💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
پایش ز دست آبله آزار می کشد
از احتیاط دست به دیوار می کشد
در گوشه ی خرابه کنار فرشته ها
با ناخنی شکسته ز پا خار می کشد
دارد به یاد مجلس نامحرمان صبح
بر روی خاک عکس علمدار می کشد
او هرچه می کشد به خدای یتیم ها
از چشم های مردم بازار می کشد
گیرم برای خانه تان هم کنیز شد
آیا ز پرشکسته کسی کار می کشد؟
چشمش مگر خدای نکرده چه دیده است؟
نقشی که می کشد همه را تار می کشد
لب های بی تحرک او با چه زحمتی
خود را به سمت کنج لب یار می کشد
شاعر :علی اکبر لطیفیان
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
سخت است مجنون دور از لیلا میوفتد
دختر که باباییست بی بابا میوفتد
گردن نمیماند برای آن کسی که..
روی شتر با سر از آن بالا میوفتد
دعوا کن آن مرد حرامی عرب را
با نیزه اش دنبال دخترها میوفتد
روی خودش را میکند یک سمت دیگر
چشم عمو به گوشهایم تا میوفتد
یک لحظه فکرش را بکن که عمه زینب..
در بین این نامردها تنها میوفتد
بابا!شده با اسب دنبال تو باشند؟
دختر که خیلی میدود از پا میوفتد
پا میگذارد یک نفر بر چادر من
روی سر خود میکشم.. اما می افتد!
یکجور نیمِ صورتم سرخ و سیاه است
عمه بیاد مادرش زهرا میوفتد
پیرزنی بر صورت من چنگ انداخت
جای خراشش بر رخ حورا میوفتد
با گریه ام بیچاره کردم شامیان را
سیلاب اشکم بر همه دنیا میوفتد
پوریا هاشمی
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
من آن شمعم كه آتش كرده خاموشم
همه كردند به غير از چند پروانه فراموشم
اگر بيمار شد كس گل برايش مي برند و من
بجاي دسته گل باشد سر بابا در آغوشم
پس از قتل تو اي لب تشنه آب آزاد شد بر ما
شرار آتش است اين آب بر جانم نمي نوشم
تورا در بوريا پيچند و جسم من كفن گردد
بجان مادرت ، هرگز كفن بر تن نمي پوشم
(دوباره از سقيفه دست آن ظالم برون آمد)
(كه مثل مادرت زهرا ز سيلي پاره شد گوشم)
اگر گاهي رها مي شد ز حبس سينه فريادم
به ضرب تازيانه قاتلت مي كرد خاموشم
فراق يار و سنگ اهل شام و خنده دشمن
من آخر كودكم اين كوه سنگين است بر دوشم
***
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
السلام و علیک یا زینب
آمدم تا حواله ام بکنی
کاش من را مدافع حرم
عمه جان سه ساله ام بکنی
پدر و مادرم به قربانت
جان عالم تصدق سرتان
سایه افکنده است بر گنبد
پرچم غیرت برادرتان
شاه بانو اگر اجازه دهی
مرثیه خوان گریه باشم من
دوست دارم مدافع حرم
ماه بانو رقیه باشم من
باید این بار بین مقتل ها
روضه در روضه اجتماع کنیم
حرمش جای خود ولی حالا
باید از بودنش دفاع کنیم
عده ای روی منبر این شهر
روضه ها را خیال می دانند
بودن این سه ساله بانو را
مثل فرضی محال می دانند
کربلا را شنیده اند فقط
کاروان را ندیده اند ولی
وسط مجلس شراب یزید
خیزران را ندیده اند ولی
دختری باز هم بهانه گرفت
آه عمه ... پدر نمی آید ؟
گفته بودی که رفته است سفر
پس چرا از سفر نمی آید ؟
ناگهان آفتاب نازل شد
سر خورشید بود و خاکستر
دفتر شعر دشت لاله شد و
غزلی با سه بیت شد پرپر
کربلا بی رقیه ممکن نیست
ما به این خانواده مدیونیم
ما به لیلای حضرت ارباب
سخت دلبسته ایم و مجنونیم
میروم تا که کشته درد و
غربت دختر حسین شوم
دوست دارم مدافع حرم
خواهر شاه عالمین شوم
نذر کردم اگر شهید شدم
دور سازند این هیاهو را
گفته ام مادرم بی اندازد
سفره این سه ساله بانو را
نان و خرما و گوشواره و شمع
کاش یک جفت کفش کوچک را...
