📍لوکیشن
حسینیه جامع الحسن(علیه السلام)
#کربلاالمقدسة
📍#کربلاالمقدسة انتهای شارع القبله امام حسین(علیه السلام)
حسینیه جامع الحسن(علیه السلام)
___________________________
وب سایت رسمی کربلایی حسین ستوده
https://hoseinsotoodeh.ir/
@hoseinsutoodeh
منو بگو چقدر خودم کشتم،
خانواده رو راضی کردم،
بچه هارو ردیف کردم،
کلی خیال بافی کردم،
گریه کردم،
که شب هشتم ستوده باشم[فک میکردم سرچشمه ست]
الان دیدم نیس:/
خدایا؟!
باز محرم اومد…
باز همون ماهی که دل آدم بیدلیل میگیره…
همون ماهی که فقط اسم حسین(ع) میاد، چشمامون خیس میشه…
یا حسین…
نمیدونم چه رازی توی اسمته که یه «یا حسین» گفتن، آدمو میشکنه…
یه سلام دادن به کربلا، دل آدمو میبره کنار خیمههات…
آقا جان…
اومدیم دوباره…
با همون دلهای خسته، با همون دستهای خالی…
اومدیم بشینیم پای روضهات، شاید یه گوشه از دلمون آروم بگیره…
هنوز اول محرمه…
هنوز عباس(ع) کنار خیمههاست…
هنوز بچهها تشنه نشدن…
هنوز دل زینب(س) از داغ برادر نشکسته…
ولی ما از همین الان برای اون لحظهها گریهمون گرفته…
حسین جان…
ما رو از این سفرهی روضهات جدا نکن…
بذار هر وقت دلمون گرفت، فقط یه یا حسین بگیم و آروم بشیم…
محرم که میاد، انگار یه تیکه از دل آدم میره کربلا…🕊
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 💔
آی امام حسین شرمنده ها!
باز محرم اومد…
ولی ما چی؟
باز هم همون آدمای پارسالیم؟
باز هم غرق توی روزمرگیها، توی گوشی، توی دنیا…
و یه سال گذشت و نفهمیدیم چقدر از حسین(ع) فاصله گرفتیم…
یا حسین…
شرمندهایم آقا…
خیلی وقتا صدای روضهات اومد، ولی دلمون جای دیگه بود…
خیلی وقتا اسمت رو گفتیم، ولی راهت رو فراموش کردیم…
اما باز هم وقتی محرم میاد، دستمون رو رد نمیکنی…
باز هم در خونهات رو باز میذاری برای دلای خسته و گناهکار…
آقا جان…
ما همون آدماییم که یه سال غافل شدیم،
ولی با شنیدن «السلام علیک یا اباعبدالله» دوباره دلمون میلرزه…
هنوز اول محرمه…
هنوز پرچمت بالا رفته…
هنوز فرصت هست که برگردیم…
حسین جان…
کمکمون کن فقط عزادار اسمت نباشیم…
کمکمون کن شبیه یارانت، اهل وفا و دل کندن از دنیا باشیم…
یا حسین…
ما دیر رسیدیم، ولی اومدیم…
دست خالی اومدیم، ولی امیدمون به توئه…💔🥀
باز محرم رسید…
اما حسین جان… ما با چه رویی اومدیم؟
با دلی که یه سال کامل درگیر دنیا بود…
با چشمی که خیلی وقتا برای هر چیزی گریه کرد، جز برای تو…
آقا… شرمندهایم…
یک سال گذشت و ما خیلی جاها یادت کردیم، ولی عمل نکردیم…
صدای اذانت رو شنیدیم و غرق کار شدیم…
اسم تو رو آوردیم، ولی دلمون هنوز اسیر دنیا بود…
اما عجیبه حسین…
همین که محرم میاد، همین که پرچم سیاهت رو میبینیم، دلمون میشکنه…
انگار یه چیزی توی قلبمون صدامون میزنه که:
«برگرد… هنوز در خونهی حسین بازه…»
یا اباعبدالله…
ما همون بندههای خسته و غافلیم…
همونایی که گاهی یادتون میکنیم، ولی شما هیچوقت ما رو فراموش نمیکنید…
هنوز اول محرمه…
هنوز عباس(ع) کنار خیمههاست…
هنوز زینب(س) داغ ندیده…
هنوز صدای «هل من ناصر» کربلا بلند نشده…
حسین جان…
قبل از اینکه دوباره عاشورایی بیاد، قبل از اینکه دلهامون بیشتر از تو دور بشه…
ما رو صدا بزن…
دستمون رو بگیر…
ما چیزی نداریم جز همین یه دل شکسته…
همین یه اشک…
همین یه «یا حسین»…
یا حسین…
اومدیم…
با همهی بدیهامون اومدیم…
فقط نذار آخرش از کربلای دلمون دور بمونیم…💔🥀
آه… شب اول محرمه…
هنوز کربلا ساکته…
هنوز صدای گریهی بچهها بلند نشده…
هنوز خیمهها پابرجاست…
اما دلِ حسین(ع) از همین حالا گرفته…
نگاهش میره سمت خیمهها…
سمت خواهرش زینب(س)…
سمت بچههایی که چند روز دیگه چشمشون دنبال یه قطره آب میمونه…
آقا جان…
سختترین لحظه برای یک پدر، دیدن تشنگی بچههاشه…
حالا فکر کن حسین(ع) میدونه قراره چه بر سر این طفلها بیاد…
هنوز علیاصغر کوچولو توی آغوش پدره…
هنوز عباس(ع) کنار خیمهها ایستاده…
اما حسین(ع) میدونه روزی میرسه که همین آغوش، جای امن کوچولوش نمیمونه…
یا حسین…
ما برای اون لحظهها گریه میکنیم…
برای دل پدری که همه چیزش رو داد، اما از خدا جز رضایت نخواست…
🥀