اکبر تعریف می کرد: این اواخر یک بار آمدم پایگاه و دیدم آشپز پادگان خیلی ولخرجی کرده! دو جور غذا تهیه کرده بود. چلومرغ و چلوقیمه، مرغ برای خلبان ها و قیمه برای سرباز ها. وقتی فهمیدم، ناراحت شدم و گفتم: حالا که دوجور غذا درست کردی مرغ را بگذار برای سربازها و قیمه برای خلبان ها. تا یاد بگیری بین بندگان خدا فرق نگذاری. خدا همه را یک جور آفریده.
#شهید_علی_اکبر_شیرودی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
"کوچه شهدا"💫
╭┅─────────┅
💠 پایگاه بسیج دانشگاه علوم پزشکی کاشان 💠
https://eitaa.com/basijhamzeseyedoshohada
🌷 آن روزهای آخر قرار بود که شیرودی به پاس خدمات منحصر به فردش دوباره ارتقا بگیرد و سروان شود. هرچند هیچ گاه درجه و مقام برایش مهم نبود. او هیچ گاه درجه ی خود را روی لباسش نصب نکرد. چند نفری از دوستان برای عرض تبریک آمده بودند، اکبر خیلی جدی گفت: تبریک را به زمان دیگری موکول کنید؛ زمانی که در اجرای فرمان امام و رسیدن به خدا شهید شوم.
#شهید_علی_اکبر_شیرودی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
💠 پایگاه بسیج دانشگاه علوم پزشکی کاشان 💠
https://eitaa.com/basijhamzeseyedoshohada
📌 واکنش تفجب آورخبرنگار ژاپنی در برخورد با شهید شیرودی
🔷️ خبرنگار ژاپنی تا شهید شیرودی را که تازه از عملیات پروازی به زمین نشسته بود از او پرسید:
شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟؟؟
🔹️ شیرودی کلاه خلبانی را دستش گرفت و خندید. سرش را بالا گرفت و گفت: ما برای خاک نمیجنگیم ما برای اسلام میجنگیم. تا هر زمان که اسلام در خطـــر باشد.
◇ این را گفت و به راه افتاد.
🔸️ خبرنگاران حیران ایستادند. شیرودی آستین هایش را بالا زد. چند نفر به زبان های مختلف از هم پرسیدند: کجا؟ خلبان شیرودی کجا میرود؟ ما میخواهیم با ایشان مصاحبه کنیم.
◇ شیرودی همانطور که می رفت برگشت. لبخندی زد و بلند گفت: نماز! صدای اذان می آید ، وقت نماز است و من برگردم
#شهید_علی_اکبر_شیرودی
💠 پایگاه بسیج دانشگاه علوم پزشکی کاشان 💠
https://eitaa.com/basijhamzeseyedoshohada