بهشت خانواده💞
࿐❒❢○▪🦋✨🦋▪○❒❢࿐ #روایتگری_مدافعان_سلامت #قسمت_بیست_و_چهارم 🌲عروس منطقه 🔹در حوادث #لبنان بیشتر از
࿐❒❢○▪🦋✨🦋▪○❒❢࿐
#روایتگری_مدافعان_سلامت
#قسمت_بیست_و_پنجم
❗️دوباره #کرونا
🤝 دوباره #همدلی
🔺 دوباره #قیام
✨آقا روح الله ازم پرسید چهارشنبه میتونی بیای #بشاگرد ؟
🚛۲۰۰ تا جهیزیه توسط گروه جهادی فراهم شده میخوایم #عید_غدیر تحویل زوجها بدیم
گفتم خب من بیام چکار❓❗️
گفت خطبه عقد بخونی و یه مقدارم مداحی کنی تو جشنشون🎤
گفتم در خدمتم چی از این بهتر.😊
از روزی که اینارو از آقا روح الله شنیدم بی صبرانه منتظر بودم تا چهارشنبه برسه.😍
🌀آخرین باری که رفتم بشاگرد نوروز ۹۸ بود، بشاگرد بوی #حاج_عبدالله_والی میده، همون که عمرشو گذاشت پای این منطقه تا حرف امامش زمین نمونه.
🏠پنج شنبه بود نشسته بودم توخونه،مادرم گفت داداشتو بردم پیش پزشک گفته باید بستری بشه( برادرم مشکل کلیه داره)
🔶شنبه بردیم بیمارستان بستریش کردیم، دوشنبه زنگ زدم آقا روح الله، گفتم ظاهرا توفیق ازم گرفته شده شما برید.
غصم شد، چقدر دلتنگ منطقه بودم.😔
⭕️#گام_دوم_رزمایش_همدلی بود و رفقا رفتند برای جشن عید غدیر و تحویل جهیزیه هایی که تدارک دیده بودن.
فردای اون روزی که رفقا رفتن، توی بیمارستان دمغ نشسته بودم😕
👨⚕دکتر اومد معاینه کرد و گفت تا یک هفته دیگه که جواب آزمایشش میاد موقتا مرخصه.
♦️از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف داغون، خوشحال از ترخیص برادرم و داغون از جاموندنم.
فیلمهای بشاگردو میدیدم و بهم میریختم، خدایا چه غلطی کردم که نذاشتی برم❓😔
نمیدونم حکمتش چی بود.
🛑از اون موقع که آقا گفتن #رزمایش_همدلی رو ادامه بدید «خانه طلاب جوان» فعالتر شد و چند تا سناریو برا خودش تعریف کرد
👈یکیش بشاگرد یکیشم #اردوی_تبلیغی_کرونایی به تهران ،از ۱۰ روز قبل از محرم تا بعد از عاشورا، رفتن توی بیمارستانها و #غسالخونه و خلاصه تبلیغ به سبک کرونا، از اینم جاموندم
💢رفقا رفتن و من چون درگیر مراسم #دهه_محرم تو هیأتمون بودم، نتونستم برم.( راجع به هیأت بعدأ مینویسم)
💠دلم لک زده برا بیمارستان و بیمارایی که هیچ امیدی به جز بچه های جهادی نداشتن، دلم لک زده برا لحظه ای که به اذن حضرت امیر(ع) بیمار کرونایی از دم مرگ برگشت ، چقدر سخت بود که دیدم جانباز جبهه ها جلو چشمم پرپرشد و هیچ کاری از دستم برنیومد.
☢کرونا بازم جون گرفت و ما دوباره میخوایم مثل حاج عبدالله والی بلند بشیم و نذاریم حرف آقامون زمین بمونه.
وقت نشستن نیست، بسم الله...👌✅
✍علی اصغر محمدی راد
࿐❒❢○▪🦋✨🦋▪○❒❢࿐
#تنها_مسیری_ام
#کانال_بهشت_خانواده💞
https://eitaa.com/joinchat/65929229C65d7223020
بهشت خانواده💞
✨🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹 🌹🍃🌹🍃🌹 🍃🌹 🌹 💠#قسمت_بیست_و_چهارم داستان جذاب و واقعی ✅🌹 #قیمت_خدا 🌹✅ : دوربین های زنده
✨🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
🌹🍃🌹🍃🌹
🍃🌹
🌹
💠#قسمت_بیست_و_پنجم داستان جذاب و واقعی
✅🌹 #قیمت_خدا 🌹✅ : مرزهای آزادی
کلافه شده بود ... از هر طرف که جلو می رفت، من دوباره برمی گشتم سر نقطه اول ... اون از من می خواست حقیقت رو بگم ... ولی مهم این بود که چه کسی و برای چه اهدافی قصد داشت از این حقیقت استفاده کنه ...
چیزی که اون روز، من موفق نشدم از توی حرف های اون به دست بیارم ...
چند روز بعد، دوباره چند نفر خانم دیگه اومدن ... بین تمام حرف های اونها یه چیز مشخص بود ... اونها اسلام رو هدف گرفته بودن ... موضوع، خشونت و ظلم علیه جامعه زنان نبود...
اونها می خواستن من بیام جلوی دوربین ها و تمام اتفاقاتی رو که برای من افتاده بود رو به اسلام نسبت بدم ...
همین طور که داشتن حرف می زدن ... با آرامش به پشتی صندلی تکیه دادم ...
- متاسفم ... من نمی تونم با شما همکاری کنم ...
با تعجب بهم نگاه کردن ...
- چرا خانم کوتیزنگه؟ ...
- چون کسی که مسلمان بود ... من بودم، نه همسرم ... من، پدرشوهر و مادرشوهرم مسلمان بودیم ولی اون نبود ...
- اما در ایران، زنان زیادی مثل شما هستن ... زنانی که از حق مسلم آزادی برخوردار نیستن ...
خنده ام گرفت ...
- و اتفاقا زنانی هم هستن که اونقدر آزادن که به خودشون اجازه میدن ... خارج از چارچوب دین و اخلاق ، با یه مرد متاهل، ارتباط داشته باشن ... مهم آزادی نیست ... مهم مرزهای آزادیه ... مرزهای آزادی شما کجا تعریف میشه؟ ...
⬅️ادامه دارد...
🌹
🍃🌹
🌹🍃🌹🍃🌹
✨🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