13.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الگویی از موفق ترین روش تبلیغ حجاب و عفاف به دختران نوجوان
تبلیغ غیر مستقیم دین ، امر به معروف عملی ، روشی که امروز نیاز اساسی
دختران جامعه ماست. اما توسط نهادهای فرهنگی کشور مورد غفلت قرار گرفته است.
نظرتون درباره این شیوه تبلیغ حجاب کامنت بزارید ؟
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#قطار_تهران_مشهد #خانم_میزانی
#موسسه_بهشت_ثامن_الائمه
#دختر #دختران #حجاب #نوجوان #تشکیلات
#کار_فرهنگی_تمیز #حیا
#کار_خودجوش_فرهنگی
#امام_خامنه_ای #دل_متعلق_به_این_جبهه_است
@beheshtesamen
22.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتشار به بهانه شروع روند جدید علمی در موسسه بهشت ثامن الائمه
منتظر نظرات، پیشنهادها و انتقادهاتون از کلاس ها،اردوها و...فعالیت های امنا علمی زیر همین پست هستیم.
#اردو #تفریح #علمی #دخترونه #تدبر_در_قرآن #سواد_رسانه_ای #جریان_شناسی #سیاسی #روضه_یازهرا
#کرونا #فرهنگ #نوجوانی
#کار_خودجوش_فرهنگی
#خودمونی #موسسه_بهشت_ثامن_الائمه
اردو خودمونی فایل با کیفیت در آپارات
http://m.aparat.com/v/ySPoW
@beheshtesamen
https://www.instagram.com/tv/CO7mOjsARaN/?igshid=16gfri1ivh57v
11.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیزر / زمینه سازان ظهور / کیفیت معمولی
جهان پر است از #خبر های تازه ، بین این همه خبر تو را به جهان معرفی می کنیم .
این بار باید تمام #دختران شهر عطر امام رضا بگیرند.
هر #خانواده مقری برای زمینه سازان ظهور
این بار با مکتبی از #نور هم قسم می شویم برای فتح کوچه به کوچه شهر
تاسیس چهار امنا رسانه، کرج ، خانواده و علمی را به همه ی مجاهدان عرصه فرهنگ تبریک می گوییم .
در کلیپ های بعد منتظر معرفی هر امنا باشید.
#امام_رضایی_ها #زمینه_سازان_ظهور #کار_خودجوش_فرهنگی #گام_دوم #تشکیلات #رسانه #مادرانه #کرج #کانون_های_امام_رضایی #هیات_دانش_آموزی #خانواده #مکتب_مادری #مکتب_نور #علمی
@beheshtesamen
اولین کارگاه تربیتی در گام دوم، ویژه اعضا فعال کانون های امام رضایی ، موسسه بهشت ثامن الائمه، عصر دیروز با حضور استاد ارجمند سرکارخانم سید تقی زاده برگزار شد.
#برای_ظهورت_آماده_می_شویم
#تربیت_نسل_مهدوی #زمینه_سازان_ظهور
#کانون_های_امام_رضایی
#کار_خودجوش_فرهنگی
#آتش_به_اختیار
#محرم #دختران #کانون
#موسسه_بهشت_ثامن_الائمه
#بزرگترین_مجموعه_تربیتی_تشکیلاتی_دختران_کشور
@beheshtesamen
حرکت یعنی مامان سمیه❤️
عشقم! نفسم! بچههایی که خودمانیتر هستند، این طوری صدایش میزنند ولی اکثریت استاد صدایش میکنند.
استاد با یک کشیدگی دخترانه که با ناز از لای لبهای ترگل رژ لب زده، بیرون میآید.
استاد این روزهای شاهدشهر شهريار، همان مامان سمیه شانزده سال قبل ما گوشهی اتاقک مصلی فردیس کرج است.
اولین بار شانزده، هفده سال قبل توی سرمای زمستان با یک دختر کوچولو چندماهه دیدمش. چسبیده بود به بخاری اتاقک نگهبانی مصلی فردیس. هوا سرد بود ولی راضی نبود به این سرما و گرما را فقط برای خودش و خانوادهاش نمیخواست.
آن روزها مامان سمیه قرار بود اولین اردوی دانشآموزی مشهدالرضا را کلید بزند. آن اتاقک اتاقک ثبتنام بود.
برای من که تصورم از مذهبیها چهرههای اخمو و بداخلاق بود، لبخند مامان سمیه تضاد پررنگ زندگیم شد. خانمی چادری و جوان که برخلاف بقیه چادریها میخندید. ایدههای نو داشت، اخلاق و محبت را توی اردوهای خودجوش دخترانه و هیئتهای امامرضایی به جان نوجوان میریخت.
