eitaa logo
بنتُ الحُسین³¹⁵
2هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
35 فایل
"ریزه خواره اقای ابا عبدالله" عکاس حرم¹²⁸ "مجنونِ الرقیه³¹⁵" جز به آغوش حسین نیست درمانی مرا¹²⁸ _امام حسنی بودنم رقیه پرستم کرد؛ از آن روز که شنیدم تشابُهِ داستانِ مادر و کوچه و پهلو و مویِ سفیدِ رقیه را...! کپی؟فور رفیق(؛ جهت تبلیغ و تبادل: @Akass_315
مشاهده در ایتا
دانلود
بنتُ الحُسین³¹⁵
حسین.. این‌همه‌زائر.. زیادی‌بودم‌...! نبردیم‌حرم...💔 #عرفه #روز_عرفه بـِنــْتُ الٰحُسَـــیــــ🌱ن
آمدم‌زبان‌به‌گله‌ازفراق‌بازکنم.. یادم‌آمدعشق‌توأمان‌هجرووصل‌است.. آمدم‌قلم‌به‌دست‌شرح‌جنون‌بنویسم یادم‌آمدواژه‌ندارددیوانگی..! پس‌ازحال‌خودم‌برایت‌می‌نویسم مخلص‌کلام‌اینکه: من..حرم‌لازمم...دلم‌تنگ‌است روزگارم...ببین..!بهم‌خورده... همین..! | بـِنــْتُ الٰحُسَـــیــــ🌱ن
این‌شب‌ها.. عطرباران‌می‌آید.. عطرتو.. یك‌عطرغریب‌آشنا این‌شب‌ها .. شورعجیبی‌دارد .. شورعشق .. شورتو .. یك‌دلشوره‌ی‌شیرین ! این‌شب‌ها .. هرشب‌ش‌رنگِ شب‌های‌زیارت‌است‌و.. هوای‌طی‌کردن‌طریق تارسیدن‌به‌شب‌هایِ‌ماهِ‌تو! (ماه‌رایك‌صفت‌بخوان... مثل‌صورتِ‌ماه‌ت! ) این‌شب‌ها.. ماهرکجای‌این‌جهان که‌ایستاده‌باشیم آهنربای‌قلب‌هایمان سمت‌کربلاست! مارابه‌سمت‌کربلا می‌کشانی؟!... بـِنــْتُ الٰحُسَـــیــــ🌱ن
کارکه‌سخت‌می‌شد همه‌چیزکه‌بهم‌می‌ریخت پناه‌یک‌کلمه‌بود: عباس! کارسخت‌شده.. همه‌چیزبهم‌ریخته.. محرم‌نزدیك‌است.. من‌هیچ‌کاری‌نکرده‌ام.. دستم‌خالی‌ست.. دلم‌پُر... کاشفِ‌الکربِ‌حسین.. کاشفِ‌الکربِ‌دلم‌می‌شوی؟! "بنت‌الحسین"
یه‌وقتایی‌هست‌.. اینقدرحالمون‌خرابهکه‌حتی‌به صمیمی‌ترین‌آدما‌هم‌نمی‌شه‌شرح‌حال‌بدی.. چون‌باخودت‌فکرمی‌کنی اوناکه‌نمی‌تونن‌مرهم‌بذارن‌رودردقلب‌آدم .. حالامثلاهم‌گفتی... چی‌میشه؟همون‌حرفاونصیحت‌های‌همیشگی راستش‌حسین‌جان‌هیچکی‌غیرتو ازحال‌این‌شبای‌دیوونه‌ت‌خبرنداره! سپردم‌به‌خودت‌به‌دادم‌برس!... "بنت‌الحسین"
خوشبختم... باچشم‌هایی‌که .. درغمِ‌شماگریان‌است بادست‌هایی‌که.. برایِ‌شمابه‌سینه‌می‌کوبد.. باقلبی‌که .. برایِ‌شمامی‌زند .. بافراقی‌که،وصال‌ش‌کربلاست! معیارخوشبختی‌را امام‌هادی‌علیه‌السلام‌فرمودندکه: سَعَدَمَنْ‌والاکمْ [هرکه‌شمارادوست‌داشت،خوشبخت‌شد!] ومن‌هرچقدرهم‌روسیاه.. تمام‌امیدم‌این‌است‌: تَوَلَّیتُ‌آخِرَکمْ‌بِمَاتَوَلَّیتُ‌بِهِ‌أَوَّلَکم¹ دوستت‌دارم..! همین.. "بنت‌الحسین"
دلم‌می‌خواهدیکی‌ازهمین‌لحظه‌‌هایی که‌دستم‌راگرفته‌ام‌بالاونام‌عزیزت‌را... تاجایی‌که‌نفس‌دارم،کشیده‌صدامی‌زنم.. بغلم‌کنی‌و... همه‌چیز‌تمام‌شود! همین.‌‌. ماازاین‌دنیا‌خیری‌ندیدیم.. جزدوست‌داشتنِ‌تو.. "بنت‌الحسین"
