#اشعار
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
روزی که بادهای مخالف امان نداد
هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد
خورشید بود و سایهی شوم غبارها
خورشید بود همسفر نیزه دارها
دیدی به روی نیزه سر آفتاب را
دیدی گلوی پرپر طفل رباب را
دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود
تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود
در موج خیز شیون و ناله دویده ای
تا شام پا به پای سه ساله دویده ای
گل زخمهای سلسله یادت نمی رود
هرگز غروب قافله یادت نمی رود
هم ناله با صحیفهی ماتم گریستی
یک عمر پا به پای محرم گریستی
✍️ یوسف رحیمی
🌎 کانال بیان ناب
╭┅─────────┅╮
🌺 @BayaneNab
╰┅─────────┅╯
#اشعار
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
من باقرالعلمم،زنسل مرتضایم
از کودکی با رنج وغمها آشنایم
همراه بابایم مصیبتها بدیدم
من شاهد غمهای دشت کربلایم
دیدم رشادتهای سربازان دین را
جا مانده از خیل شهیدان خدایم
بابای من بیمار بود وگریه می کرد
دلخون زآن حال پدر،آن گریه هایم
دیدم که لب تشنه سرجدم بریدند
ازبس زدم ناله نمی آمد صدایم
عمه میان قتلگه فریاد می زد
وقتی که پیدا کرد جد سرجدایم
دیدم اسیری رفتن آل خدا را
بس لطمه ها خورده زآن شام بلایم
ای زهر ممنونم که مرگم را رساندی
با مرگ از آن غصه وغمها رهایم
✍️ اسماعیل تقوایی
🌎 کانال بیان ناب
╭┅─────────┅╮
🌺 @BayaneNab
╰┅─────────┅╯
#اشعار
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
باقر علم نبی ام کشته ی زهر جفا
پنجمین ماه ولایت شاهد کرببلا
کودکی بودم میان کاروان آل حق
همره بابا شدم راهی به دریای بلا
دیده ام روزی که خونین گشت خاک نینوا
در نبرد جیش شیطانی واصحاب خدا
دیده ام رعنا جوان جد نیکویم حسین
قطعه قطعه پیکرش گردید با تیغ جفا
دیده ام طفل رضیعی را گلویش پاره شد
بر سر دست پدر اصغر نمودی جان فدا
دیده ام اشک وپریشانی بابا در حرم
تا که شد جد غریبم هل منش اندر نوا
بارها دیدم که عمه زینبم نالید با
غرقه در خون گشتن یک گل زگلزار ولا
آه از آندم که جدم قامتش در خون طپید
شد سرش با خنجر شمر لعین از تن جدا
وای از آندم که دشمن حمله بر احرام کرد
چشم گریان می دویدم در بیابان بلا
خون شود دل تا که یاد آرم غم آنروزها
بارها کردم دعا از مرگ پوشم یک قبا
زهر کین اینک وجودم را شرر انداخته
شکر می گویم که بنماید مرا حاجت روا
ازتو ممنونم ای زهر جفا راحت شدم
فزت رب میگویم اینک چون علی مرتضا
✍️ اسماعیل تقوایی
🌎 کانال بیان ناب
╭┅─────────┅╮
🌺 @BayaneNab
╰┅─────────┅╯