eitaa logo
🇮🇷بازگشت‌ازنیمه‌راه🇮🇷
1هزار دنبال‌کننده
50.1هزار عکس
35.5هزار ویدیو
107 فایل
﷽ خدایا چنان کن سرانجام کار ،که تو خشنود باشی و ما رستگار ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 💠الهم عجل لولیک الفرج💠 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ جهت ارتباط با مدیر کانال: @shahed45 جهت ارتباط با ادمین تبلیغات: @adminbazgasht_94
مشاهده در ایتا
دانلود
🔊 در چه گذشت؟ (2) بعد از رفتنش، هواخواهان فتنه، اعتراض به من را افزایش دادند. از جمله رئیس شورای سابق شهر یزد و استاندار دوران اصلاحات. گفت چرا بقیه‌ی مجالس امام حسین را به هم نمی‌زنی. در مقام جدل با او، گفتم که برای من افراد مهم نیستند، هرکس بر منبر دروغ بگوید، با او مخالفت می‌کنم. بعد هم لابلای حرف‌ها گفتم که این است و باید تخریب شود. انتشار این حرف، موجب برخی سوءتفاهم‌ها شد. در همان‌جا توضیح دادم که منظورم از مسجد، ساختمان مسجد نیست، بلکه آن هویتی است که در مسجد جریان دارد و آن هویت، تابع امام و مدیر مسجد است. اگر این مسجد در اختیار باشد، پایگاه انقلاب است و قلب شهر، ولی اگر امثال مسیح مهاجری بر منبر آن بالا رفتند، مسجدی است که پیامبر با آن می‌ستیزد و امیرالمؤمنین از حضور در آن منع می‌کند. البته اصراری بر تعبیر ندارم و برای رفع سوء تفاهم، آن را پس می‌گیرم. چندی نفری سخن از وحدت گفتند، و رفتار بنده را تفرقه‌آمیز و به زیان جامعه خواندند. همان‌جا عرض کردم: وحدتی که همه در آن رو به گمراهی باشند، مطلوب نیست. و البته اساساً وحدتی وجود نداشت، نشانه‌اش آن‌که بسیاری افراد در همان مجلس با بنده هم‌نظر بودند و آن را پس از اعتراض من اظهار کردند. وحدت آن‌گاه مطلوب است که بر مدار حق باشد، بگذریم. از دیشب تا به حال، بسیاری از دوستان و آشنایان اظهار لطف نموده‌اند. آن‌چه رخ داد، صحیحش لطف خدا بود و خطایش ناشی از کاستی این بنده. این پیام‌ها و دست‌مریزادها نشان می‌دهند که یزد نه پایتخت اصلاحات بلکه شهر و است. راستی فراموش نکنیم، همان کسی است که به آیت‌الله‌العظمی خویی نامه‌ی سرگشاده نوشت و مورد هجمه قرار گرفت، با ریاست‌جمهوری بنی‌صدر مخالفت کرد و مطرود بسیاری از دوستان شد، از حضور شیخ محمود حلبی در مراکز تجمع شهر منع کرد، از جولان نیروهای مجاهدین در یزد مانع شد، از سخنرانی در یزد جلوگیری کرد، و ... صدوقیِ یزد این است، نه آن‌چه برخی منتسبان روایت می‌کنند... 🌷🕊 @bazgashtaznimehrah
تا سیه‌روی شود هرکه در او غش باشد (۲) گفت که بگذاریم یک سخنران هرچه خواست بگوید، و به مخالف او هم دیگربار مهلت سخن داده شود. به ظاهر زیبا گفت، ولی- بر فرض که مخالف را مجال سخن دهند- نگفت که حاضرانِ این مجلس را دیگر کجا می‌توان گرد آورد تا پاسخ این شبهات را بشنوند. بله، اگر محیطی تحصیلی بود که مخاطبان در اختیار ما بودند، می‌شد آنان را ملزم به شنیدن سخنان هر دو طرف کرد و هم می‌شد آن کس را که سخن ناحق بر زبان رانده ملزم به پاسخ‌گویی نمود. ولی مسجد و منبر محیطی عمومی است که هر کس آزادانه می‌آید و هر وقت خواست می‌رود و در بیش‌تر موارد شناخته هم نمی‌شود. پس نمی‌توان پُزِ روشنفکری داد و فضا را برای اغواگری گشود. این عینِ بی‌اخلاقی و بی‌منطقی و تضییع حقوق عامه است، و آن‌گاه که با اغراض گره بخورد،‌ نتیجه‌ای جز شدیدترین گونه از نخواهد داشت. نمونه‌اش همین روایت‌های غرض‌ورزانه و تحریف آشکار حادثه‌ی حظیره است؛ آن‌گاه که نویسنده‌ی خبرگزاری تصریح می‌کند که از ماجرا بی‌اطلاع است ولی گستاخانه به نام تحلیل، یاوه می‌سراید. و این جماعت متکی بر همان کانون‌ها، مجال روایت صادقانه را از دیگران می‌ستاند و حقیقت در این میان ذبح می‌شود. و این چرخه‌ی هولناک و زجرآور ادامه می‌یابد. پس نباید فریب خورد و سکوت پیشه کرد. باید آگاهانه و منطقی فریاد کرد تا فریب‌کاران مهلتِ یاوه‌سرایی نیابند. بله، بیان آزاد است، ولی اغواء نه. 🌷🕊 @bazgashtaznimehrah