مصورالحب :)!
عاشق تر است :))💗 . .
یه بار حانیه گیره روسریم رو قرض گرفته بود ، دو سال بعد که دوباره همو دیدیم هنوز یادش بود گیره مال منه و باید پسش بده .
همین جزئیات کوچیک ، چقدر بزرگی ِدلشون رو نشون میداد 🤍:)! . .
نماز ِاول وقت هم برای حانیه و رقیه جان فقط یک عادت ساده نبود ؛ انگار از بچگی باهاش بزرگ شده بودند :) .
مصورالحب :)!
عاشق تر است :))💗 . .
خانوادهشون خیلی روی نماز اول وقت تأکید داشتند و خودشون هم همیشه حواسشون به نمازشون بود ؛
طوری که انگار با شنیدن اذان ، باید هر کاری رو که داشتند کنار میگذاشتند و میرفتند سراغ نمازشون 🥲🤌🏻 .
مصورالحب :)!
نماز قضا هم تقریباً توی کارنامهشون پیدا نمیشد :)
حتی اگر خیلی بعید پیش میاومد نمازشون به هر دلیلی قضا بشه ، نمیذاشتند برای فردا بمونه؛ همون روز میخوندنش :)) .
مامان بزرگم میگه خیلی شبیه شهید محمدرضا دهقان هستی :)
داداش محمدرضا هم شبیه شهید رسول خلیلی بود !
کاش منم لیاقت شهادت داشته باشم 🙂💔 . .