مسلمانان، غالبا و معمولا در مورد نگاه مسیحیان و یهودیان به اسماعیل فرزند ابراهیم، دچار سوءتفاهم، خوشبینی و قیاس به نفس هستند و از آثار مهم این نگاه نیز بیخبر و غافلند و نمیدانند حتی اگر از «صلح ابراهیم» سخن گفته میشود، این اصطلاح از دنیا و نگرشی می آید که در آن، اگر هم صلحی بین فرزندان ابراهیم لازم است در حالت خوشبینانه با این پیش فرض است که یکی باید سروری و برتری دیگری و درجه دوم بودن خویش را پذیرفته باشد.
در این کانال، ان شاءالله به این موضوع خواهیم پرداخت.
@beshaaratha
اهمیت امروزین جایگاه اسماعیل در کتاب مقدس به روایت یک مسیحی مسلمان شده
خانم لینت ویوین برتون (Lynette Vivienne Burton) استرالیایی مسلمان شده ای است که سابقا مسیحی مومنی بوده است. او در کتاب In Quest of Truth; from deception to deliverance که با نام «از فریب تا رهایی» با ترجمه خانم مژگانه صفارنیا به فارسی نیز منتشر شده، سفر ایمانی خود از مسیحیت به اسلام را به تفصیل گزارش کرده است. فرازهایی از کتاب او در مورد جایگاه اسماعیل در متون مقدس یهودی و مسیحی و اهمیت آن را در ادامه میخوانیم:
«من کاملا متحیرم که چگونه حتی الان هم، هنوز برخی از برادران و خواهران مسلمان ما از این تبعیض [بین اسماعیل و اسحاق] ناآگاه اند! آنها غالبا - هنگامی که با مسیحیان سخن می گویند - شادمانه یادآوری می کنند که ایشان نیز از طریق اسماعیل، فرزندان ابراهیم اند و هیچ نمی دانند که بسیاری از مسیحیان، این پذیرش را هرچند با سکوت، پیروزمندانه و با تفاخر و شادمانی استقبال می کنند.» (299 و 300)
«فصل های 16 و 21 سفر پیدایش عامل سوءبرداشتهای بسیاری است. این به وضوح در نحوه درک برخی از مسیحیان از پارامترهای عدالت … دیدنی است. بی تردید، این مشکل خود را در مسائل روزمره منطقه ای بروز می دهد؛ لیکن در تعابیر و برداشتهای از مسیر منحرف شده آنان در موضوعات اساسی، مانند خاورمیانه و دیگر کشمکشها… به اوج خود می رسد.» (۳۲۰ و ۳۲۱)
«واضح است که من نسبت به مشکلات عظیم مربوط به احساسات (و داوریها) در مورد اعراب و به طور کلی مسلمانان - که متون مقدس عامل آن اند- بسیار هشیار و آگاه شده بودم.» (۳۲۶)
«در پی آمدی آشکارتر، این مساله [جایگاه اسماعیل]، تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی بر این مبنا را حتی تا به امروز، در پی داشته است. و این است که انسان غالبا می شنود که کسانی می گویند:
ما مسیحی-یهودی هستیم.
یکی از برجسته ترین شخصیت های سیاسی ما در کشور استرالیا چند سال پیش گفته بود:
استرالیا همیشه یک امت مسیحی-یهودی بوده است.
چرا چنین است؟ زیرا باور این است که لطف خداوند فقط با آن فرزندان ابراهیم که از نسل اسحاق اند و با کسانی که ایشان را بپذیرند و تصدیق کنند، یافت می شود.» (صفحه ۳۵۷)
«نفرت دیرین جاعلان متون مقدس در شرح میلاد و سپس زندگانی اسماعیل در نسخ تحریف شده سفر پیدایش، آشکارا قابل دیدن است… آن هنگام که تمام اهمیت این تراژدی بر من آشکار شد گریستم… برای این دنیا گریستم که مردمانش حتی هم اینک داشتند از دشمن جان ها و نوکران چاپلوس او، فریب می خوردند.
