هدایت شده از -پناهگاه𓏲࣪.
پشت سرش را نگاه کرد و او را دید. نمیخواست این مسیر در انتهای پایان یک شب فراموش شود؛ و تا ماه دوباره خود را به آنها بسپارد به انتظار بنشیند. نمی دانست حتی سایهٔ عشق روی کدام دیوار نقش بسته. نمی دانست قصه هایش را لابه لای کدام کدام کاغذ گم کرده است. تنها میخواست این مسیر را تا ابد با او ادامه دهد. این بار مسیرِ خانه تغییر کرده بود. این بار چیزی سنگین تر از تعلق در وجودش احساس میکرد. او راه خانه را وارونه پیمود اگرچه...
این همان حقیقت احمقانهٔ جاده ها بود!
_پناهگاه
هدایت شده از °•﴿.آب خـیــزان.﴾•°
در زمستان به جای رفتن به خواب زمستانی ، یادگیری و تمرین گیتار را ترجیح میدهد🎼🎻.