5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دروزیها کیستند و چرا نتانیاهو حامی آنهاست
480.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌امام خمینی(ره):
کسی که مغزش را ۵۰ سال غربیها تربیت کردهاند، هرچقدر هم از آنها ضربه بخورد، مملکتش ضربه بخورد؛ باز هم از آنها تعریف میکند.
@zaghsiah
لحظات پس از شهادت فریدون عباسی از زبان شهره پیرانی
شهره پیرانی همسر شهید داریوش رضایینژاد دربارهی لحظات پس از شهادت شهید فریدون عباسی نوشت:
پلان اول: نمیدانم با آن همه اشک و بغض چطور رسیدهایم بیمارستان، من و آرمیتا. با مکافات وارد بیمارستان شدهایم. انگار روز شهادت داریوش دارد تداعی میشود. همان بیمارستان همان بخش اورژانس... نیازی ندارم کسی راهنماییم کند کجا بروم. خودم این راه را رفتهام. خودم این درد را کشیده.ام. ضحی و خانم دکتر قاسمی (همسرشهید شهریاری) را میبینم، چقدر این آغوش گرفتنها، این گریهها، تکراری شده. پرده را کنار میزنم. خانم دکتر عباسی را میبینم، روی تخت بخش اورژانس. بغضم میترکد. جایمان عوض شده. چهارده سال پیش من در آن بخش اورژانس بستری بودم و او آمده بود الان او آنجا و من رفتهام. کمی بعد همسر و دختر شهید علیمحمدی و کمی بعدتر همسر شهید احمدی روشن هم میآیند. جمعمان جمع شده. چقدر بدم میآید از این تکرارها...
پلان دو: خانم دکتر عباسی در میانهی درد و اندوهش صبوری میکند. او دارد به ما دلداری میدهد. از ضحی میپرسد: بابا چه شکلی بود؟ ضحی میگوید صورتش خاکی بود و کمی دودی... خانم دکتر عباسی میگوید ضحی بابا یک عکس دارد روز آزادسازی خرمشهر. صورت و موهایش خاکی است، یادت هست؟ میگوید بله یادم است. میگوید همیشه به فریدون میگفتم تصورم از صورتت موقع شهادت شبیه آن عکس است. بابا شبیه آن عکس بود ضحی؟ ضحی با گریههای نم نم و صدای بغض آلود سرش را تکان میدهد و میگوید بابا شبیه همان عکس بود...
پلان سوم: ضحی اصرار دارد تا مادرش را ببرند تا با پیکر پدرش که در سردخانه بیمارستان است، وداع کند. همه جمع ما همسران شهدا به همراه دختران شهدا میرویم سمت سردخانه بیمارستان. دم در میگویند همسر شهید و دو همراه فقط میتوانند وارد شوند. نفر دوم ضحی است قرعه به نام من میافتد که همراشان وارد شوم. کسی به متصدی میگوید دکتر عباسی... کشو را میکشند بیرون. دکتر عباسی را در این شمایل ندیدهام هیچگاه. سمت راست صورتش را خاک و خون پوشانده. سمت چپ صورت و موهایش خاکی است. درست مثل همین عکسی که میبینید. درست مثل همان تصوری که همسرش از او برای شهادتش داشته...
یا صاحب الزمان ادرکنا
حسبنا الله و نعم الوکیل
کانال خبری گلستان شهدا👇
https://eitaa.com/joinchat/2860187648C196c18fab1
🔰 ماجرای توسل شهید حسن طهرانی مقدم به امام رضا علیه السلام
🔹سردار طهرانی مقدم در مسجد شهرک شهید دقایقی تعریف میکرد: رفته بودیم روسیه تا از روس ها موشک نقطه زن بخریم.
اما قرارداد را فسخ کردند و افسر روسی گفت این فناوری اختصاصی ماست و اگر شما بخرید از روی آن کپی میکنید.
قول دادم چنین کاری انجام نمیدهیم اما قبول نکرد.
🔹حرف هایم نتیجه نداد و به افسر روسی گفتم ما بدون شما، موشک نقطه زن میسازیم، او خندید و گفت به این تکنولوژی بعد از ۵۰ سال هم نمیرسید!
وقتی برگشتیم ایران هر چه در توان داشتم را گذاشتم اما به در بسته خوردم.
تا اینکه دست به دامن امام رضا شدم.
🔹رفتیم مشهد و سه روز در حرم برای پیدا کردن راهی متوسل حضرت شدم تا اینکه با عنایت امام روز سوم در حرم طرحی در ذهنم جرقه زد. سریع برگشتم به محل اسکان و آن را در دفتر نقاشی دخترم کشیدم.
آمدیم تهران و طرح را عملیاتی کردیم و موشک نقطه زن فاتح ١١٠ را ساختیم.
🌷@shahedan_aref