بگذارند پیش تابوت اش
جای زنجیرها عروسک را
سفره ی اشک ، سفره ی روضه
چشمه ی پاکی است ای مردم
سفره اش مثل مادرش زهرا
چادری خاکی است ای مردم
مثل " دارالشفاست " این سفره
نان و خرما که نیست درمان است
به خدا خشت خام این سفره
حسرت حضرت سلیمان است
آبروی دعاست این سفره
آرزوی خداست این سفره
بنویسید حاجت دل هاست
سفر کربلاست این سفره
همه ی شهر خوب می دانند
شمع این سفره شمع محفل هاست
سفره ی حضرت رقیه ی ما
بهترین چاره ساز مشکل هاست
هر که این جا نیاز آورده
آبرومند بی نیازی هاست
سربه زیری کنار این سفره
تازه آغاز سرفرازی هاست
اشک هایم فدای این سفره
بغض دارد هوای این سفره
کاش میشد تمام عمرم را
بنشینم به پای این سفره
ابراهیم زمانی
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
همه را گریه ام آخر به تقلا انداخت
شام را در غمِ دلشوره ی فردا انداخت
خیلی از مجلسِ امروز اذیّت شده ام
خاکرا باید از این کاخ و ستونها انداخت.
"اَبَتا" گفتم و یک شهر بِهم ریخت وَ بعد...
عمّه را یادِ در و ناله ی زهرا انداخت!
آهِ این سینه ی پا خورده ی من میگیرد
فکر کردند مرا میشود از پا انداخت!
جگری مانده برایم که به دردی بخورد
باید انگار تورا یادِ مداوا انداخت.
تا که آورد سرت را ، سرِ من تیر کشید
یادم افتاد که با چوب ، سرت را انداخت
این که آورد تورا بین طَبَق فکر کنم...
با عجله ، دو سه دندانِ تورا جا انداخت!!!
با سرش از سرِ ناقه به زمین خورد گُلت
زجر هم آمد و بر ساقه ی او تا انداخت.
بیشتر دلخور از اینم که چرا با گیسو...
بدنم را جلوی نیزه ی سقّا انداخت.
راستی : از سرِ بازار خبر داری که...
هرکسی خواست به ما چشمِ تماشا انداخت؟!
حلقه ی جمعیتِ بی سر و پاهای یهود
عمّه را در وسطِ معرکه تنها انداخت.
امشب از شام مرا پَر ندهی میمیرم
کارِ خیر است ، نباید که به فردا انداخت!
استاد حبیب نیازی
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
دیدم به روی نیزه ها بابا سرت را
دیدم به دست ساربان انگشترت را
بابا بمیرم تشنه بودی بین گودال
پوشانده تیر و نیزه ها آن پیکرت را
بابا تو رفتی و حرم رفته به غارت
خیلی کتک زد قاتل تو خواهرت را
راس تو روی نیزه ها باشد قبول است
اما به روی نیزه ها زد اصغرت را
دستان ما بستند و در بین اسیری
هنگام رفتن دیده ام بال و پَرَت را
وقتی که افتادم حواست بود بابا؟
حتما تو دیدی حال و روزِ دخترت را
بابا وَرَم دارد تمام صورتِ من
سیلی زده یک مرد جنگی دلبرت را
بابا نشان پیری از موی سپید است؟
گفتی تو روزی سرگذشت مادرت را
آتش میان خیمه افتاد و سرم سوخت
انگار سوزانده کسی موی سرت را
من دخترم، باباییم، تقصیر من چیست؟
بابا بغل کن باز هم این دخترت را
عبدِ کریم
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
چه تکریمی نموده شهر شام از باب حاجاتش
سه روزی مانده این حوریه پشت باب ساعاتش
سر بازار نُه ساعت سر پا ایستاده او
کسی که نُه فلک بنشسته بر خوان کراماتش
همای منزلت بود و خرابه منزل او شد
همان که شد بهشت آبادی کنج خراباتش
همان که مریم از نور رخش انجیل میخواند
که بوده پردهدار محملش در راه شاماتش
به جای گل نثار مقدمش خار مغیلان شد
چه استقبال گرمی کرد از او خاکستر و آتش
برای صورت حوریه برگ گل ضرر دارد
چرا پس ضربه سیلی نمیکرده مراعاتش؟!
