هدایت شده از سِدگراف
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وطن در دل آدمی باید باشد🇮🇷
میدان ونک تهران
@sedgraph ✨
چند ذراع از زمین همسایه نمکشیده بود؛ خاک، بوی آب مانده میداد
آب راهِ خودسرانهای یافته بود
شر شر آبِ فراری از جوی ، نتوانست رشته افکارش را بدرد
بیل را تکیه گاه افکارش کرده بود
گلِ پیرامون بیل کمکم شسته شد؛
بیل ،یک وجب پایین لغزید
و با خودش ، دسته ، دست و چانه بَزَنطی را به پایین کشید
به خود آمد.
نفس چاق کرد
آستین بالا زد و آبراه را راست و ریس کرد در طول جوی قدم گذاشت
گویی عمر رفته را باز میگشت
با دقّت هر پیچ و ترکی را وارسی کرد؛
مبادا آب جایی دیگر قهر کرده و گریزی یافته باشد.
پایان جوی، زیر سایهی همان نخلی که پدرش ،به شادیِ زادنِ او کاشته بود، به دیوار خشتی تکیه زد.
چکمههایش را چون پوستی کهنه ، از پا کند؛
خاک ، گرم و نرم ، بر پایش نشست.
فکر، دوباره به سرش خزید.
دو دو تایش ، چهار تا نمیشد.
از روزی که شیعه شده بود، کسی به اندازهی او، به بَزَنطی، اینهمه محبت نکرده بود.
با خود گفت:
«شاید اگر اینهمه به من مهر نمیداشت… شاید آنوقت راحتتر میتوانستم از ایشان بپرسم
صدا در جانش پیچید:
«برخیز… این سؤالها به چه کارت میآیند؟ گیرم که پاسخ گرفتی؛ میخواهی نزد او بزرگی بفروشی؟»
پوزخندی بیحال زد.
سر تکان داد و نگاهش را به نخل همسنوسالش دوخت.
«بگو ببینم… آن روز که تو را میکاشتند، زمین شرافت بوییدن او را داشت؟
تو را در خاکی فرو بردند که از وجودش سرفراز بود؟
یا ریشههایت را در بیابانی بینصیب از خندههای کودکانهاش خواباندند؟
هان ؟
پاسخم را بده…
چرا خاموشی؟
پس
این رفاقت چهل و اندی ساله به چه درد میخورد؟
تو که جواب سادهترین سؤال را نمیدهی، بیخود سینه سپر نکن....
حیف از این آب، که نوش جان میکنی…»
همچنان احساس میکرد که خودش بزرگتر است ، اما مطمئن نبود .
صبح آرام آرام در خیالهای بزنطی رنگ میباخت.
....................................................
قرص خورشید هنوز کامل نشده بود که از خانه بیرون زد.
نسیم صبحگاهی جانی تازه در رگش ریخت.
زودتر از همیشه پشت در رسید.
در با دستان آشنایی، شیرین گشوده شد.
خادم محبوبش گفت:
«خوش آمدید.
نور آوردید.
آقا منتظر شما هستند.»
صورت بزنطی سرخ شد؛
نیمی از شوق، نیمی از شرمساری.
سر خم کرد و داخل شد.
حضرت، در ایوان تکیه زده بودند.
خورشید، حالا کامل شد.
امام، با بزرگواری برخاستند، قدم جلو گذاشتند، مزاحی کردند و او را در آغوش گرفتند. سپس او را کمی از خود دور کردند، در چشمانش نگریستند، بدون اینکه بزنطی کلام کند
با لبخندی که در امتداد صورتشان جاری بود فرمودند:
«دوست خوب ما… آقای بزنطی…
من ،از شما بزرگترم.
ما خوش نداریم خاطر دوستدارانمان مشغول و مشوش باشد.»
حضرت رضا (ع)
آرام دستش را به پشت بزنطی چرخاند و در کنارش قرار گرفت و
آهسته
به سمت اندرونی رهسپار شدند.
پن ۱:لطف حضرت رو ببین ، حاضر نیستند خاطر دوستدارانشان ، مکدر شود .