در اینجا یادکرد این نکته را مهم می دانم که در عین آنکه ناآگاهی یهودیان و مسیحیان و مطرود بودن اسماعیل در میان آنها را فهمیده بودم، دریافتم که در مسلمانان نیز بودند برخی که اهمیت بسیار زیاد موقعیت وی را به طور کامل درک نکرده بودند» (ص 460 و 461 و 462)
@beshaaratha
درخشش جملهای از امام محمد باقر در تفسیر عیاشی
آیه ۱۳۳ سوره بقره، گزارش مختصری از لحظات احتضار حضرت یعقوب است:
«أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَٰهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
ظاهرا سخنی از قائم در این گزارش قرآنی نیست. با این حال در تفسیر عیاشی به نقل از جابر، به نقل از امام محمد باقر(ع)، جمله ای نقل شده که هم به لحاظ اینکه با ظاهر آیه همخوانی ندارد و هم به این لحاظ که جمله ای مجمل و مختصر است، مخاطبانی را قرنها سردرگم کرده است:
«جرت فی القائم»
«در مورد قائم رخ داد»
اما اگر بدانیم در گزارش توراتی لحظات احتضار یعقوب (سفر پیدایش، باب ۴۹)، به موعود آخرالزمان (فراز ۱۰) نیز پرداخته شده چطور؟
با آگاهی از این واقعیت، اتفاقا این جمله و نقل آن در تفسیر عیاشی، درخششی دو چندان می یابد. اولا سندی می شود از علم امام (ولو علم اکتسابی)، ثانیا اعتبار نقل آن را در تفسیر عیاشی بالا می برد.
این جمله به قدری بدون توضیح و گره گشایی و بدون اشاره به روایت تورات نقل شده که شکاکان نمی توانند بگویند کسی که از متن تورات آگاهی داشته، آن را ساخته و به امامی بسته است. ضمن اینکه اشارت امام محمد باقر می تواند کلید و سرنخی باشد برای فهم متفاوتی از فهم رایج از این گزارش توراتی.
در روزهای آینده انشاءالله به این فراز از تورات بیشتر خواهیم پرداخت.
@beshaaratha
در حالیکه متون صهیونیستی مشحون از توهینهای شنیع به حضرت عیسی و مادرش مریم است و در این متون، عیسی مستحق اعدام دانسته شده و در آخرالزمان صهیونیستها، شر نهایی که مسیحا آن را نابود خواهد کرد، پادشاهی به نام آرمیلوس است که نماد دیانت مسیحی است، در حیات دینی مسلمانان، جلوه های گوناگونی از احترام و علاقه به عیسی مسیح دیده می شود.
در تصویر بالا می بینیم که نام یکی از صحنهای مسجد جمکران که از لحاظ تعداد نمازگزار سالانه، سومین مکان در ایران و جایگاهی بین دهم تا پانزدهم در جهان اسلام دارد، صحن «عیسی بن مریم» است. آن وقت برخی سیاستمداران آمریکایی مدعی مسیحیت همچون «تد کروز» و دار و دسته ترامپ، مانیفست دینی خود را حمایت از اسرائیل تعریف کرده اند و به خودفریبی و دیگرفریبی مشغولند.
#صهیونیسم_مسیحی
@beshaaratha
بشارتها
در حالیکه متون صهیونیستی مشحون از توهینهای شنیع به حضرت عیسی و مادرش مریم است و در این متون، عیسی م
مدرسه علمیه اسلامی حضرت مریم- شهر مقدس شیعی قم، خیابان دور شهر، کوچه ۹
#صهیونیسم_مسیحی
@beshaaratha
بشارتها
درخشش جملهای از امام محمد باقر در تفسیر عیاشی آیه ۱۳۳ سوره بقره، گزارش مختصری از لحظات احتضار حضرت
در مورد کلمه آخرالزمانی شیلوه در تورات عبری - قسمت اول
کلمه «شیلوه» در وصایای یعقوب در تورات عبری، قرنها است که مفسران و پژوهشگران را به خود مشغول کرده است:
«جدا نخواهد شد عصا از یهودا و فرمانروایی (قانونگذاری) از میان پاهای او تا وقتی شیلوه بیاید که برایش اطاعت امتها است.» (ترجمه تحت اللفظی از فراز 10، باب 49 کتاب آفرینش، نسخه عبری)
به باور ما «شلاه» که نام پسر یهودا در تورات است، کلید فهم این کلمه (شیلوه) در آیه آخرالزمانی فوق الذکر است. اگر مشخص شود که شیلوه و شلاه با یکدیگر مرتبط هستند، دو نظریه شکل میگیرد:
۱- جستجوی معنی واقعی «شیلوه»، امری بی مورد و کوششی بی حاصل است. در این آیه صرفا نامی همریشه و شبیه شلاه (شیلوه) گنجانده شده و به عبارت دیگر، سخن از شلاهی دیگر، شلاهی جدید یا شلاه اصلی است.