کشیده آه را در بند خود زنجیری از آهن
اسیر سلسله هستند در این شهر ساداتش
نشسته سر به دامانی که عطر فاطمه دارد
سر زخمی "مصباح الهدی" در بین مشکاتش
تمام دردها را برد از یادش سر بابا
چگونه یک طبق زخم است مرهم بر جراحاتش؟!
هزار و نهصد و پنجاه تا زخم است بر جسمش
هزار و نهصد و پنجاه دفعه شد مواساتش
به فکر انتقام از چوب بود و بر لبش می زد
ببین پر کرده عالم را نوای یالثاراتش
محسن حنیفی
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
با سر رسیده ای بگو پیکرت کجاست؟
بابا دگر برادر آب آورت کجاست؟
چشمت که نیمه باز شده حالا لبی بزن
بابا بگو علی اصغر و اکبرت کجاست؟
هر کَس ز پیکر تو غارتی نمود
پیراهنی که داد به تو مادرت کجاست؟
بابای من ز غنچه ی پرپرشدت بپرس
دُخت سه ساله ام تو بگو معجرت کجاست؟
سید امیر میثم مرتضوی
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
انگار روح فاطمه در او دمیده بود
آیینه ای که دیده عالم ندیده بود
هنگام خواب در بغل عمه زینبش
دختر نگو بگو ملکی آرمیده بود
از هر طرف پدر به تماشاش می نشست
از بس که او به حضرت زهرا کشیده بود
یادش به خیر آن شب جشن سه سالگیش
با با دو گوشواره زیبا خریده بود
یادش به خیر روز تولد برای او
زینب براش چادر مشکی بریده بود
چادر به سر که کرد دل خانواده رفت
گویا که مهر درشب تیره دمیده بود
آورد سینه ریز قشنگی عمو براش
خوشبخت تر ز او به خدا کس ندیده بود
بعد از پدر به سینه او غم سپرده شد
افسوس هر چه داشت به تاراج برده شد
حالا به روی خاک خرابه فتاده است
طفلی که بیش از همه زخمی جاده است
حالا نه گوشواره به گوش و نه سینه ریز
بر سینه داغ خاطره ها را نهاده است
دیده به گوش دختر شامی به چشم خود
آن گوشواره ها که پدر هدیه داده است
آن که به بوسه ی پدر از خواب می پرید
کارش به تازیانه و سیلی فتاده است
ازبس گرفته سیلی از او نور دیده را
کم سو ترین ستاره این خانواده است
روزی غزال خانه ارباب بود و حال
زینب شده عصایش اگر ایستاده است
او که همیشه شانه عباس جاش بود
در زیر دست و پاچقدر اوفتاده است
این غصه اش نبود که دشمن مرا زد است
تنها غمش همین شده بابا نیامده است
آنقدر گوشه ویرانه روضه خواند
آخر به بزم گریه خود شاه را کشاند
میخواست از ادب برود پیشواز او
خود را کشان کشان طرف آن طبق رساند
تا که رسید دور پدر گشت و گشت وگشت
بر روی خویش لطمه زد نوحه خواند و خواند
فرشی نداشت پهن کند پیش پای او
سررا به روی زلف پریشان خود نشاند
آهسته و بریده بریده سلام کرد
این لکنت از سیاهی شب یادگار ماند
هر زخم را که دید نفس سخت تر کشید
هنگام دیدن لب بابا نفس نماند
این لب هزار بار مرا بوسه داده است
این گفت و لب به روی لب یار جان فشاند
او رفت و هیچ وقت جدا از محن نشد
مثل حسین کنج خرابه کفن نشد
موسی علیمرادی
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
من از فراق تو غم غربت گرفته ام
افسرده و شکسته و محنت گرفته ام
اذن دخول دیدن تو گریه کردن است
با گریه برتو اذن عیادت گرفته ام
امشب برای اینکه به سوی تو بپرم
از جانب خدای تو رخصت گرفته ام
این هفته حال و روز دلم دیدنی شده
این هفته رنگ و بوی شهادت گرفته ام
این تکه روسری که سرم هست عاریه است
از شامیان سه روزه امانت گرفته ام
این بازوی شکسته و این چهره ی کبود
