اصلا درسته تموم شدن، آخرشم بد تموم شدن.
اما مراحل خوبی هم طی شدن.
منظورم رابطه هاست.
درسته تهش تیز میکنید میزارید رو گردن هم، یکمدت هم بهم زمان میدید و بعد حمله میکنید، تهشم از پهلو و شکم و همه جا ردش میکنید تا خون و کثافت همه جارو برداره.
اما خاطره های خوبی باهم طی میشن.
گاهی هم یه سری چیزا با فلانیا فقط تموم میشنا.
اما چیزای خوبی بهم یاد میدید، شونه های خوبی برای هم میشید حتی برای مدت کمی.
بیاید با آخرش که بد تموم میشه فکر نکنیم، وسطاش که خوب بود و دماغمون چاغ، مگه نه؟
بعضی آدما رو نمیشه خسته و کلافه دید.
سرد و بی اعصباب دید.
گاهی انقدر با ما خوب برخورد میکنن که شک میکنی این آدم ناراحت یا خسته بشه.
وقتی اون روی طبیعی هر انسانُ ازش میبینی تازه میفهمی نه، این افکار خودخواهانست.
و دلت نمیخواد اون آدمو بی انرژی ببینی.
دلت میخواد دست به هر کاری بزنی تا یه لبخند بیاد رو لباش.
عجیبن این آدم مهربونا.