۲- از طریق کشف معنای شلاه (نام پسر یهودا) میتوان معنای شیلوه را نیز فهم کرد.
در چند یادداشت به این موضوع خواهیم پرداخت.
***
آیه 10 از باب 49 پیدایش (آیه مربوط به شیلوه که در ابتدای یادداشت آمد) جناسهای معنایی و لفظی قابل توجهی با ماجرای یهودا و عروسش در باب 38 سفر پیدایش دارد که مورد توجه نبوده است و توجه به آنها آیه را به کنایه و اشاره ای به ماجرای باب ۳۸ تبدیل میکند.
در آیه شیلوه به این عناصر توجه کنید:
۱- عصا
۲- فرمانروایی
۳- موضوع جدا شدن آنها از یهودا و از میان پاهایش
در باب ۳۸ سفر پیدایش، ماجرای یهودا و عروسش تامار، روایت شدهاست. تامار، همسر شلاه است. شلاه، اولین پسر یهودا است که نمیمیرد. پیش از او، یهودا دو پسر دیگر داشته که بدون جا گذاشتن نسلی، مرده اند. در این ماجرا، عصا، مهر و کمربند (یا به روایتی بند مهر) یهودا به دلیل گرو گذاشتن آنها نزد عروسش، از او جدا میشود. (باب ۳۸، فراز ۱۸)
عنصر عصا، عینا عنصر مشترکی بین این دو باب است. جدا شدن یا جدا نشدن آن از یهودا نیز. اما مهر و کمربند نیز هر دو نمادهای قانونگذاری، ریاست، فرمانروایی، پادشاهی و مفاهیمی از این قبیل هستند. همان چیزی که در وصیت یعقوب در کنار عصای یهودا از آن سخن رفته است.
(داخل پرانتز عرض کنم در باب 49 به جدا نشدن عصا از یهودا و جدا نشدن فرمانروایی از میان پاهای یهودا اشاره شده. قرار داشتن عصا در دست را میتوان فهمید اما وجه اینکه فرمانروایی از میان پاهای یهودا جدا نمیشود چیست؟ چرا میان پاها؟ درست است که برخی عبارت «میان پاها» را استعارهای از نسل یهودا دانستهاند اما چرا این استعاره به شکل دیگری بیان نشده؟ آیا این استعاره نیز اشاره ظریفی به باب 38 ندارد؟ منظور، شکل و شمایل احتمالی کمربند ریاست و اضافات چنین کمربندی یا محل قرار گرفتن مهر، وقتی با بند، به کمر بسته می شود است. بگذریم.)
به هر حال با توجه به وجود اين سه عنصر مشترک، آیا حق نداریم شباهت اسم پسر یهودا به شیلوه را نیز از همین قماش بدانيم؟
به خصوص که آمدن شیلوه نیز میتواند قرینه، اشاره و جبرانی بر نیامدن پسر یهودا در باب 38 تلقی شود؛ در باب 38، ماجرای یهودا و تامار و جدا شدن عصا و کمربند از یهودا برای گرو گذاشتن نزد تامار، در زمانی رخ داده که شلاه، پسر یهودا بر خلاف وعده قدیمی خود، برای ازدواج با تامار نیامده است. همانطور که گفته شد، شلاه نیز اولین پسر یهودا بوده است که زنده مانده است.
بنابر آنچه گفته شد به سختی می توان پذیرفت که آیه ۱۰ از باب ۴۹ آفرینش اشاره ای به این ماجرا نیست. پس میتوان آیه را اینگونه فهمید:
دیگر جدا نخواهد شد عصا از یهودا و فرمانروایی (قانونگذاری) از میان پاهای او تا وقتی شلاه اصلی بیاید که برایش اطاعت امتها است.
۲۲ شهریور ۱۴۰۳
@beshaaratha
بشارتها
در مورد کلمه آخرالزمانی شیلوه در تورات عبری - قسمت اول کلمه «شیلوه» در وصایای یعقوب در تورات عبری،
در مورد کلمه آخرالزمانی شیلوه در تورات عبری / قسمت دوم
"عصا (سلطنت) از یهودا و شریعت گذاری از میان پاهایش جدا نخواهد شد تا وقتی שילה بیاید که همه امتها از او اطاعت خواهند کرد." (بخشی از وصیت حضرت یعقوب، مندرج در کتاب آفرینش، باب 49، فراز 10)
در این یادداشت قصد داریم یک احتمال دیگر را در رمزگشایی از کلمه مبهم שילה در فراز فوق الذکر از تورات بیان کنیم.
