بسیج مرکز مدیریت
#بسم_رب_الشهداءوالصدیقین 💥امام خامنهای حفظه الله تعالی: "زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست
#زندگینامهشهیدمجیدپازوکی
🌷شهید مجید پازوکی در روز اول فروردین ماه سال ۱۳۴۶ چشم به جهان گشود.
💠با اوج گرفتن مبارزات مردمی در دهه ی پنجاه ، اونیز واردمبارزات شد و در روز ۱۷شهریور، مجید چون ژاله ای بر شاخه درخت قیام مردمی نشست.
❤️زمانی که انقلاب پیروز شد؛مجید پازوکی ، یازده ساله بود تا معشوقش را زیارت کند و این آغاز ورق خوردن دفتر عشق سربازی حضرت روح الله بود.
🌸بعدها به عضویت بسیج مسجد لرزاده درآمد و برای گذراندن دوره آموزشی در سال ۱۳۶۱ رنگ و بوی جبهه گرفت و به عنوان تخریبچی ، زخم های تنش دفتر خاطراتی از رزم بی امانش گردید.
پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۹، منطقه کردستان، کانی مانگا و پنجوین حضور او را در قرارگاه رمضان وجنگ با ضد انقلاب و اشرارغرب کشور به خاطر سپردند . دفاع هنوز برای مجیدادامه داشت ، او با بیش از هفتاد ماه حضور در جبهه ها، شرکت در بیست عملیات را آوردگاه عشق خود کرده بود.
💞زمان ازدواج شهید پازوکی همسرش ۱۷ سال داشته و آقا مجید ۲۵ ساله بوده است. آن ها در سال۱۳۶۰ ازدواج کردند و زندگی مشترک خود را در آن بحبوحه ی جنگ آغاز کردند.
همسر شهید پازوکی میگوید:«در سال ۱۳۷۰ تمام زندگی مشترک مان، ۱۰ سال بود. حاصل این ازدواج دو پسر به نام های «علی» و «مجتبی» است. پسر بزرگم ۲۴ ساله و پسر کوچک ترم ۲۲ ساله است. تمام خاطرات زندگی من و همسرم شاخص و حتی سختی های آن نیز، قشنگ بود. می دانستم همسرم پاسدار و تخریب چی است، اما به طور واضح معنای تخریب را نمی دانستم،چون موقع ازدواج سنم کم بود و در واقع تجربه ای از جنگ و تخریب نداشتم. بعد از ازدواج کم کم متوجه شدم، اما درباره جبهه می دانستم چون برادرانم اهل جبهه و جنگ بودند.»
سال۷۱ بود که همسرم برای اولین مرتبه من را برای بازدید از مناطق عملیاتی به منطقه «فکه» برد. تپه های دشت عباس رفتیم، هنوز تانک های سوخته، پلاک ها و مین های خورشیدی و والمری و خیلی وسیله های دیگر روی زمین بود و زیر خاک نرفته بود. حتی می شد در برخی قسمت ها استخوان های شهدا را دید. در واقع بسیاری از قسمت های منطقه، بکر و دست نخورده بود.
✅در سال ۱۳۷۱ با آغاز کار تفحص لشکر ۲۷محمدرسول الله در منطقه جنوب او نیز به خیل جستجوگران نور پیوست.
🏅با تمام سختی های منطقه و ناراحتی جسمی ،عاشقانه به دنبال پیکر شهدا می گردید. اما حتی همسر و فرزندانش از سمت و درجه او بی اطلاع بودند، چرا که شهرت و مقام نزد او بی ارزش بوده است.