چه زیبا گفت آوینی شهید:
آنان که رفتند ،
کاری حسینی کردند ،
و آنان که مانده اند ،
باید کاری زینبی کنند!
حکایت این شب های ماست
میدان را خالی نکنیم✊
#الله_اکبر
#رهبر_شهید
#ملت_مبعوث
#فتح_خیبر
🟢@bdbahonar
💠 سریِ روایات دیدار با خانواده شهدا
🌷 لاله اول؛ برگ اول 🍀
🌹 روایتِ شهید علی نژادملایری
🌱بسم ربّ الشهدا و الصدیقین🌱
بعضی آدمها آمدنشان شبیه یک نشانه است؛
انگار خدا از همان لحظه تولد، قصهشان را جور دیگری مینویسد.
شهید عزیزمان «علی آقای نژاد ملایری» در روزی چشم به جهان گشود که عطر میلاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها در فضا پیچیده بود و نام امام خمینی رحمهالله نیز با آن روز گره خورده بود. مادرش تنها ۲۱ سال داشت که خدا این امانت را به او سپرد؛ امانتی که قرار بود ۲۱ سال بعد دوباره به صاحبش بازگردد.
و چه بازگشتی…
ساعت ۱۱ صبح یک روز شنبه، در ۲۱ سالگی، همزمان با سالروز شهادت امام خامنهای (مدظلهالعالی) و رحلت حضرت خدیجه سلاماللهعلیها، پر کشید.
انگار عدد ۲۱ برای او فقط یک عدد نبود؛
آغاز و پایان مسیری کوتاه، اما عمیق.
اما آنچه «علی آقای شهید» را ماندگار کرد، فقط تقارن تاریخ ها نبود؛ بلکه...
📌 #ادامه_دارد در لاله اول؛ برگ دوم
#روایت_دیدار
#اول_خانواده_شهید
#دیدار_خانواده_شهدا
🪴 @bdbahonar
در راستای لبیک به فرمان امام خامنه ای (مدظله العالی) و تأسی از سیره رهبر شهید(قدس الله نفسه الزکیه) برگزار میشود:
🌹 دیدار با خانواده معزز شهدا 🌹
با محوریت شهدای جنگ 12 روزه و رمضان
✅ ویژه دانشجویان
📌 ویژه برادران
میزبان این هفته خانواده شهید گرانقدر سید محمدصادق میرافضلی
📌زمان: چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ساعت ۱۶:۱۵
📌 برای کسب اطلاعات بیشتر و آدرس محل و هماهنگی برای حضور با شماره 09330541145 تماس حاصل فرمایید.
@bdbahonar
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید باهنر کرمان
💠 سریِ روایات دیدار با خانواده شهدا 🌷 لاله اول؛ برگ اول 🍀 🌹 روایتِ شهید علی نژادملایری 🌱بسم ربّ
💠 سریِ روایات دیدار با خانواده شهدا
🌷 لاله اول؛ برگ دوم 🍀
🌹 روایتِ شهید علی نژادملایری
🔰 ادامه برگ اول 🌱
اما آنچه «علی آقا» را ماندگار کرد، فقط تقارن تاریخها نبود؛
اخلاصش بود.
اخلاصش آنقدر بیصدا بود که حتی پدر و مادرش هم از بسیاری از کارهایش خبر نداشتند. نه اهل نمایش بود و نه اهل گفتن. کار میکرد، برای خدا.
همین بیادعایی، او را در دل دوستان و همرزمانش عزیز کرده بود. گاهی در جمع رزمندهها، به احترام علم و تقوایش جلو میایستاد و امام جماعت میشد.
در حالی که تا زمان شهادتش حتی خانوادهاش نمیدانستند او در مسابقات نهجالبلاغه سپاه، رتبه اول را کسب کرده است.
تسلطش به حدیث و معارف اهلبیت فقط در کتابها نمانده بود؛ در رفتارش جاری بود.
دغدغهاش «جهاد تبیین» بود.
هرجا مینشست، حرفش بوی روشنگری میداد.
و نام امام زمان(عج) در کلامش همیشه زنده بود.
