eitaa logo
بفرمائید شعر🌱
313 دنبال‌کننده
224 عکس
142 ویدیو
1 فایل
در این خلوتگاه بر بال شعر در آسمان خیال پرواز کنید. عضوکانال دیگرمون هم بشید(#ملکه_باش) حتما خوشتون می یاد.👇 @malakeh_bash
مشاهده در ایتا
دانلود
فرهادم و شیرینی‌ات از بس که زیاد است باید که شبی سر به بیابان بگذارم ✍️ 📚@befarma_sher
لاکچریترین چیز در چیست ؟👆 ✍️ 📚@befarma_sher
. در وجود آدمی سه هزار مار هست و هر هزار مار به یک لقمه‌ی آکل (غذا) زنده می‌شوند و اگر از سه لقمه یک لقمه کم کنی، هزار مارِ نفِس تو مرده می‌شود و اگر دو لقمه کم کنی، دو هزار مار مرده شود. اگر یک لقمه زیاده کنی، هزار مارِ نفس تو زنده شود. خدا ما را توفیق دهد به کم و کم و کم ...! فیه‌مافیه ✍️ 📚@befarma_sher
✨مهدی سهیلی✨ 🔸(م 1366 ه.ش) روح ما را حق ز سویی می کشد، شیطان ز سویی عقل روشن بین ز یک سو، نفس نافرمان ز سویی در هجوم زندگانی، می‌برد ما را چو موجی شهوت عصیان ز سویی، قدرت ایمان ز سویی کشتی بی بادبانِ آدمی را می رباید جذبه ساحل ز سویی، حمله طوفان ز سویی در کویر آفرینش، مرد و زن را می‌کشاند رحمت یزدان ز یکسو، غفلت انسان ز سویی نور باران می‌کند شب‌های مردان را مشعل عرفان ز سویی، طلعت رحمان ز سویی در سکوت خلوت شب عالمی داریم با هم من ز سویی، دل ز سویی، دیده گریان ز سویی ✍️ 📚@befarma_sher
یوسف محقق کاسه آبی به پشتم مادرم پاشید ورفت / تاکه برگردم شنیدم ازغمم نالیدورفت/ دیده بودم خواب مادر راشب میلاد،من / لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسید ورفت/ مادرم چندین بهاراست ازکنارم رفته است/ مثل مامور ازبهشت آمدمرا[پائید] ورفت/ قوم وخویشانم مکرراین خبررامیدهند/ مادرت درخواب ماحال توراپرسیدورفت/ من به قربانت که هرجارفته ای یادمنی/ یادتوهرنیمه شب روی مراپوشید ورفت/ شعرزیبایی‌به‌عشقش‌گفته‌بودم‌که ندید/ آمداواماشبی بر شعر من بالید ورفت/ مادرم رفته ولی در خاطراتم مانده است/ روزمادر چشم اوآمد به من خندیدورفت/ تقدیم به تمام مادران اسمانی/ ✍️ 📚@befarma_sher
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤍«دائما‌طاهر‌باش! وبه‌حال‌خویش‌ناظر‌باش‌ وعیوب‌دیگران‌راساتر‌باش وازهمه‌گریزان‌باش یعنی‌باهمه‌باش‌وبی‌همه‌باش.!» ✍️ 📚@befarma_sher
هدایت شده از ملکه باش✨
شما زن‌ها خوشبختید چون بلدید خام‌ را پخته کنید، طعم‌های بد را  چشیدنی کنید، زخم‌‌ها را ببندید. دکمه‌های افتاده را بدوزید لکه ها را ببرید، آلودگی‌ها را بشویید، اشک‌ها را پاک کنید، سامان بدهید به نا بسامانی‌ها و منظم کنید، بی نظمیها را. با بغض توی گلو لبخند بزنید با کمر درد، خرید کنید. با خواب آلودگی، کاردستی ناتمام کودک را کامل کنید. لب‌هایمان را به شادی و خنده گره بزنید در اجتماع حضور پیدا کنید و همزمان خانه را مدیریت کنید عشق را در خانه و محبت را درجامعه جاری کنید به همه بیاموزید دلسوزانه به مام وطن خدمت کنند همانگونه که برای خانه‌شان دلسوزند و با پشت صاف و گردن افراشته مستقیم در چشمهای زندگی نگاه کنید و بگویید: تو هر چقدر سخت باشی، زندگی!  من از تو سر سخت ترم شما زن‌ها فقط زندگی را نمی‌سازید شما خودِ خودِ زندگی هستید روز شما مبارک🌹 🍃 یک‌سبک‌زندگیست. عضو شوید.👇 🍃@malakeh_bash ••┈┈••✾••✾••✾••┈┈••
