بـہ نام زن
𑑛@Zhivaar | عباسمعروفــے دنبال زخمی تازه میگشت تا درد کهنهاش را از یاد ببرد.
𑑛@Zhivaar | شمسلنگرودۍ
قصه که تمام میشود آدمها به کجا میروند؟
چرا واقعا با اونی که خیلی دوسش داریم بیشتر دعوا میکنیم؟ اونی که بهش بیشتر از همه احتیاج داریم رو کمتر میبینیم و اونی که دوست داریم کنارمون باشه تو گوشیه و کیلومتر ها ازمون دوره؟
.
∵ پاییز در راه است ؛
∵ ابرها کم کم میآیند
∵ کوچهها یک بند میخندند.
∵ خیابانها پر از عاشقانه ؛
∵ و پاییز را بیشتر از آنچه که هست،
∵ دوست داشتنی میکند!
∵ یک موسیقیِ آرام بخش
∵ که صدایِ خش خش برگهایِ
∵ زیر قدمت باشد🙃🧡🍁!..
▹ · – · – · – · –· –· 𖥸 · – · – · – · –· – ◃
↻« ᴇɪᴛᴀᴀ.ᴄᴏᴍ.ᴢʜɪᴠᴀᴀʀ »
🌞🌾
- پَس زَخم هایِمان چِه ؟
نور اَز میانِ همین زَخم ها ، وارِد می شَوَد !
♥️:ᴇɪᴛᴀᴀ.ᴄᴏᴍ.ᴢʜɪᴠᴀᴀʀ
🙂✨"
گفته بودم؟
همه رنگی به تو می آید
و وقتی می روی
دنیای من
سراسر بی رنگ می شود؟
- عباس معروفی-
♥️:ᴇɪᴛᴀᴀ.ᴄᴏᴍ.ᴢʜɪᴠᴀᴀʀ
دیشب با خانواده نشستیم رئیس مزرعه دیدیم ؛
سر همون صحنهای ك می دونید اشکم در اومده
بود ، بابام گفت :
- واقعا بخاطر یه گاو گریه میکنی ?!
روم نشد بهش بگم : پدرِ من نمیدونی دخترت
بخاطر چه گااااااااوهایی ك گریه نکرده : ))!🐄🥹🩷