***
در نسخه های عبری موجود از عهد عتیق، نام یکی از پسران یهودا (فرزند حضرت یعقوب) שלה معرفی شده است. این کلمه در ترجمه های فارسی به شکل "شلاه"، "شله" و البته به شکل غلط "شالح" معادل نویسی شده است (حرف عبری ה در کلمه שלה معادل حرف "ه" است نه "ح").
با توجه به عبری-آرامی بودن زبان بنی اسرائیل در عصر پیامبرانشان، مشخص است که زبان اصلی و اولیه مجموعه کتابهاب عهد عتیق، نه یونانی که عبری و آرامی بوده است. اما بنا به هر دلیلی، قدیمی ترین نسخه موجود و مشهور به کامل از عهد عتیق، نه نسخه عبری آن که ترجمه یونانی این مجموعه کتاب (اسفار) است؛ نسخه ای که به نسخه هفتادگانی (هفتاد مترجم، سبعینه) مشهور است.
ترجمه هفتادگانی عهد عتیق، تقریبا 1300 - 1200 سال از قدیمی ترین نسخه های عبری موجود از همین اسفار، قدیمی تر است.
ترجمه یونانی مذکور، حدود سه قرن قبل از میلاد مسیح صورت گرفته است (2300 سال پیش) و قدیمی ترین نسخه های عبری ناقص و البته نسخه های (مشهور به) کامل عهد عتیق به ترتیب متعلق به حدود 1100 و 1000 سال پیش هستند (نسخه های کمبریج و لنینگراد). به عبارت دیگر، نسخه یونانی، قبل از اسلام تدوین شده است و نسخه عبری، متعلق به چند قرن بعد از اسلام است.
همچنانکه گفته شد، در نسخه عبری زبان عهد عتیق (نسخه بعد از اسلام)، نام فرزند یهودا، به شکل שלה ثبت شده است. جالب است بدانیم که جستجو در نسخه یونانی (نسخه قبل از اسلام) عهد عتیق نشان می دهد که این اسم در نسخه مذکور به شکل Σηλωμ ثبت شده است. یعنی اگر نامی را که در نسخه یونانی ثبت شده با حروف عربی/فارسی بنویسیم، این نام به شکل "شلوم" یا "سلوم" ثبت شده است، نه شلاه!
نباید تصور شود که این نام، فقط یکی دو بار در عهد عتیق آمده است تا چنین تفاوتی را تصادفی و ناشی از اشتباه و سهو در نسخه نویسی و کتابت به حساب بیاوریم.
این نام به عنوان نام پسر یهودا حداقل در:
- باب 38 کتاب آفرینش
- باب 46 کتاب آفرینش
- باب 26 کتاب اعداد
- باب 2 کتاب تواریخ 1
- و باب 4 کتاب تواریخ 1
در مجموع حداقل 8 بار تکرار شده است و در همه این موارد، Σηλωμ (شلوم) و نه شلوه یا شلاه ثبت شده است. تنها استثناء، باب 26 کتاب اعداد است که البته در این یک مورد هم این اسم نه شلاه که شلون (Σηλων) ثبت شده است. چنین تغییری نیز البته می تواند موید "م" بودن حرف آخر این اسم باشد. چرا که در عهد عتیق و در زبان عبری، گاهی چنین تغییر و تبدیلهایی بین حروف "م" و "ن" صورت می گیرد (مثلا اسم گرشون / گرشوم). البته در تبدیلهای بین زبانی نیز تبدیل حرف ن به م و بالعکس متداول است (مثلا "عمرام" در زبان عبری و "عمران" در زبان عربی).
ادامه در پست بعدی...