سرود و بازی و احکام خندهدار را وسیله کارش کرده بود.
انرژی داشت و یک لحظه از حرکت رو به جلو دست نمیکشید. انگار هدف خلقتش رساندن بود. دست تک تک دخترهای شهر را میگرفت از منجلاب عشقهای مجازی بیرون میکشید و در گرمای عشق حقیقی امامرضا، جلد گنبد طلایشان میکرد.
خیال میکردم حالا که سالها از آن روزها گذشته، بیخیال حرکت شود. یا خودش گوشهای بایستد و بقیه را به حرکت تشویق کند و بگوید: من آردهایم را الک کردم و الک را به دیوار آویختم. نوبت شماست. من زندگی دارم، بچه دارم، من که وظیفهام را انجام دادم.
امروز که رفتم پای صحبتهایش توی هئیت دخترانه شاهدشهر نشستم انگار وارد تونل زمان شدم. تک تک ماجراهای شانزده سال قبل برایم مرور شد. از روزی که برای اولین بار رفتم اردو مشهد تا روزی که بعد اردو مشهد، هئیت دانشآموزی زد و خادمی کردن توی هئیت را یادمان داد. و آرام آرام مسیر حرکتمان را تغییر داد.
نه تنها خسته نشده بود. نهتنها زندگی مستاجری و سنگاندازیهای حسودان و جاهلان مانع حرکتش نشده بود بلکه این روزها تخت گاز حرکت رو به جلو را در دستور زندگیاش گذاشته.
امروز دوباره داشت از حرکت برای دخترهای نوجوان حرف میزد. دخترهایی که بعضی مذهبیها این روزها میترسند به ظاهر عجیب و غریبشان، به شلوار و لباس پارهشان نگاه کنند، چه برسد که با آنها همکلام شوند. چه برسد که آنها را توی باشگاه و اردوی کوه و کلاس مدیریت زمان راه بدهد.
مامان سمیه دیروز، استاد جودو این روزهای دخترهای شاهدشهر است. دختران نوجوانی که حال و حوصله بحث دینی ندارند. دخترهایی که گوش و چشمشان پر از شبهه و فتنه و آشوب است.
دخترهایی که زیارت عاشورای شروع هئیت را از بیحوصلگی به سلام آخر بسنده میکنند، ۴۵ دقیقه پای صحبتهای او مینشینند، بعضیهایشان حتی توی نت گوشی نکتهبرداری میکنند.
چون همان استاد که توی باشگاه حرکت رو به جلو را یاد میدهد، اینجا توی هئیت روی صندلی مینشیند، خودمانی لای شوخی و خنده از زنده بودن تمام ذرات هستی حرف میزند. از این که باید هر روز حرکت کرد و متوقف نشد. از به کمال رسیدن و کامل شدن سنگها برای سنگ حرم شدن بحث را میبرد به هر انسانی که بدی و خوبی به او الهام شده و باید راه تکامل را با حرکت رو به جلو طی کند.
به گمانم دخترهای شاهدشهر این روزها خوشبختترین نوجوانهای کشور هستند که میتوانند کنار استاد طعم شیرین مهربانی امامرضا را بچشند و برای حرکت رو به جلو برنامهریزی کنند. و استاد دستشان را میگیرد و پله پله بالا میبرد. چشم که بهم بزنند همین دخترها با ظاهر عجیب امروز شدهاند، یک پا فعال فرهنگی و انقلابی که به دغدغههای امروزشان بخندند.
کاش مامان سمیه زیاد داشتیم...
توی هر شهری یک مامان سمیه بود که فقط مامان پنجتا بچه خودش نبود، دلش میسوخت. تمام دختران نوجوان شهر را دختران خودش میدانست.
دختران شانزده سال قبل مامان سمیه حالا قد کشیدهاند، مثل همان اسما کوچولو که از کنار بخاری اتاقک مصلی فردیس حال قد کشیده و نوجوان شده و هر کدام گوشهای از شهر خودشان برای دختران شهر مادری میکنند.
مامان سمیه دیروز و استاد امروز مادری با هزاران دختر امام رضایی است که برای رسیدن دل تک تک شان به پنجرهفولاد خون دل و جوانی فدا کرده و ناملایمت هم کم از روزگار و نهادهای فرهنگی ندیده ولی حرکت یعنی مامان سمیه.
استاد! سایهات بر سر دختران شهر مستدام
و عمرت پر برکت و عاقبتت نامیرا شدن شبیه مادر سادات.
🌸روز معلم مبارک پیشاپیش 🌸
#روزنوشت
#کار_خودجوش_فرهنگی
#موسسه_بهشت_ثامن_الائمه
🆔 @beheshtesamen