eitaa logo
سنگرانتفاضه| رحمت نژاد
534 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
506 ویدیو
11 فایل
الناز رحمت نژاد ✍️خبرنگار جبهه مقاومت/ مربی تربیتی و مدرس عضوفعال باشگاه ادبی بانوی فرهنگ طلبه مملکت و شاگردی در حال‌ آموختن عظیم‌ترین آرزویی که در سینه‌ام جا خوش کرده؛ پیروزی مقاومت فلسطین است...✌️ 🆔 @Elnaz_rahmatnejad
مشاهده در ایتا
دانلود
اللّٰهـمَ ؛ إن حالَ بَینی وَ‌ بینَهُ المَوت . . . ولی‌نه ،من‌میخوامـ تا زندہ‌امـ روی‌ماهـشوببینم @be_vaghte_del313
أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا... ڪجاست؟! صاحب، دلهاےگردوخاڪۍ مان.؟! @be_vaghte_del313
سنگرانتفاضه| رحمت نژاد
دلم آسِمون میخواد ... 💔😭
هواے دلم این روزها، چون آسمانِ ابریست ! که هی می‌گیرد فشرده می‌شود ُ میخواهد ببارد اما نمیبارد ... کاش تو بیایے آقا ... @be_vaghte_del313
ترسم که به جائی نرسم این رمضان هم آنقدر به عمرم رمضان آمده رفته...
سحر سوم.... سلام... ستاره غریب زمین! دو سحر از رمضان گذشت.. و سومین سیاهی هم، آسمان رمضان را فراگرفت. اماهنوز خبری از ظهور تو در دل زنگار گرفته من نیست! آموخته ام که سفره دار رمضان تویی و کسی در این ضیافت محبوب تر است که تو سهم بیشتری از قلبش را تسخیر کرده باشی! هر چه در لابلاي تپش های دلم جستجو می کنم خبری از شیدایی نمی یابم. من همان فرزند گریزپای توام که به درد نداشتنت عادت کرده است و همه سهمش از انتظار، فقط و فقط هیاهویی توخالی است! که اگر درد تو به استخوانش زده بود‌، سحری از رمضان را تنها به امید یافتنت سجاده نشینی می کرد. وای یوسف تنهاي من! این رمضان حاجتی عظیم، قلب مرا احاطه کرده است: تــــــو!! درد نداشتن تــــو... و دویدن مدام برای یافتنت. همه آرزويي است که در لابلاي مناجات سحر، بدنبالش می گردم. برای قلب بیمار من، چاره ای بينديش. قلب بیمارم جای خالی برای حضور مداوم تو ندارد. به امید علاج آمده ام. مرا دست خالی از گوشه سفره ات، رد مکن! به امید اجابت آمده ام.. یا مُجیبُ... یا مُجیبُ ... یا مُجیب @be_vaghte_del313
این روزها حال دلم معلوم نیست؛ چشم هایم بلا تکلیف اند؛ نمیدانند اشک شوق بریزند از رسیدن غدیر، یا اشک حسرت ببارند از ندیدن وارث غدیر؛ کاش مے آمدے و تکلیف این همه چشم منتظر معلوم میشد! @be_vaghte_del313
قدیم ترها ، جمعه ڪه میشد همون اولِ صُبحے مادرها جارو برمیداشتن جلوےِ دَرِ خونه رو جارو میزدن و آب میریختن ... خودم خوب یادمه عزیزم(مادربزرگم) یه خونه داشت ڪه حیاط دار بود ، بچه سال تر بودم ... یه جمعه اے با عزیزم رفتیم تو حیاط و عزیزم شروع کرد به جارو ڪردن ... تموم ڪه شد ، در خونه رو باز ڪرد و جلو در رو هم جارو زَد و یِهو اشڪِش ریخت ... پرسیدم ڪه چرا گریه میڪنه و گفت | میدونے چرا جلو در و جارو میزنم ؟ جمعه ست اگه آقا اومد به بهونه ےِ سر زدن هم ڪه اومد ، زیر پاشون رو تمیز ڪرده باشم ... | یادم مونده همین ... از همون بچگیام !! با خودم فڪر ڪه میڪردم ، میگفتم بزرگ شدم یه خونه حیاط دار میگیرم و هر جمعه آب و جارو میڪنم تا آقا بیاد ... 💚 بلاخره اینهمه چشم انتظارے یه جوابے داره !! الان با خودم هر جمعه میگم ؛ حیاط خلوتِ دل هم ، آب و جارو میخواد ! امامِ دل هر جمعه سَر میزنه به دلِ ڪسے ڪه دوسِش داره ... هر جمعه اے ڪه میشه منتظره ڪه ببینه مُنتظرِش ڪِی حیاطِ دلشو برا اومدنِ امامِش جارو میڪُنه و آب میزنه و ... مُنتظره ببینه ڪی یه دل داره و یه دلبر !! سخته ڪه آقا بیاد و ببینه جایے حتےٰ برا عبور ڪردن هم نمونده ! 