📗 #حکایتها_و_هدایتها
▫️حکایتهایی از هدایت و لطافتهای مرحوم استاد علی صفایی حائری
❗️یک شب قبل از تصادفش در سفر به مشهدالرضا علیهالسلام تلفن زدم که اگر فرصت دارید میخواهم بحث نظامسازی را گفتوگو کنیم. گفت: بعد از نماز بیا با خانواده برویم روضه خانه علیرضا (برادرش)، میرویم بالای پشت بام و صحبت میکنیم. در بالای پشت بام نگذاشت از نظامسازی گفتوگو شود. صحبت از مرگ شد و این که پدرم میگفت مردم میگویند خدایا ما را تا نیامرزیدی نبر، در حالی که این غلط است. باید گفت: خدایا ما را بیامرز و ببر. بعد عبایش را تا روی سرش بالا کشید و سه مرتبه گفت: خدایا ما را هم بیامرز و ببر.
❗️آخر شب زنگ زدم که به خاطر تدریس در دانشگاه نمیتوانم بیایم، چون چهارشنبهها در دانشکده صنایع دانشگاه علم و صنعت، مقطع دکتری سه واحد درس نظام مدیریت اسلامی داشتم. گفت: حیف است. گفتم: اگر بنا باشد بیایم صبح زود زنگ میزنم. صبح بعد از نماز زنگ زدم که نمیآیم منتظر من نباشید گفت: بیا برویم حیف است. صبح روز بعد خبر رحلت آنها را آوردند. در باورمان نمیگنجید هر کس میشنید شوکه میشد، قبولش سخت بود اما چارهای نبود تقدیر چنین بود. غم ما محرومیت خود ماست.
#معرفی_کتاب_ناب
🌎 کانال بیان ناب
╭┅─────────┅╮
🌺 @BayaneNab
╰┅─────────┅╯