هدایت شده از سُقوطِسَرد؛
ترجیحمیدمبجایحرفزدنفکرکنم؛
خونهمکانموردعلاقمه.
توینوشتنبهترازحرفزدنم.
شبابرخلافبقیهبیدارمیمونم.
ازتاریکیو تنهاییلذتمیبرم. آدماییکهزیادتوضیحمیدنطولینمیکشهکهخستممیکنن.
آرامشخلوتمروبهشلوغیِدنیایاطرافمترجیحمیدم.
منهمینم.