من به قربان تو و مهر و وفای تو ننه نیست زیباتر از آن لحن و صدای تو ننه زیر پای تو شنیدم که بود باغ بهشت من شوم خاک کف گالش پای تو ننه گشته از زحمت ما موی تو چون برف سفید یاد دارم من از آن موی سیای تو ننه سفره ات پر بود از عطر دل انگیز بهار  بوی گل میرسد از قوری و چای تو ننه گرچه در دست نداری تو النگوی طلا گشته عالم همه رخشان ز طلای تو ننه قد من گشته بلند و قد تو گشته کمان یاد دارم من از آن قدِ رسای تو ننه رنگ موی تو بود رنگ طلا رنگ عقیق عالمی مات شد از رنگ حنای تو ننه یاد دارم به لبت بود همه ذکر حسین خوش بود  آرزوی کرب و بلای تو ننه صبحدم آن گل نوخاسته آمد به صدا گفت بلبل شده شیدا ز نوای تو ننه هرچه توفیق نصیبم شده از لطف تو شد می کند معجزه آهنگ دعای تو ننه از خدا می طلبم عزت و شادابی تو بخورد بر سر من درد و بلای تو ننه ✍️ 📚@befarma_sher
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آب مهریه اش، زمین قُرُقش پرده دارش سماء، ملک بنده‌اش دامنش، پرورش دهنده حُسن اِی به قربان پنج فرزندش! ✍️ 📚@befarma_sher
سر کلاس‌ استاد از دانشجویان‌ پرسید: این‌ روزها شهدای‌ زیادی‌ رو پیدا می‌کنن‌ و میارن‌ ایران ... به‌ نظرنتون‌ کار خوبیه؟ کیا موافقن؟ ۱ نفر کیا مخالف؟ همه‌ به‌ جز ۱ نفر دانشجویان‌ مخالف‌ بودن بعضی‌ها‌ می‌گفتن: کار ناپسندیه نباید بیارن ... بعضی‌ها می‌گفتن: ولمون‌ نمی‌کنن گیر دادن‌ به‌ چهار تا استخوووون ملت‌ دیوونن بعضی‌ها می‌گفتن: آدم‌ یاد‌ بدبختیاش‌ میفته تا اینکه‌ استاد درس‌ رو شروع‌ کرد ولی خبری‌از برگه‌های‌ امتحان‌ جلسه‌ قبل‌ نبود همه‌ سراغ‌ برگه‌ها رو می‌گرفتند. ولی‌ استاد جواب‌ نمیداد یکی‌ از دانشجویان‌ با عصبانیت‌ گفت: استاد برگه‌ها مون‌ رو‌ چیکار کردی شما‌ مسئول‌ برگه‌های‌ ما بودی استاد روی‌ تخته‌ کلاس‌ نوشت: من مسئول‌ برگه‌های‌ شما‌ هستم استاد گفت: من‌ برگه‌هاتون‌ رو گم‌ کردم‌ و نمی‌دونم‌ کجا گذاشتم؟ همه‌ دانشجویان‌ شاکی‌ شدن. استاد گفت: چرا برگه‌هاتون‌ رو‌ می‌خواین؟ گفتند: چون‌ واسشون‌ زحمت کشیدیم درس‌ خوندیم هزینه‌ دادیم زمان‌ صرف‌ کردیم هر چی‌ که‌ دانشجویان‌ می‌گفتند استاد روی تخته‌ می‌نوشت استاد گفت: برگه‌های‌ شما رو توی‌ کلاس بغلی‌ گم‌ کردم‌ هرکی‌ می‌تونه‌ بره‌ پیداشون‌ کنه یکی‌ از دانشجویان‌ رفت‌ و بعد از چند‌ دقیقه‌ با برگه‌ها‌ برگشت استاد برگه‌ها رو گرفت‌ و تیکه‌ تیکه‌ کرد. صدای‌ دانشجویان‌ بلند شد. استاد گفت: الان‌ دیگه‌ برگه‌هاتون‌ رو نمی‌خواین!چون‌ تیکه‌ تیکه‌ شدن! دانشجویان‌ گفتن: استاد برگه‌ها رو می‌چسبونیم. برگه‌ها رو به‌ دانشجویان‌ داد‌ و گفت: شما از یک‌ برگه‌ کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش‌ کردید تا پیداشون‌ کردید پس‌ چطور توقع‌ دارید مادری‌ که‌ بچه‌اش‌ رو‌ با‌ دستای خودش‌ بزرگ‌ کرد‌ و فرستاد جنگ الان منتظره‌ همین‌ چهارتا استخونش‌ نباشه؟ بچه‌اش‌ رو می‌خواد، حتی‌ اگه‌ خاکستر شده‌ باشه. چند‌ دقیقه‌ همه‌ جا‌ سکوت‌ حاکم‌ شد! و همه‌ از حرفی‌ که‌ زده‌ بودن‌ پشیمون‌ شدن!! تنها کسی‌ که‌موافق‌ بـود . . فرزند‌ شھیدی‌ بود که‌ سالھا منتظر بابـاش‌ مونده بود. . ✍️ 📚@befarma_sher