دو فایده شناخت زندگی امام، شناخت خط مشی زندگی امام و افتخار به راه اوست
◾ شناخت زندگى امام و سيرهى عملى امام، داراى اين دو فايده است: يكى اينكه آموزنده است يعنى به انسان میآموزد كه خطّ زندگى را چگونه بايد مشى كرد و ديگر اينكه برانگيزاننده و بهاهتزاز درآورنده است؛ انسان را در پيچوخمهاى زندگى کمک ميكند، به انسان حالت تفاخر و مباهات ميدهد.
▫️ تعبير جامعترى براى فایدهی دوّم هست: اینکه در انسان روح غروری بهوجود مىآورد. اين احساس را در پيروان امام بهوجود مىآورد كه راهى كه او ميرفت و امروز منِ شیعه مدّعیام كه راه او را ميروم، راه خدا است، راه پرافتخار است، راه افتخارآفرين است؛ و بنابراين اين راه را بايد پيمود و بايد رفت.
◾ شناخت امام اين دو فايده را دارد.
📚 کتاب #همرزمان_حسین(علیهالسلام)؛ ص۳۹| سخنرانیهای آیتالله خامنهای در محرم الحرام ۱۳۵۱ در هیات انصارالحسین تهران
سروش👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
✊ امام حسین برای تجدید انقلاب اسلامی پیامبر(صلّیاللهعلیهوآله) قیام کرد
▫️ حسينبنعلى (علیهالسّلام) نه فقط براى حكومت آمد و نه فقط براى شهادت آمد؛ امام حسين (علیهالسّلام) حركت كرد براى انجام يك واجبى كه آن واجب تا آن ساعت در اسلام انجام نگرفته بود و حتّى شخص خود پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) هم نميتوانست آن واجب را انجام دهد.
◾ اين واجب جورى است كه حتّى شخص پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) هم كه بشير و نذير است - يعنى رهبر انقلاب است، پديدآورندهى انقلاب دينى است - نميتوانست آن را انجام دهد؛ يک نفر ديگرى بايد اين واجب را انجام ميداد كه ادامهى وجود پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) باشد و بر همان خط و روى همان ممشا و خطّمشى حركت كرده باشد و او حسينبنعلى (علیهالسّلام) است.
▫️ آن واجب عبارت بود از تجديد انقلاب اسلامى، بعد از پديد آمدن ارتجاع؛ به خط باز آوردن قطار منظّم جامعهى اسلامى، پس از خارج شدن اين قطار از خط.
◾ حسينبنعلى با عمل خود نشان داد كه هرگاه قطار منظّم جامعهى اسلامى از خط منحرف شد، ممشاى انقلابى اسلام هرگاه فراموش شد، بايد اينجور عمل كرد و اينجور بايد اين قطار را به خط باز آورد؛ و اين كارى بود كه طبعاً خود پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) نميتوانست بكند؛ چون در زمان رهبر يک انقلاب كه ارتجاع پيش نمیآيد؛ ارتجاع مربوط به بعد است.
▫️ پس مسئلهى حسينبنعلى (صلواتاللهعليه) اين نبود كه خاندان پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) درصدد باشند كه حقِّ ازدسترفتهى خود را و حكومت غصبشدهى خود را مجدّداً پس بگيرند؛ اين يک مسئوليّتى بود بر دوش ائمّهى اهلبيت (عليهمالسّلام)، از امام سجّاد (علیهالسّلام) به این طرف.
📚 کتاب #همرزمان_حسین(علیهالسلام)؛ ص۱۹۲-۱۹۳ | سخنرانیهای آیتالله خامنهای در محرم الحرام ۱۳۵۱ در هیات انصارالحسین تهران
👈 در ایام محرم، هر شب بخشی از کتاب همرزمان حسین (علیهالسلام)، در این حساب منتشر خواهد شد
✊ امام حسین برای تجدید انقلاب اسلامی پیامبر(صلّیاللهعلیهوآله) قیام کرد
▫️ حسينبنعلى (علیهالسّلام) نه فقط براى حكومت آمد و نه فقط براى شهادت آمد؛ امام حسين (علیهالسّلام) حركت كرد براى انجام يك واجبى كه آن واجب تا آن ساعت در اسلام انجام نگرفته بود و حتّى شخص خود پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) هم نميتوانست آن واجب را انجام دهد.
