومعصیت کرد
هزاران مرد دانا تربیت کرد
معلم بود و دانشمند و دانا
نژاد پاک انسانهای والا
معلم در صف پیغمبران است
که دریای معلم بیکران است
اگر صد بار جانم را بسوزند
مرا خیاط ها زانو بدوزند
اگر یک عمر ز تنهایی بپوسم
به جز پای معلم را نبوسم
https://eitaa.com/ghotbnama1
هنگام اذان است 🌹
لحظه اجابت دعاست🌹
خدایا ظهور حجتت را برسان 🌹
خدایا قلب مقدسش از ما راضے وخشنود بگردان 🌹
خدایا موانع ظهورش برطرف بگردان 🌹
خدایا عاقبت همه مارو ختم به خیر بگردان 🌹
خدایا ما را آنے وڪمتر از آنے به خودمان وامگذار🌹
خدایا تا مارو نبخشیدے از این دنیا نبر🌹
الهے آمین بحق حضرت زینب(س)🌹
🍃🌹اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمّد وَعَجِّل فَرَجَهُم وأهْلِك أَعدَائَهُـم أجمَعین🌹
🌹نماز اول وقت التماس دعا🌹
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج 🌹
💠 حدیث روز 💠
💎خبری امیدبخش برای منتظران ظهور
🔻امام صادق عليهالسلام:
يا اَبا بَصيرٍ طُوبى لِشيعَةِ قائِمِنَا الْمُنْتَظِرينَ لِظُهُورِهِ، فى غَيْبِتِهِ، وَالْمُطيعينَ لَهُ فى ظُهُورِهِ، اُولئَكَ اَؤْليآءُاللّه ِ الَّذينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاهُمْ يَحْزَنُونَ
❇️ اى اَبُوبصير، خوشا به حال شيعيان و پيروان قائم ما كه در زمان غيبت او #منتظر ظهور و در زمان ظهور مطيع او هستند.
آنها اولياى خدا هستند كه ترس و اندوهى براى آنان وجود ندارد.
📚 بحارالأنوار، ج۵۲، ص ۱۵۰
📲لینک کانال ما در ایتا ⬇️⬇️
🆔 @Wahkameshareey
━━━━━━━⊰◇⊱━━━━━━━━
🌐 به احکام شرعی 🔗بپیوندید.
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جبراننمیشوی؛حتی به گریه های عمیق.
#شهید_جمهور
💠 @m_ali_rafiei