هدایت شده از طنز سیاسی دکترسلام
✍ دکتر علی شمسی پور دانشجوی وقت دانشگاه تهران درباره اتفاقات کوی دانشگاه در سال ۷۸ نوشت:
#مینویسم_برای_خدا
به بهانه #مناظره
مناظره آقای #دکتر_زاکانی و آقای #تاجزاده در مورد #فتنه_۷۸ برگزار شد. سوای اینکه تاجزاده به عنوان تمام دارایی و غول مرحله آخر اصلاحطلبان در فن مناظره در برابر یک پزشک مجاهد انقلابی نتوانست پیروز شود، ذکر دو خاطره میدانی از آن روزهای پر پیچ و خم چهره این دو نفر را بیش از پیش روشن خواهد کرد.
یک:
نزدیک نیمه شب نوزده تیر اوضاع خیابان کارگر شدیدا ملتهب بود. اراذل و اوباش مخلوط با دانشجویان یک طرف ماجرا بودند و نیروی انتظامی طرف دیگر. باران سنگ و آتش بود که ردوبدل میشد. دقایقی قبل یک نفر میان اراذل و اوباش تیراندازی کرد و دو نفر مجروح شدند. ضارب را ندیدم اما مجروحین را دیدم که خونین به بیمارستان منتقل شدند. اسلحه ضارب هم گم شد!! من با یکی از رفقا دقیقا حد فاصل این دو جبهه بودیم که ناگهان #حاج_علی_زاکانی را دیدم که به همراه یکی دو نفر وارد ماجرا شد. سریع به سمتش رفتم و غرغر را شروع کردم و نالیدم از وضعیت موجود و بی تدبیری ناجا و رذالت اراذل. آرامم کرد. گفت که باید آتش میدان را خاموش کنیم. ابتدا به سمت اراذل رفت. گفتند اول ناجا برود بعد! به سمت ناجا رفت او را شناختند. بعد از مدتی مذاکره تا سر چهارراه امیرآباد عقب رفتند. کمی فضا آرام شد. مجددا به سمت اراذل رفت خیلی فضا ناجور بود. هر لحظه احتمال داشت به ایشان حمله کنند. با شجاعت سینه سپر کرد و رفت. باز هم اراذل کوتاه نیامدند و چندان عقب نرفتند. در هر شکل عقب نشینی ناجا فضا را آرام کرد و کم کم التهاب منطقه کم شد و به سمت آرامش رفت. #حاج_علی را گم کردم ودیگر ندیدمش.
دو:
نزدیک صبح بیستم تیر دم در کوی دانشگاه، اراذل و اوباش کماکان آتش را بپا داشته بودند. از ناجا هم خبری نبود. ناگهان #تاجزاده را دیدم که بیسیم به دست بدون واهمه از اراذل وارد معرکه شد. به سرعت دوره اش کردند. آقای شمس الواعظین هم بین آنها بود و صحبت میکرد! جالب بود که بغیر از من و تاجزاده و #شمس_الواعظین کسی را یادم نمی آید که صورتش را با پارچه نپوشانده باشد!! #تاجزاده چند ساعتی تا صبح بین آنها بود. عین جملاتش یادم نیست اما مضمون جملاتش چنین بود: « آرام باشید. خشونت نکنید. به داخل کوی بروید. اگر اینجا بمانید به شما حمله میشود و با شما برخورد میکنند. اما اگر داخل کوی باشید میتوانید ادامه دهید!!!!»
به وضوح به اراذل خط میداد و راهکار ادامه اعتراضات را ارائه میکرد. بعد از نماز صبح دیگر ندیدمش اما جمعیت به داخل منتقل شد. تا اینکه سخنرانانی مثل #عبدالله_نوری و #سحابی و دیگران آمدند و فضای داخل را دست گرفتند.
✅ t.me/Drsalaam
✅ ble.im/Drsalaam
✅ eitaa.com/Drsalaam
✅ Gap.im/Drsalaam
✅ Sapp.ir/Drsalaam
هدایت شده از گرا_ Gera
🔰 #متن_کامل_شعر
🔺 روایت میثم مطیعی از #فتنه_۹۸
میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای
گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای
حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف
سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف
خاک میهن! باز هم جسم شهیدی سهم توست
شرحه شرحه پیکر سرو رشیدی سهم توست
باز اهریمن به میهن آتشی افروخت آه
در میان شعله دیدم خشک و تر میسوخت آه
کفر و ظلمت باز از صورت نقاب انداخته
جاهلیت شعله بر جان کتاب انداخته
در گلومان خشک شد فریادهای اعتراض
در هجوم های و هو گم شد صدای اعتراض
در کمین بودند گرگان، فتنه در سر داشتند
خوابهایی دیده بودند و سر شر داشتند
خواب میدیدند هر قشری به میدان پا نهد
هر گروهی با شعاری در خیابان پا نهد
این یکی فریاد استعفای دولت سر دهد
آن یکی در آتش تعطیلی مجلس دمد
هر یکی چیزی بگوید، حق و باطل گم شود
موجی از سردرگمی ها قسمت مردم شود
خویش را در خیل مردم جا دهد آشوبگر
فتنه انگیزد میان این و آن با صد شرر
آتشی خیزد که خاموشی نگیرد سالها
کینه هایی که فراموشی نگیرد سالها
صبح یکشنبه کلامی روی آتش آب ریخت
فتنه را دیدم که حیران و هراسان میگریخت
تا صف مردم از اين آشفتگی ها دور شد
اغتشاشی کور بر جا ماند و فتنه کور شد
با کلامی مختصر نیرنگشان بر باد رفت
خرج های چند سال دشمنان بر باد رفت
گرچه بعضی از خودی ها آن زمان دلخور شدند
از سوال و شبهه و نقد و تأمل پر شدند
از چه رو آقا خودش را خرج دولت کرد باز؟
خویش را آماج تیغ طعن و تهمت کرد باز
غافل از این که چه جنگی پشت این صحنه به پاست
در کمین گاهند گرگان لحظه ای غفلت خطاست
خضر راه است او، دگر چون و چرا کردن چرا؟
نور ماه است او، تو راه از چاه بشناس و بیا
از ریاض و لندن و پاریس این آتش رسید
دود آن هم میرود در چشمشان، خواهند دید
حاجیان بار بسته جانب میقات غرب!
چیست جز تحریم و آشوب و بلا سوغات غرب؟
با صف اول نشینان فاش میگوییم راز
اعتراض ما سر جای خودش باقیست باز
اعتراض ما به سستی های تدبیر شماست
از گرانیها، از این شش سال تأخیر شماست
از معطل کردن کشور سر میز فریب
که نشد از آن بجز تحریم روزافزون نصیب
دم به دم از گفتگو با اجنبی دم میزنید
پس چرا در گفتگو با مردم خود الکنید؟
با تلاش و عزم و باور، راه حل در داخل است
بارها فرمود رهبر: راه حل در داخل است
جان مولا با ولی این عهد و پیمان مشکنید
این نمک خوردید صد بار، این نمکدان مشکنید
با چراغ لاله ها اینک ره ما روشن است
راهیان صبح میدانند فردا روشن است
🕌 قم، حرم مطهر حضرت معصومه (س)
📆 چهارشنبه ۹۸/۰۸/۲۹
به کانال گرا بپیوندید
http://Eitaa.com/Gera_97