سوغاتی است که من ز اسارت گرفته ام
مانند مادرت کمرم درد می کند
این درد را ز پای جسارت گرفته ام
شهزاده ام ولی دو سه روز است بدون تو
در این خرابه شکل رعیت گرفته ام
دیگر زبان دخترکت وا نمی شود
با با باب ببین مر مرا که لک لکنت گرفته ام
ای کعبة الحرام رقیه ببین مرا
از خون دوباره غسل زیارت گرفته ام
شاعر : علیرضا خاکساری
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
شعر ترکی
-----------------
یاده سالموسان بو غریبه نی
خوش گلوبسن ای مهربان بابا
باخ خرابیه باخ رقییوه
گورهارا اولوبدی مکان بابا
سن منی گوزوندن سالان کیمین
ائیلدی فلک باغریقان منی
هر زمان فراقینده آغلادیم
یولدا ووردی شمر و سنان منی
تنگه گلدی از بس سیزیلدادیم
سالدی چوللره ساربان منی
قورخلی بیاباندا حالیمه
بیر نفر یوخیدی یانان بابا
باخما منزلیم بیرخرابه دی
یوخدی فرشی توپراقدی بستریم
قال قوناق بیزه فخر ائدیم سنه
باشوون فداسی بو گوزلریم
طعنه و شمادت ائدیر بیزه
شام قیزلاری یوخدی یاوریم
درد هجریوه من دوزنمیرم
آیریلیق آلیب دی توان بابا
وای منه سنین گول دوداقلارین
علتی ندور تازه قان وئریر
بو یارالی باشین خرابه ده
باشوون بلاسین نشان وئریر
باشیوی کسن لرسنین بابا
گور بیزه هایاندا مکان وئریر
تنگه گلمیشم بو خرابه ده
بس گولور منه شامیان بابا
هانسی بیر شل اولموش جفا الی
من بلاکشی ائیلدی یتیم
بوینوون دامارلارینی کسیب
قان ائدوبدی گوز یاشیمی منیم
قال یانمیدا گئتسون اجازه وئر
منده باشیوون آردیجا گلیم
تنگه گلمیشم درد و غصه دن
دیلده چوخدی درد نهان بابا
تک خرابیه گلموسن اوزون
پس هانی علی اکبریم منیم
یوخ عموم ابوالفضلیدن خبر
هاردا قالدیلار ائللریم منیم
تاپمورام آلام بیر قوجاقیمه
هاردادور علی اصغریم منیم
یوخ منه بیرهمدم بو شهریده
غصه قلبیمی ائتدی قان بابا
شمر دون ورور قمچی باشیمه
دشت کربلادن یورولموشام
آغلیاندا دشمن گولور بیزه
طعنه و جفادن یورولاموشام
بیر نفر بیزه اولمادی کمک
ظلم اشقیادن یورولموشام
جانه گلمیشم اهل کینه دن
اینجیدیب بیزی ساربان بابا
یاخشی گلموسن دادیمه بابا
قیل منی و غم غصه دن کنار
جانه دویموشام چوخ یورولموشام
بس منه وئریب شامیان فشار
سن تمام عالم طبیبی سن
هر نه دردد اولا سنده چاره وار
راضی اولما هجرونده روز و شب
نی مثالی ائلییم فغان بابا
محمد هوشمند
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
#بحارالاشعار
#حضرت_رقیه__س__روضه
دوباره بوی خوش مُشک ناب می آید
شمیم توست که با آب و تاب می آید
به صبح دولت من آسمان خورد غبطه
که نیمه شب به برم آفتاب می آید
نسیم شام نگشته اگر به دور سرت
چرا به سوی خرابه، خراب می آید؟
هنوز در غم بی آبی لب تو ببین
که چشمه چشمه ز چشمانم آب می آید
قرار بود که در خواب بینمت ورنه
«شب وصال به چشم که خواب می آید؟»
جز این که شویمت از اشک خویش، ای گل من!
دگر چه کار ز دست گلاب می آید؟
هر آن که دید سرت را میان دستم گفت
چقدر عکس تو امشب به قاب می آید!
رسید اگر به اجابت، تعجّبی نکنم
دعای خسته دلان، مستجاب می آید
جواد هاشمی تربت
(مصراعی که در گيومه آمده از صائب تبريزی است)
حضرت رقیه (س)
روضه
🔻🔻🔻🔻🔻
🌐 https://www.beharalashar.ir/
🔺🔺🔺🔺🔺
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐
@beharalashar