تا -جـان- بُـوَدَم در تن, رو از تـو نـگردانـم،
زيرا کہ -حـيات- جان, با روی تـو میبينم💙!
عطار نیشابوری
و من اکنون در حوالیِ بیست و چندسالگی،
دانستم کہ عشق غمگین است🥀..!
وقتی تو آنجا در تمام عکسهایت میخندی
و من اینجا ذرھ ذرھ تمام میشوم🚶🏿♀..
سحر رستگار
نمیگیرد کسی مثل نفس در سینہ جایت را،
چہ باشی چہ نباشی دم بہ دم دارم هوایت را💨..
جواد منفرد
چہحـالے داشتم با رفتنت، سربستہ میگویم:
- شبیہ حـال مردے شـاهد اعدام فرزندش🚶🏿♂..
حسین زحمتکش
بـہ نام زن
دستهایت مال من🤝؟!
با دستهای من بنویس،
با دستهای من غذا بخور،
با دستهای من موهایت را مرتب کن..
فقط دستهایت را، از تنم بر ندار💛!
عباس معروفی
گاھ آن کس کہ بہ ࢪفتن چمدان💼 میبندد،
ࢪفتنی نیست!
دو چشم نگࢪان میخواهد..
آࢪش شهیرپوࢪ
گفت:
- احوالِ دلت چیست!؟
بہ ایشان گفتم:
+ من بہ تنهاییِ خود عادتِ خوبی دارم🦅..!
حمیدرضا پگاھ
یڪی بیاید تنهایی را از من بگیرد🚶🏿♀..
دستهای من برای نگاه داشتن این
تنهاییِ بزرگ، کوچک است:))..!
نسرین وثوقی
یڪدم آرام ندیدم دلِ خود را همہ عمر..
جز؛
هماندم ڪہ دلـم بود و دلـت بود و دلـت❤️!
علی علیخانی
صدام کرد.. گفتم:
- بلـہ؟!
گفت:
+ ببین! آدم برای بلـہ گفتن و شنیدن
زیادھ؛ من ولی فرق میکنم،
میخوام جـانمت باشم💙🖇..!
طاهرھ اباذریهریس