@beshaaratha
بشارتها
در مورد کلمه آخرالزمانی شیلوه در تورات عبری / قسمت دوم "عصا (سلطنت) از یهودا و شریعت گذاری از میان
در مورد کلمه آخرالزمانی شیلوه در تورات عبری / قسمت سوم و پایانی
به جز نام پسر یهودا، در نسخه عبری عهد عتیق، مکررا از شهری مقدس با نام שלה یاد شده است. آن چنانکه می بینید، حروف الفبای نام این شهر، عینا همان حروف الفبای نام پسر یهودا در نسخه های عبری عهد عتیق است. نام این شهر تنها به دلیل تفاوت با نام پسر یهودا در اعراب گذاری، در نسخه های عبری، "شیلوه" تلفظ می شود. (باید توجه داشت که علامت گذاری و اعراب گذاری در خط عبری، امری متاخر است.)
جالب اینجا است که جستجو در نسخه یونانی و قدیمی تر عهد عتیق، نشان می دهد که در این نسخه نیز نام این شهر همچون نام پسر یهودا غالبا با یک حرف "م" در انتها و به شکل "شلوم/Σηλωμ" (مثل کتاب اول سموئیل، بابهای 2، 3 و 4، کتاب اول پادشاهان، باب 2 و کتاب اشعیاء، باب 8) و در برخی موارد "شلو / Σηλω" (مثلا کتاب یوشع، باب ۱۰ و کتاب داوران، باب ۲۱) ثبت شده است.
اما اینکه اسم دقیق پسر یهودا و نام آن شهر چیست، چه اهمیتی دارد؟
چنین تفاوتی به خودی خود اهمیت چندانی ندارد. اما وقتی توجه پیدا کنیم که کلمه שלה (نام پسر یهودا و نام شهری مقدس در نسخه عبری عهد عتیق) شبیه ترین کلمه به کلمه مبهم و بحث برانگیز שילה در وصیت نقل شده از یعقوب در تورات است این موضوع اهمیت می یابد. با توجه به ثلاثی بودن ریشه اکثر کلمات در زبان عبری (مثل زبان عربی) و صدادار بودن حرف "י" در کلمه שילה می توان گفت که دو کلمه שילה و שלה از یک ریشه هستند.
همچنانکه در ابتدای این نوشته آمد در باب 49 کتاب آفرینش، از زبان حضرت یعقوب چنین می خوانیم:
"عصا (سلطنت) از یهودا و شریعت گذاری از میان پاهایش جدا نخواهد شد تا وقتی شیلوه (שילה) بیاید که همه امتها از او اطاعت خواهند کرد." (کتاب آفرینش، باب 49، فراز 10)
شباهت و همریشگی کلمات שילה و שלה از یکسو و "شلوم" نوشته شدن هر دو کلمه در نسخه یونانی و متقدم تورات از سوی دیگر وقتی اهمیت دو چندان می یابد که توجه کنیم، کلمه شلوم از ریشه سه حرفی "ش.ل.م" است که معادل ریشه "س.ل.م" در زبان عربی است. ریشه ای که کلمه های "سلام" و "اسلام" نیز از آن هستند. قرینه ای در تایید ادعای کسانی که کلمه مبهم "شیلوه" را در وصیت حضرت یعقوب، به حضرت محمد و اسلام تفسیر می کنند.
در پایان متذکر می شوم که اسم فرزند یهودا و نام آن شهر مقدس، در نسخه موجود از دوره ماقبل اسلام، شلوم بوده و در نسخه های بعد از اسلام است که آن را به شکل شله یا شلاه می بینیم نه بالعکس. این نکته نیز می تواند به نفع همان تفسیر گفته شده تلقی شود.
نگاشته حامد فتاحی
۳ تیر ۱۳۹۷
منابع:
1- LXX (نسخه هفتادگانی عهد عتیق)
2- BHS (نسخه لنینگراد عهد عتیق)
@beshaaratha
تابلوی خیابان «شیلوه» شمالی در یکی از خیابانهای گارلند دالاس در ایالت تگزاس / 20 شهریور 1403
@beshaaratha
وجه مغفولی از دستگاه سیاست خارجی آمریکا در مذاکرات جاری
در سوابق زندگی سیاستمداران آمریکایی، برخی داده ها و اطلاعات علنی وجود دارد که در پرتو آگاهی از آن داده ها میتوانیم رفتارهای آنها را تحلیل و پیشبینی کنیم.
نکته عجیب اینجا است که علیرغم اهمیت این موضوع در چالشهای بین ایران و آمریکا، در فضای رسانه ای ایران، گاهی اوقات در مورد این سوابق، مطلقا هیچگونه اطلاع رسانی نشده که نشان دهنده روزمرگی، انفعال و ضعف شدید ژورنالیسم و خبرنگاری در ایران است.