من‌دراین‌دنیا جزروضه‌های‌تو.. واشک‌هایم.. دلخوشی‌ندارم.. بگذارآدم‌ها... هرچه‌می‌خواهندبگویند روزوشب‌ندارد.. من‌باروضه‌ی‌تو نفس‌می‌کشم.. به‌دنیا‌هم‌گفته‌ام دوست‌نداشتن‌ت.. کارمن‌نیست! توانتهای‌هردوست‌داشتنی.. نه‌اینکه‌فکرکنی قلبم"یفرحون‌لفرحنا" نیست نه‌آقاجان.. فقط‌خواستم‌بگویم این‌شب‌ها.. بین‌شوراین‌جشن‌ها - که‌ازخودت‌یادگرفتیم همه‌جاعلی‌علیه‌السلام.. همه‌چیزعلی‌علیه‌السلام - گوشه‌ای‌ازاین‌دنیا کسی‌که‌جزتوراندارد به‌دوست‌داشتنت‌مشغول‌است.. همین! | "بنت‌الحسین"
بنتُ الحُسین³¹⁵
همین! شروع‌سفرعاشقی‌ازنجف‌است .. پیشوازشب‌های‌ماه‌عاشقی‌هم‌ازغدیر .. اینکه‌همچین‌شبی .. گره‌خوردباشب‌زیارتی‌عشق‌را اتفاق‌بدانم‌یانشانه ... نمی‌دانم فقط‌اینکه یاامیرالمومنین توپدرِمردروضه‌های‌منی !.. وصاحب‌این‌اشك‌ها پای‌نام‌معظم‌تو .. یك‌علی‌داد .. توبخوان‌هرچه‌آرزو... یك‌علی‌داد .. هرجانگاه‌می‌انداخت‌علی‌بود .. بیشترازاین‌نمی‌نویسدقلمم شب‌عید‌است‌و .. هوای‌نجف‌پیچیده‌میان‌شهر .. فقط‌اینکه یاامیرالمؤمنین.. لطفا‌هوای‌مُحرّم‌ماراداشته‌باش "بنت‌الحسین"
ازخداکه‌پنهان‌نیست ازتوچه‌پنهان‌حسین‌جان آفتاب‌غدیرکه‌غروب‌می‌کند .. دلشوره‌می‌افتدبه‌جانم .. آشوب‌به‌پامی‌شوددرقلبم .. آشفته‌می‌شودحالم .. چون: نگران‌محرمیم‌همه .. یاامیرالمومنین کسی‌جزشماآبروداردلتنگ‌هانیست آبروداری‌کن‌وقلب‌مارابه‌حسین ودست‌مارابه‌محرم‌برسان .. "بنت‌الحسین"
سنگم‌ولی‌سنگی‌که‌می‌خواهد یک‌جایِ‌دیوارِحرم...باشد! پ.ن: همینقدرکه‌این‌سنگ وصله‌ی‌ناجوره‌میونِ طلایی‌های‌ایوونت... همینقدرکه‌این‌سنگ توذوق‌می‌زنه... منم‌همینم قافله‌ی‌آقای‌ماراه‌افتاده.‌‌. مُحرّم‌داره‌میادو من‌هیچ‌کاری‌نکردم.. حالم‌خرابه... خراب‌ترازسال‌های‌قبل‌حتی خلاصه‌اینکه‌شماازطرف‌ما به‌امام‌حسین‌جان‌مون‌بگو: -برای‌قافله‌ات‌سگ‌نمی‌خواهی؟ "بنت‌الحسین"
بنتُ الحُسین³¹⁵
"بنت‌الحسین"
ماکسی‌راجزتونداریم‌و .. کسی‌راجزتونمی‌خواهیم... همین !
نشسته‌ام.. روبه‌تو ... خسته‌ازجهان‌ومافیها .. شکسته‌ودلشکسته .. بریده‌وترسیده .. پریشان‌وآشوب.. می‌ترسم‌ازشب‌های‌نیامده .. چشم‌به‌راهم‌برای‌شب‌های‌نیامده .‌. حالم‌خوب‌نیست .. وتوتنهاکسی‌هستی که‌آدم‌‌می‌تواند باخیال‌راحت‌به‌اوبگوید حالش‌خوب‌نیست .. نشسته‌ام .. قلبم‌امافقدهربتُ‌الیك وکاش‌توآغوش‌بازکرده‌باشی‌تا شب‌اول‌مُحرّم‌ت‌حالم وقفتُ‌بین‌یدیك‌باشد .. وهمان‌جا ... درپناهِ‌هیئت‌تو .. باذکراسم‌تو .. مست .. بین‌شوروجنون همه‌چیزختم‌به‌آغوش‌توشود .. پ.ن: من‌که‌به‌جزتوبغل‌ت‌گریه‌نکردم ! "بنت‌الحسین"