💔 حیاط خلوتِ دل جارو میخواد ... تا جارو ڪنے و ببرے هر ڪے رو ڪه غیرِ اون اشتباهے جاش دادی !! آب میخواد ... تا بشوره ببره جاےِ عبورِ ڪسایے رو ڪه چرخیدن تو حیاطِ دل !! آقا جمعه ها ڪه نه ... هر روز منتظره تا آب و جارو ڪنیم دلامونو تا سَر بزنه ! شده تنها به ڪسے ڪه آب و جارو ڪرده باشه !! | حیاطِ خلوتِ دلامونو آب و جارو ڪه ڪنیم ، آقا میاد | . . @be_vaghte_del313
قدیم ترها ، جمعه ڪه میشد همون اولِ صُبحے مادرها جارو برمیداشتن جلوےِ دَرِ خونه رو جارو میزدن و آب میریختن ... خودم خوب یادمه عزیزم(مادربزرگم) یه خونه داشت ڪه حیاط دار بود ، بچه سال تر بودم ... یه جمعه اے با عزیزم رفتیم تو حیاط و عزیزم شروع کرد به جارو ڪردن ... تموم ڪه شد ، در خونه رو باز ڪرد و جلو در رو هم جارو زَد و یِهو اشڪِش ریخت ... پرسیدم ڪه چرا گریه میڪنه و گفت | میدونے چرا جلو در و جارو میزنم ؟ جمعه ست اگه آقا اومد به بهونه ےِ سر زدن هم ڪه اومد ، زیر پاشون رو تمیز ڪرده باشم ... | یادم مونده همین ... از همون بچگیام !! با خودم فڪر ڪه میڪردم ، میگفتم بزرگ شدم یه خونه حیاط دار میگیرم و هر جمعه آب و جارو میڪنم تا آقا بیاد ... 💚 بلاخره اینهمه چشم انتظارے یه جوابے داره !! الان با خودم هر جمعه میگم ؛ حیاط خلوتِ دل هم ، آب و جارو میخواد ! امامِ دل هر جمعه سَر میزنه به دلِ ڪسے ڪه دوسِش داره ... هر جمعه اے ڪه میشه منتظره ڪه ببینه مُنتظرِش ڪِی حیاطِ دلشو برا اومدنِ امامِش جارو میڪُنه و آب میزنه و ... مُنتظره ببینه ڪی یه دل داره و یه دلبر !! سخته ڪه آقا بیاد و ببینه جایے حتےٰ برا عبور ڪردن هم نمونده ! 💔 حیاط خلوتِ دل جارو میخواد ... تا جارو ڪنے و ببرے هر ڪے رو ڪه غیرِ اون اشتباهے جاش دادی !! آب میخواد ... تا بشوره ببره جاےِ عبورِ ڪسایے رو ڪه چرخیدن تو حیاطِ دل !! آقا جمعه ها ڪه نه ... هر روز منتظره تا آب و جارو ڪنیم دلامونو تا سَر بزنه ! شده تنها به ڪسے ڪه آب و جارو ڪرده باشه !! | حیاطِ خلوتِ دلامونو آب و جارو ڪه ڪنیم ، آقا میاد | . . @be_vaghte_del313
این روزها حال دلم معلوم نیست؛ چشم هایم بلا تکلیف اند؛ نمیدانند اشک شوق بریزند از رسیدن ، یا اشک حسرت ببارند از ندیدن وارث غدیر؛ کاش مے آمدے و تکلیف این همه چشم منتظر معلوم میشد! @be_vaghte_del313
... امشب زینب... نه حسین دارد، نه عبـاس نه علی اکبر، نه جعفـر و عـون و عبدالله امشب طِفلِ رُباب آرام خوابیده 😭 قـاسمِ نوجوان به آرزویش رسیده ... دُخترانِ حَـرَم امشب گوشواره ندارند... 😭 به جای آن یک جفت گوشِ پاره یِ خون آلود دارند ،بیقرار به دنبالَ سـوارِمهربـانِ خود میگردد امـشب زینب است و چند بَچه یِ کوچک که هرکدام بهانه ی پدرانشان را میگیرند... امشب زینب است و چند سرِ بریده یِ آشنا بر نیـزه ها😭 در نزدیکیِ خیـمه هایِ سوختـه یِ نینـوا... زینب است و استواریِ همیشگی اش و بـاز زینب است و غَمی که جِنسَش فـَرق میکند... . . عمـه جان زینب؛ بمیرم بَرایِتان😭 امـان از دلت جان غـَمِ مادر دیدی، غَمِ پـدر دیدی غـَمِ را دیدی غـَمِ حُسِینَت را چگـونه تاب می آوری؟😭 امشـب موهایت به یکباره سپید شد... 😭 عمـه جان مولایِ زَمانَمان به ما گفته اند خدا را به حَـقِ شُما قَسَم بدهیم تا بیایند😭 عمـه جان شما دعا کنید تا تان بیاید... بیاید تا مرحَمی باشَد بَر دِلِ سوخته و داغ دیده تان.. بر دردی که سالهاست جِگَر شیـعه که نه، جِگـَر همه ی انسانهای آزاده یِ جَهان را می سوزاند... عمه جان شما دعا کنید می آید... آن مَرد می آید... @be_vaghte_del313
