چگونه خدا عاشق بنده می شود؟
♥️ در حدیث معروف قرب نوافل از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده که خدای متعال به من فرمود:
"هیچ چیز به اندازه انجام واجبات بنده را به من نزدیک نمی کند، اما بنده من از راه نوافل مستحبات و انجام عبادت های مستحب به من نزدیک می شود، تا آن جا که محبوب من می گردد، اگر محبوب من شد، آن گاه من زبان او می شوم و او با فیض خاص من که در مقام فعل به صورت زبان او در آمده است سخن می گوید و چشم او می شوم و او با فیض خاص من که در مقام فعل به صورت چشم او درآمده است می بیند، بر همین اساس کلام مومنی که محبوب خدا شد به منزله کلام خداست.
همچنین اگر انسان محبوب خداوند واقع شد بالاتر از محبوبیت، خداوند عاشق او می شود.
بر اساس حدیث وارده از پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود:
"اذا احب الله عبداً عشقه و عشق علیه، فیقول عبدی انت عاشقی و محبی و انا عاشق لک و محب لک، ان اردت او لم ترد"؛
زمانی که بنده ای محبوب خدا می شود، خداوند او را عاشق خویش می گرداند و خود نیز به او عشق می ورزد. سپس می گوید: بنده من تو عاشق و دوستدار منی و من نیز عاشق و محب تو هستم چه بخواهی چه نخواهی♥️
✍بهتره قبل از ظهور تمرین عاشقی کنیم
مثل همه ی اولیاء و عرفا و علماء و شهداء اهل نماز شب بشیم و دعای فرج
♥️به مناسبت شهادت مظلومانه ی میرزا کوچک خان
چِقَد جَنگلَ خوسی، ملّتَ وَسی؟ خَسته نُبُسی؟ میجانَ جانانا
(چقدر در جنگل میخوابی، برای مردم؟ خسته نشدی؟ ای جان جانان من!)
تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا!
(تو را میگویم، ای میرزا کوچک خان!)
خدا دانهیِ که من، نَتانَم خُفتن، از ترس دُشمن، می دیل آویزانا
(خدا میداند که من، خواب نمیتوانم، از ترس دشمن، دلم آویزان است (نگرانم))
تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا!
(تو را میگویم، ای میرزا کوچک خان!)
چِرِ زوتَر نایی، تُندتر نایی، تَنها بَنایی، گیلان ویرانا
(چرا زودتر نمیآیی؟ تندتر نمیآیی؟ گیلانِ ویران را تنها گذاشتهای)
تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا!
(تو را میگویم، ای میرزا کوچک خان!)
اَمه رشتی جَغَلان، ایسیم تی فَرمان، کُنیم اَمی جان، تی پا جیر قُربانا
(ما بچههای رشت، به فرمان توایم، جانمان را به پایت قربان میکنیم)
تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا!
(تو را میگویم، ای میرزا کوچک خان !)
🍃میرزا یونس معروف به میرزا کوچک خان جنگلی🍃 در سال ۱۲۹۸ق در خانه میرزا بزرگ، در محله «استاد سرا»ی رشت دیده به جهان گشود.
یونس به میرزا کوچک مشهور بود، پدرش میرزا بزرگ نام داشت و به همینعلت او را میرزا کوچک میخواندند.
ميرزا در جهت رفتن به نزد عظمت خانم فولادلو (حاکم خلخال)، که هميشه از ميرزا حمايت ميکرد، به طرف کوههاي تالش حرکت کرد، ولي گرفتار بوران و طوفان گرديدو سرانجام زير فشار سرما و برف در ۱۱ آذر ۱۳۰، درحالي که ميرزا، هوشنگ را به کول گرفته بود، در کوهستان به شهادت رسید.
🍃میرزا کوچک خان جنگلی🍃 سردار غیوری است که تاپای جان مقابل استکبار ایستاد و نخستین جمهوری مردمی را در ایران پایه گذاری کرد.
در سرلوحه ای که افکار نهضت جنگل را تبلیغ می کرد، این جمله معروف او به چشم می خورد:
«من و یارانم در مشقت های فوقِ طاقت چندین ساله، هیچ مقصودی نداشته و نداریم جز حفظ ایران اسلامی از تعرّضات خارجی و فشار خائنین داخلی. مقصود من و یارانم حفظ استقلال مملکت و اصلاح و تقویت مرکز است.»
اخلاق و سرشت
میرزاکوچک خان جوانی خوش اندام، مؤدب و فروتن بود. چشمان زاغ، سیمایی متبسم، بازوانی ورزیده و پیشانی گشاده داشت. در روابط اجتماعی با دوستان، خویشاوندان و آشنایان بسیار خوش برخورد، مهربان و توأم با صمیمیت بود، چنان که از جنبه روحی، انسانی پاکدامن و معتقد به واجبات دینی و پای بند به اصول اخلاقی به شمار می آمد. در تصمیم گیری ها به قرآن تفأل می زد و به استخاره هم عقیده داشت. هیچ گاه واجباتش ترک نمی گردید و از اقامه نماز، روزه گرفتن و حتی انجام برخی عبادات مستحبی و نوافل کوتاهی نمی کرد. غالبا در بین دو نماز آیاتی از قرآن را که در باره توکل و مبارزات مردان مجاهد بود زمزمه می کرد. اعتقادش بر این بود اقدام به هر کار مهمی چنانچه با مشیت و خواست الهی همراه نباشد، ثمری ندارد.
انسانی ساکت، اندیشور و آرام بود، آهسته، سنجیده و حساب شده سخن می گفت. اظهاراتش غالبا با لطایف، بدیهه گویی و مزاح توأم بود و از شوخی های دیگران نیز لذت می برد. در قیافه اش جذبه ای بود که هر کس با وی روبه رو می گردید به ندرت اتفاق می افتاد که مجذوب و تحت تأثیر متانت و فریفته بیاناتش نشود. موقعی که
قزاقان ایرانی را به اسارت می گرفت با سخنانی گرم و دلنشین با آنان سخن می گفت و ضمن آشنا ساختن آنان به حقایق، این افراد را مجذوب حرکات و اخلاق خویش می ساخت به گونه ای که آنان با دیدگان اشکبار و دل های آکنده از محبت، او را ترک می نمودند.
جهان در سپیده دم طلوع دلربای امام عصر (عج)
اخلاق و سرشت میرزاکوچک خان جوانی خوش اندام، مؤدب و فروتن بود. چشمان زاغ، سیمایی متبسم، بازوانی ورزید
میرزا هم اهل مناجات و نماز شب بودند♥️
پس نماز شب حتی شده دو رکعت نشسته ترک نشه ان شاءالله و دعای فرج