بسیج مرکز مدیریت
بسم_رب_الشهداءوالصدیقین 💥امام خامنهای حفظه الله تعالی: "زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست"
#زندگینامه_طلبهشهیدعلیرضاالماسی
🌷به سال ۱۳۴۷ در آران متولد گشت و در طبیعت زیبای آن دیار رشد و نمو یافت.
👨🎓 تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه بهسر برد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.
✅او که در زمان پیروزی انقلاب، کودکی ده ساله بود و خوب و بد روزگار را میفهمید، از همان کودکی دریافت که رادمردی از تبار حسین ـ علیه السلام ـ میلیونها مرد و زن را به اشارتی به مبارزه علیه دژخیم زمان جمع کرد و قیامی بزرگ و شگرف در دنیا بهوجود آورد. پس دل به مرامش سپرد و در سلک طلاب در آمده، به حوزه علمیه قمصر کاشان رفت. چندی در آن گلزار زیبای طبیعت زندگی کرد و دروس مقدماتی را فرا گرفت، گل و گلستان بسیار دید، ولی دانست که زیبایی هیچ گلزاری به گل روی مهدی فاطمه ـ سلام الله علیها ـ نخواهد رسید، پس نیمهشبها در هجر رویش بسی سوخت و به طلب ناز یک نگاهش آوازها سر داد.
💠 پس از چندی به مدرسه «امام خمینی» کاشان کوچ کرد و به صف دانشپژوهان آن دیار گروید و نزد «آیتالله یثربی» کسب علم و راه و رسم عمل را ادامه داد. علیرضا نیز همچون دیگر طلاب آن دیار، آنگاه که حضور خود را در جبهههای حق علیه باطل لازم دید، از پدر و مادر رخصت طلبید و از دوستان حلالیت، عازم میدان عمل شده و در آن سرزمین، عشقبازی را ادامه داد تا مگر در صحراهای جنوب و دامنهای سترگ غرب، معشوق دیرینهاش، حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را بیابد. دو بار با نام بلند بسیجی و از سوی سپاه عازم جبهه شد و قاسموار در کسب مرگ «أحلی مِنَ العَسَل» کوشید.
🌹شهید الماسی مقدم، سرانجام در دومین اعزام، آنگاه که در خاک تفتیده «شلمچه» کربلای ۵ را حماسه میکرد، در ۱۲/۱۱/۱۳۶۵ ترکشی به سرش غلتید و نغمه «یا لیتنی کنت معک» را به میهمانی نشست.
🥀پیکر نازنین جوان آرانی پس از بازگشت، در جوار امامزاده محمد ـ علیه السلام ـ در آران به رسم امانت سپرده شد تا فردای قیامت، سندی جاودان از قداست رزمندان این مرز و بوم و شفیعی برای رهروان راه سرخ خویش باشد.
✨روحش شاد ویادش گرامی