در این یادداشت قصد دارم به تشکیلات کوفای (CUFI: مسیحیان متحد برای اسرائیل)، قدرتمندترین تشکیلات صهیونیسم مسیحی در آمریکای امروز اشاره کنم. با این شرط که بدانیم مارک روبیو، وزیر خارجه فعلی آمریکا از سمپاتهای کوفای است.
کوفای ناشناخته در ایران، صرفنظر از لابیگریهای گسترده و فعالش، در آمریکا حدود 8 میلیون عضو دارد و در انتخابات گذشته، حامی ترامپ بوده است. توجه داشته باشیم که در سیستم انتخاباتی آمریکا، یک گروه 8 میلیون نفره که رای یکپارچه بدهند بسیار تاثیرگذار و برای رقابت کنندگان انتخابات بسیار وسوسه کننده و جذابند. در همین چهارچوب است که کاندیداهای انتخابات تلاش می کنند مثلا از اقلیت کم شمارتر یهودیان در آمریکا دلبری کنند.
در ادامه به برخی مواضع کوفای اشاره می کنم تا متوجه شویم وقتی دستگاه دیپلماسی آمریکا در اختیار چنین جریانی قرار گرفته، چه انتظارات واقعی می توان از نتایج مذاکرات با آن دستگاه داشت:
- کوفای از زمان تاسیس خود (سال 2006) بارها اعلام کرده که آمریکا باید به ایران حمله نظامی کند.
- کشیش جان هگی (John Hagee)، رهبر و موسس این تشکیلات، جمهوری اسلامی را معادل با رژیم هیتلر میداند.
- کوفای، براندازی جمهوری اسلامی را تنها راه حل به اصطلاح مشکل ایران میداند.
- کوفای شدیدا مخالف برجام بود، چون حتی در همان حدی که در برجام به ایران امتیاز داده شد را زیاد می دانست. این تشکیلات از خروج آمریکا از برجام در دولت قبلی ترامپ حمایت کرد.
- این تشکیلات، طرفدار تشدید همه جانبه تحریمها علیه ایران است.
انتشار اولیه: ۱۷ مرداد ۱۴۰۴
#صهیونیسم_مسیحی
@beshaaratha
بشارتها
وجه مغفولی از دستگاه سیاست خارجی آمریکا در مذاکرات جاری در سوابق زندگی سیاستمداران آمریکایی، برخی د
چرا پرداختن به صهیونیسم مسیحی مهم است؟
نباید تصور کرد مسیحیان صهیونیست، اکثر جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند، اما سه نکته اثرگذاری آنها را قابل توجه میکند:
۱- تقریبا همگی آنها در انتخابات شرکت میکنند
۲- منسجم رای میدهند، بسیار منسجمتر از مثلا یهودیان (که نهایتا ۲ و نیم درصد از جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند)
۳- اختلاف رای کاندیدای پیروز و مغلوب در انتخابات آمریکا معمولا زیاد نیست و مسیحیان صهیونیست نیز در غالب ایالتهای چرخشی که نقشی بسیار تعیین کننده در سرنوشت انتخابات دارند تمرکز جمعیتی دارند.
بر این اساس میتوان گفت با جمعیتی بین ۱۰ تا نهایتا ۲۰ درصد، تاثیرگذارترین گروه جمعیتی در انتخابات آمریکا، مسیحیان صهیونیست هستند.
یک نمونه
نظرسنجیها و دادههای آماری گوناگون در آستانه تاریخ حمله آمریکا به عراق نشان میدهند در آن زمان کم و بیش حدود 65 درصد از مردم آمریکا با این حمله موافق بودهاند. نکته جالب ماجرا این است که علیرغم اسرائیلی- صهیونیستی بودن پروژه تهاجم آمریکا به عراق، حدود 55 درصد یهودیان آمریکایی، موافق این تهاجم بوده اند (10 درصد کمتر از میانگین آمریکا). اما از سوی دیگر، حدود 75 درصد پروتستانهای انجیلی سفیدپوست (10 درصد بیشتر از میانگین آمریکا)، موافق این حمله بوده اند. توجه داشته باشیم که خاستگاه جمعیتی صهیونیستهای مسیحی آمریکا، جامعه پروتستانهای انجیلی سفیدپوست است.
#صهیونیسم_مسیحی
@beshaaratha