یه چیز دیگهای که خیلی وقته اذیتم میکنه، نه یعنی درواقع همه رو اذیت میکنه، این که آدما انقدر راحت سبک زندگی شخصی بقیه رو نقد میکنن، انگار یه تعریف قطعی و جهانی از زندگی درست وجود داره و خودشون هم لابد صاحب اون تعریفن.
چقدر مسخره!
چرا باید یکی از بیرون زندگیت وایسه و بگه این زندگی نیست یا داری عمرتو هدر میدی؟
چرا باید تورو با تصمیم هات قضاوت کنن درحالی که گزینه هاتو ندیدن.
من فکر میکنم خیلی وقتها چیزی که به اسم نقد سبک زندگی گفته میشه، در واقع فقط تحمیل سلیقهی شخصیه.
چون اینکه من از مدل زندگی تو خوشم نمیاد، هیچ معنایی نداره جز اینکه من اون مدل زندگی رو برای خودم نمیپسندم، پس برای توهم نمیپسندم.
زندگی هر آدمی قرار نیست برای بقیه قابل درک یا جذاب باشه. قرار نیست همه یک جور زندگی کنن تا بشه گفت درست زندگی کردن.
تا وقتی انتخاب یه آدم به دیگری آسیب نمیزنه، واقعاً چرا باید مدام بهش توضیح بدیم که چطور باید زندگی کنه؟
چرا باید بشیم نقل مجلس غیبت ها درحالی که نه جای ما بودن، نه شرایط مارو داشتن، نه احساس مارو، نه گزینه های محدود مارو؛ و نه ما بودن.
واقعا چرا؟
- نقطه سر خط .
یه چیز دیگهای که خیلی وقته اذیتم میکنه، نه یعنی درواقع همه رو اذیت میکنه، این که آدما انقدر راحت س
لطفا یک بار دیگه زندگی خودمه رو عادی سازی کنید، خیلی وقته مفهومش گم شده.
- نقطه سر خط .
لطفا یک بار دیگه زندگی خودمه رو عادی سازی کنید، خیلی وقته مفهومش گم شده.
البته این کشور و سنت های جا افتادهش هم بر پایه و بنیاد همین اساسه متاسفانه، زمانی که دین و اعتقادات به مردم تحمیل شد برای مردم هم جا افتاد که ما باید سرمون تو زندگی مردم باشه.
یک جورایی مثال همون تربیت اشتباه از پدر و مادره.
- نقطه سر خط .
البته این کشور و سنت های جا افتادهش هم بر پایه و بنیاد همین اساسه متاسفانه، زمانی که دین و اعتقادات
حتی مردم ما توهم چیزی رو دارن که امکان رخ دادنش یک در هزاره، اونم این جمله طلائیه سبک زندگی اون قراره به زندگی من آسیب بزنه!
- نقطه سر خط .
حتی مردم ما توهم چیزی رو دارن که امکان رخ دادنش یک در هزاره، اونم این جمله طلائیه سبک زندگی اون قرار
و بااااع، بله ما واقعا به اشتباه تربیت شدیم.
- نقطه سر خط .
و بااااع، بله ما واقعا به اشتباه تربیت شدیم.
برای همین الان انقدر درحال قضاوت کردن همدیگه هستیم.