قدیم ترها ، جمعه ڪه میشد همون اولِ صُبحے مادرها جارو برمیداشتن جلوےِ دَرِ خونه رو جارو میزدن و آب میریختن ... خودم خوب یادمه عزیزم(مادربزرگم) یه خونه داشت ڪه حیاط دار بود ، بچه سال تر بودم ... یه جمعه اے با عزیزم رفتیم تو حیاط و عزیزم شروع کرد به جارو ڪردن ... تموم ڪه شد ، در خونه رو باز ڪرد و جلو در رو هم جارو زَد و یِهو اشڪِش ریخت ... پرسیدم ڪه چرا گریه میڪنه و گفت | میدونے چرا جلو در و جارو میزنم ؟ جمعه ست اگه آقا اومد به بهونه ےِ سر زدن هم ڪه اومد ، زیر پاشون رو تمیز ڪرده باشم ... | یادم مونده همین ... از همون بچگیام !! با خودم فڪر ڪه میڪردم ، میگفتم بزرگ شدم یه خونه حیاط دار میگیرم و هر جمعه آب و جارو میڪنم تا آقا بیاد ... 💚 بلاخره اینهمه چشم انتظارے یه جوابے داره !! الان با خودم هر جمعه میگم ؛ حیاط خلوتِ دل هم ، آب و جارو میخواد ! امامِ دل هر جمعه سَر میزنه به دلِ ڪسے ڪه دوسِش داره ... هر جمعه اے ڪه میشه منتظره ڪه ببینه مُنتظرِش ڪِی حیاطِ دلشو برا اومدنِ امامِش جارو میڪُنه و آب میزنه و ... مُنتظره ببینه ڪی یه دل داره و یه دلبر !! سخته ڪه آقا بیاد و ببینه جایے حتےٰ برا عبور ڪردن هم نمونده ! 💔 حیاط خلوتِ دل جارو میخواد ... تا جارو ڪنے و ببرے هر ڪے رو ڪه غیرِ اون اشتباهے جاش دادی !! آب میخواد ... تا بشوره ببره جاےِ عبورِ ڪسایے رو ڪه چرخیدن تو حیاطِ دل !! آقا جمعه ها ڪه نه ... هر روز منتظره تا آب و جارو ڪنیم دلامونو تا سَر بزنه ! شده تنها به ڪسے ڪه آب و جارو ڪرده باشه !! | حیاطِ خلوتِ دلامونو آب و جارو ڪه ڪنیم ، آقا میاد | . . @be_vaghte_del313
قدیم ترها ، جمعه ڪه میشد همون اولِ صُبحے مادرها جارو برمیداشتن جلوےِ دَرِ خونه رو جارو میزدن و آب میریختن ... خودم خوب یادمه عزیزم(مادربزرگم) یه خونه داشت ڪه حیاط دار بود ، بچه سال تر بودم ... یه جمعه اے با عزیزم رفتیم تو حیاط و عزیزم شروع کرد به جارو ڪردن ... تموم ڪه شد ، در خونه رو باز ڪرد و جلو در رو هم جارو زَد و یِهو اشڪِش ریخت ... پرسیدم ڪه چرا گریه میڪنه و گفت | میدونے چرا جلو در و جارو میزنم ؟ جمعه ست اگه آقا اومد به بهونه ےِ سر زدن هم ڪه اومد ، زیر پاشون رو تمیز ڪرده باشم ... | یادم مونده همین ... از همون بچگیام !! با خودم فڪر ڪه میڪردم ، میگفتم بزرگ شدم یه خونه حیاط دار میگیرم و هر جمعه آب و جارو میڪنم تا آقا بیاد ... 💚 بلاخره اینهمه چشم انتظارے یه جوابے داره !! الان با خودم هر جمعه میگم ؛ حیاط خلوتِ دل هم ، آب و جارو میخواد ! امامِ دل هر جمعه سَر میزنه به دلِ ڪسے ڪه دوسِش داره ... هر جمعه اے ڪه میشه منتظره ڪه ببینه مُنتظرِش ڪِی حیاطِ دلشو برا اومدنِ امامِش جارو میڪُنه و آب میزنه و ... مُنتظره ببینه ڪی یه دل داره و یه دلبر !! سخته ڪه آقا بیاد و ببینه جایے حتےٰ برا عبور ڪردن هم نمونده ! 💔 حیاط خلوتِ دل جارو میخواد ... تا جارو ڪنے و ببرے هر ڪے رو ڪه غیرِ اون اشتباهے جاش دادی !! آب میخواد ... تا بشوره ببره جاےِ عبورِ ڪسایے رو ڪه چرخیدن تو حیاطِ دل !! آقا جمعه ها ڪه نه ... هر روز منتظره تا آب و جارو ڪنیم دلامونو تا سَر بزنه ! شده تنها به ڪسے ڪه آب و جارو ڪرده باشه !! | حیاطِ خلوتِ دلامونو آب و جارو ڪه ڪنیم ، آقا میاد | . . @be_vaghte_del313