در میدان نبرد هم شجاعتش زبانزد بود. همرزمانش میگفتند در چشمانش حتی ذرهای ترس دیده نمیشد؛ فقط آرامش. آرامش کسی که راهش را پیدا کرده بود.
او در کنار همه اینها یک دانشجو هم بود؛
دانشجوی مهندسی بیومکانیک.
خادم هیئت دانشگاه بود و در جذب بچهها به هیئت نقش جدی داشت. بیسر و صدا دلها را به مجلس اهلبیت گره میزد.
شاید خیلیها هنوز هم ندانند اولین بار چه کسی دستشان را گرفت و پایشان را به آن هیئت باز کرد…
📌 #ادامه_دارد در لاله اول؛ برگ سوم 🌱
#روایت_دیدار
#اول_خانواده_شهید
#دیدار_خانواده_شهدا
🪴 @bdbahonar
#گزارش_تصویری
• یاجبّــٰـار🌱
• متحدانه در مسیر حق✊🏻
┄┅┅┄⤏🇮🇷⇠┄┅┅┄
💠 مدرسه جنگ: با استقبال مستمر و ادامه دارِ دانش آموزان عزیز میهنمان و همکاری و مشارکت داوطلبانه آنها و دانشجویان برای تدریس، آموزش و تربیت نسل انقلابیمان.
💠 غرفه نوجوان: حضور و همکاری داوطلبانه و چشمگیرِ قشرِ نوجوانِ منطقه و ایجاد مستمر فضای تبیینی در این شبها و کافه گفتگوی مؤثر با موضوع دشمن شناسی، برگزاری مسابقه، انواع چالشها به همراه اهدای هدایا.
📍اینجا کرمان: میدان مشتاق
✨آموزه ای از جان✨
⟻ هرگز این را فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی شود.
📝 #شهید_ابراهیم_هادی
┄┅┅┄⤏🇮🇷⇠┄┅┅┄
#نصرت_الهی
#فتح_خیبر
#وارثان_رهبر_شهید
#دختران_تمدن_ساز
#ستاد_جنگ_تحمیلی_سوم
🔵 @bdbahonar
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید باهنر کرمان
💠 سریِ روایات دیدار با خانواده شهدا 🌷 لاله اول؛ برگ دوم 🍀 🌹 روایتِ شهید علی نژادملایری 🔰 ادامه برگ
💠 سریِ روایات دیدار با خانواده شهدا
🌷 لاله اول؛ برگ سوم 🍀
🌹 روایتِ شهید علی نژادملایری
🔰 ادامه برگ دوم 🌱
شنبه بود؛ همان روزی که موشک به پایگاه اصابت کرد.
حدود ساعت ۱۱ صبح.
بعدها گفتند از «علی» در آن انفجار، تنها دو پا باقی مانده بود…
همان جوانی که همیشه میگفت دوست دارد عاقبتش شبیه حاج قاسم باشد.
اما آن لحظه، در خانه پدری هنوز هیچکس چیزی نمیدانست.
پدر و مادرش خبر را نه از مسئولان، که از طریق یکی از دوستان شنیدند؛
فقط اینکه به مقرشان حمله شده است.
نه اسمی، نه خبری، نه تأییدی.
با این حال دلشان قرص بود.
تجربه دفعات قبل را داشتند.
میگفتند حتماً مثل همیشه عصر یا شب تماس میگیرد؛ وقتی از مهلکه بیرون آمده باشد.
عصر گذشت.
شب هم گذشت.
اما تلفن خانه ساکت ماند.
تماسها شروع شد؛ از این دوست به آن آشنا، از این واسطه به آن همرزم.
اما پاسخ همه یکی بود:
«خبری نداریم…»
و اینگونه ساعتها کش آمد؛
ساعتهایی پر از بلاتکلیفی، اضطراب، امید و ترس...
📌 #ادامه_دارد در لاله اول؛ برگ چهارم و پایانی 🌱
#روایت_دیدار
#اول_خانواده_شهید
#دیدار_خانواده_شهدا
🪴 @bdbahonar