#شب_پنجم
🏴 نوحه گر شده ام برای حسینی که
برای یادآوری ارزش انسان قیام کرد.
که بیاد آوردش که تو ای انسان بیهوده خلق نشده ای.
و جانفشانی کرد برای نجات انسانِ گمراه شده وافتادهِ در ورطهِ سقوطُ و هلاکتُ و شرارتُ و فساد.
《انّي لم أخرج أشراً ولا بطراً ولا مفسداً ولا ظالماً، و انّما خرجت لطلب الاصلاح في امّة جدّي..》فرازی از وصیت نامه امام حسین علیه السلام
#روضه شب پنجم
◾️سری به نیزه بلند است در مقابل زینب....
برای نشان دادن راه از بیراه
تا بدانی هر راهی که تو را از حسین جدا کند بیراهه است.
اگر راه رو شناختی حتی اگر امام در گودی قتلگاه هم باشد دنبالش می ری
◾️مثل عبدالله بن حسن علیهما السلام
که با اون سن کم، راه رو پیدا کرد و خواست که خودش را فدایی و سپر بلای امامش کند.
⚫️ خواستم پر بکشم بال و پرم سوخت عمو
از غریبی تو قلب پدرم سوخت عمو
از عطش دم نزنم، از غم تو داد کشم
خواستم مثل تو باشم جگرم سوخت عمو
چون که شمشیر و سنان برتو هجوم آوردند
زیر این بار زپا تا به سرم سوخت عمو
صلی الله علیک یا مظلوم
.
#شب_هفتم
🏴نوحه گری برای حسینی که آخرین حجت اش طفل شش ماهه است قلب را به آتش می کشد.
وقتی هیچ کدام از حجت هایش خریدار نداشت
مجبور شد حجتی عیان بیاورد برای وجدان های غرق در گناه و غفلت و ...
◼️ برای مظلومیت و غربت امامی که برای عیان شدن حقیقت برای وجدان های خفته حاضر است از طفل ششماهه اش هم خرج کند، گریه نه! نوحه نه! فریاد از جگر می کشم!!
#روضه شب هفتم
⚫️ چه جگرها که سوخت برای لب های تشنه و بی تاب علی اصغر
چه عرق ها که ریخت از خجالت و...
چقدر برای بابا و عمو و برادر و خواهر و مادر و عمه و اهل خیام سخت بود که طفل شش ماهه را بی تاب ببینند و کاری از دستشان بر نیاید...
همه نگران بودند برای طفل بی زبان و...
◾️◾️ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
خواهد که آب گوید اما زبان ندارد
هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد
اشکی که تر کند لب دور دهان ندارد
شمشیر اوست آتش فریاد او تلظّی
جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد
صلی الله علیک یا عطشان المظلوم
.