میفرمود مهربانی حضرت رضا (ع) محسوس است .
پن۲:صحنه پردازی ها هیچ سند تاریخی ندارد.
پن۳:اصل داستان رو از حجه الاسلام رفیعی شنیدم .
#وِیْگویه
༻═══════════༻
🔸بشنو از وی...
هدایت شده از سازمان سینمایی سوره
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬 شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد...
🎥 همزمان با ولادت #امام_رضا (ع) برای نخستینبار فیلم ١٠٠ ثانیهای «نزدیکتر» را ببینید:
▫️کارگردان: محمدرضا اربابی
▫️محصول #باشگاه_فیلم_رویش
▫️با حمایت #مرکز_فیلم_جوان_سوره
🎬 @soureh_cinema
بشنو از وی
💬 شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد... 🎥 همزمان با ولادت #امام_رضا (ع) برای نخستینبار فیلم ١٠٠ ثانیه
من
تو
و
هر آنچه
تو را
به
من
نزدیکتر کند
دوست دارم 💔
زمان:
حجم:
481.1K
من،
بچه محلِّ آغوش تو ام
منو به وطنم
برگردون
حُسین
#وِیْگویه
༻═══════════༻
🔸بشنو از وی...
«هر وقت تونستی کفشِ کسانی رو که باهاشون مشکل داری رو جفت کنی، اون وقت آدم شدی»
- عارف بزرگ میرزا حسینقلی همدانی
༻═══════════༻
🔸بشنو از وی...
_جننننگ!!
دیگه از این واژه کثیف تر چی میتونه باشه ؟!!
_صلح.....
از کرخه تا راین
ابراهیم حاتمی کیا
بشنو از وی
_جننننگ!! دیگه از این واژه کثیف تر چی میتونه باشه ؟!! _صلح..... از کرخه تا راین ابراهیم حاتمی کی
دیروز داشتم با یکی از اساتید حوزه مشورت میکردم که از این فیلم یاد کردند
باورشون نمیشد هنوز ندیدم
حق داشتند
شاهکار بود.
هدایت شده از عبدالحسین
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگفت:
حالا دیگه همه دنیا
شاگرد مکتب سید علیست.
اقاجان روزتون مبارک.
#عبدالحسین | عضوشوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/2913010008C2e5ed63ab2
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اکو جروح من الممکن ان تشافه
بعضی زخمها هست که ممکنه خوب بشن
الجرح الی یصیبک بجسمک
زخمی که به بدنت میخوره
تگدر اشافی
میتونی درمانش کنی
عضمک من ینکسر
اگه استخوونت بشکنه،
تگدر تجبّره
میتونی جوشش بدی
ومع الوقت ومن الادویه تداوه
و با گذشت زمان و با دارو درمان میشه
لکنه احذرک من قلبک اذا انجرح
ولی بهت هشدار میدم، اگه دلت زخمی بشه
احذرک من عقلک اذا انجرح
بهت هشدار میدم، اگه عقلت زخمی بشه
راح ادگلی العقل ینجرح ؟ نعم
میپرسی مگه عقل هم زخمی میشه؟ آره
بذکریات السیئه
با خاطرات بد
من تگعد تصفن
وقتی میشینی و خیره میشی (فرو میری تو فکر)
وتجیک کلها گبال عینک السلسلة
و همهشون پشت سر هم جلوی چشمت میاد
هاذه یأذی
این آزار میده
هاذه یدمر
این نابود میکنه
༻═══════════༻
🔸بشنو از وی...
فرمود :
وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ ءٍ حَیٍّ
خداوند در قرآن کریم ، آب را مایه حیات معرفی میکند
اما
جان فرعونیان را با همین مایه حیات میگیرد....
زمانی که لحظه تحقق وعده الهی فرا برسد
لحظهای که مومنان بر ایمانشان استوار بمانند
خداوند با اسبابی که کسی فکرش را نمیکند
چاره ساز میشود
فرعونیان در مسیری غرق شدند
که
موسویان به واسطه آن نجات یافته بودند
༻═══════════༻
🔸بشنو از وی...