◾ اين واجب جورى است كه حتّى شخص پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) هم كه بشير و نذير است - يعنى رهبر انقلاب است، پديدآورندهى انقلاب دينى است - نميتوانست آن را انجام دهد؛ يک نفر ديگرى بايد اين واجب را انجام ميداد كه ادامهى وجود پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) باشد و بر همان خط و روى همان ممشا و خطّمشى حركت كرده باشد و او حسينبنعلى (علیهالسّلام) است.
▫️ آن واجب عبارت بود از تجديد انقلاب اسلامى، بعد از پديد آمدن ارتجاع؛ به خط باز آوردن قطار منظّم جامعهى اسلامى، پس از خارج شدن اين قطار از خط.
◾ حسينبنعلى با عمل خود نشان داد كه هرگاه قطار منظّم جامعهى اسلامى از خط منحرف شد، ممشاى انقلابى اسلام هرگاه فراموش شد، بايد اينجور عمل كرد و اينجور بايد اين قطار را به خط باز آورد؛ و اين كارى بود كه طبعاً خود پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) نميتوانست بكند؛ چون در زمان رهبر يک انقلاب كه ارتجاع پيش نمیآيد؛ ارتجاع مربوط به بعد است.
▫️ پس مسئلهى حسينبنعلى (صلواتاللهعليه) اين نبود كه خاندان پيغمبر(صلّیاللهعلیهوآله) درصدد باشند كه حقِّ ازدسترفتهى خود را و حكومت غصبشدهى خود را مجدّداً پس بگيرند؛ اين يک مسئوليّتى بود بر دوش ائمّهى اهلبيت (عليهمالسّلام)، از امام سجّاد (علیهالسّلام) به این طرف.
📚 کتاب #همرزمان_حسین(علیهالسلام)؛ ص۱۹۲-۱۹۳ | سخنرانیهای آیتالله خامنهای در محرم الحرام ۱۳۵۱ در هیات انصارالحسین تهران
سروش👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor
فلسفه گریه برای کربلا، نشاندهنده حقیقت و لطیفکننده احساسات است
▫️ هركه انسان است، بر خاطره کربلا ميگريد؛ چون خاطره، خاطرهى بزرگداشت انسانیّت و فضيلت است؛ و هركه فضيلتدوستتر است، بيشتر در اين واقعه و حادثهى عظيم تاريخى متأثر ميشود. نميخواهم بگويم كه آنقدر گريه كنيم كه غش كنيم امّا نفهميم چرا گريه ميكنيم؛ نه، این كه بیارزش است.
◾ گريهاى كه با توجّه و با فهم واقعه باشد، گريهاى كه با فقه حقيقت همراه باشد، نشان انسانیّت و فضيلت است؛ و گريه عاملى بود كه در روزگار ائمّهى ما (عليهمالسّلام) از آن به سود اسلام و به سود حقيقت استفاده ميشد. کاری ندارم به اینکه امروز این مسئله تحريف شده باشد.
▫️ اصل فلسفهى گريه در اسلام و در شیعه یعنی براى حادثهى كربلا اين است؛ گریه برانگيزاننده و تحريکكننده است؛ حقايق را نشاندهنده است، احساسات را لطيفکننده و رقيقكننده است و خلاصه، انسان انقلابى را حسّاستر کننده است.
◾ حالا يک آدم پرخوردهى نفهمى هم اشک بریزد؛ آن اشک که اصلاً براى امام حسين (عليهالسّلام) نيست؛ براى خاطر قرضهاى عقبافتاده و اجارهى خانه و گرسنگى و اينها است؛ آن را كار ندارم. من گريهى اهل معرفت را ميگويم و خودم طرفدار اين گريهام. خدا رحمت كند گريهكنندگان اهل معرفت را.
📚 کتاب #همرزمان_حسین(علیهالسلام)؛ ص۲۹۱-۲۹۲ | سخنرانیهای آیتالله خامنهای در محرم الحرام ۱۳۵۱ در هیات انصارالحسین تهران
سروش👇
http://sapp.ir/basiratezohor
بصیرت ظهور &ایتا👇
eitaa.com/basiratezohor