eitaa logo
بیت الحسین علیه السلام
1.5هزار دنبال‌کننده
5.9هزار عکس
9.1هزار ویدیو
30 فایل
هدف از ایجاد کانال بیت الحسین علیه السلام گسترش شعائر دینی واسلامی و ارائه مطالب مذهبی ،فرهنگی و اعلام برنامه‌ها می‌باشد
مشاهده در ایتا
دانلود
✿‍✵✰ هـر شــ🌙ــب یـک ✰✵✿‍ داســتــان مـعـنــوی ✍یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی کرده بودند تصمیم می‌گیرند بنا به اصرار آقا داماد به مشهد بیایند 🔹ولی عروس خانم با این شرط حاضر میشه بیاد مشهد که فقط برن تفریح و دیدن طرقبه و شاندیز و اصلاً داخل حرم نروند و زیارت نکنند 🔸چند روزی هم که مشهد بودند را با تفریح و بازار و خرید گذراندند تا اینکه روز آخر شد و چمدان‌هایشان را داخل ماشینشان گذاشتند و از هتل خارج شدند 🔹وقتی به میدان پانزده خرداد یا به قول مشهدی‌ها میدان ضد رسیدند آقا داماد وقتی گنبد و گلدسته آقا رو دید ماشین را نگهداشت و سلامی به آقا داد و مشغول دعا بود که عروس خانم هم دستشو از ماشین بیرون آورد به تمسخر گفت: امام رضا بای بای خیلی مشهد خوش گذشت بای بای 🔸داماد ماشین را روشن کرد از مشهد خارج شدند توی راه بودند که عروس خانم خوابش برد تقریباً نزدیک ظهر بود و چند کیلومتری داشتند تا برسند به نیشابور که ناگهان عروس گریه کنان از خواب پرید و زار زار گریه می‌کرد! 🔹از شوهرش پرسید که الآن به کجا رسیدند؟ شوهرش هم جواب داد نزدیک نیشابور هستیم 🔸عروس هم در حالیکه گریه می‌کرد و رنگ پریده بود گفت برگردیم مشهد داماد هر چی اصرار کرد که چرا؟ ما صبح مشهد بودیم واسه چی برگردیم؟ عروس گفت: فقط برگردیم مشهد 🔹برگشتند به مشهد و وقتی رسیدند به نزدیک حرم عروس اصرار کرد که بروند حرم داماد با ادب هم اطاعت کرد ولی با اصرار فراوان دلیل گریه و اصرار برگشتن و حرم رفتن را از خانمش جویا شد 🔸که عروس خانم اینطور جواب داد: وقتی در ماشین خواب بودم خواب دیدم که داخل حرم امام رضا ایستاده و یکی از خادم‌ها هم داره اسامی زائرین را برایشان می‌خوانند و امام رضا هم تائید می‌کند و برای زوارش مهر تائید می‌زنند 🔹تا اینکه امام رضا گفتند: که چرا اسم این خانم (عروس) را نخواندی؟ 🔸خادم هم جواب داد که آقاجان ایشان این چند روزی که مشهد آمده بودند به زیارت شما نیامده و اعتنایی به حرم و زیارت شما نداشتند آقا... 🔹امام رضا جواب داد که اسم ایشان را هم داخل لیست زائرین ما بنویسید این خانم وقت رفتن و خروج از مشهد از من خداحافظی کردند و تشکر کردند پس ایشان هم زائر ما بودند 💚 ‌🌷 ╭══━⊰🍃🌸🌸🌸🍃⊱━══╮    http://eitaa.com/beyt_alhosein ╰══━⊰🍃🌸🌸🌸🍃⊱━══╯
✿‍✵✰ هـر شــ🌙ــب یـک ✰✵✿‍ داســتــان مـعـنــوی ✍یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی کرده بودند تصمیم می‌گیرند بنا به اصرار آقا داماد به مشهد بیایند 🔹ولی عروس خانم با این شرط حاضر میشه بیاد مشهد که فقط برن تفریح و دیدن طرقبه و شاندیز و اصلاً داخل حرم نروند و زیارت نکنند 🔸چند روزی هم که مشهد بودند را با تفریح و بازار و خرید گذراندند تا اینکه روز آخر شد و چمدان‌هایشان را داخل ماشینشان گذاشتند و از هتل خارج شدند 🔹وقتی به میدان پانزده خرداد یا به قول مشهدی‌ها میدان ضد رسیدند آقا داماد وقتی گنبد و گلدسته آقا رو دید ماشین را نگهداشت و سلامی به آقا داد و مشغول دعا بود که عروس خانم هم دستشو از ماشین بیرون آورد به تمسخر گفت: امام رضا بای بای خیلی مشهد خوش گذشت بای بای 🔸داماد ماشین را روشن کرد از مشهد خارج شدند توی راه بودند که عروس خانم خوابش برد تقریباً نزدیک ظهر بود و چند کیلومتری داشتند تا برسند به نیشابور که ناگهان عروس گریه کنان از خواب پرید و زار زار گریه می‌کرد! 🔹از شوهرش پرسید که الآن به کجا رسیدند؟ شوهرش هم جواب داد نزدیک نیشابور هستیم 🔸عروس هم در حالیکه گریه می‌کرد و رنگ پریده بود گفت برگردیم مشهد داماد هر چی اصرار کرد که چرا؟ ما صبح مشهد بودیم واسه چی برگردیم؟ عروس گفت: فقط برگردیم مشهد 🔹برگشتند به مشهد و وقتی رسیدند به نزدیک حرم عروس اصرار کرد که بروند حرم داماد با ادب هم اطاعت کرد ولی با اصرار فراوان دلیل گریه و اصرار برگشتن و حرم رفتن را از خانمش جویا شد 🔸که عروس خانم اینطور جواب داد: وقتی در ماشین خواب بودم خواب دیدم که داخل حرم امام رضا ایستاده و یکی از خادم‌ها هم داره اسامی زائرین را برایشان می‌خوانند و امام رضا هم تائید می‌کند و برای زوارش مهر تائید می‌زنند 🔹تا اینکه امام رضا گفتند: که چرا اسم این خانم (عروس) را نخواندی؟ 🔸خادم هم جواب داد که آقاجان ایشان این چند روزی که مشهد آمده بودند به زیارت شما نیامده و اعتنایی به حرم و زیارت شما نداشتند آقا... 🔹امام رضا جواب داد که اسم ایشان را هم داخل لیست زائرین ما بنویسید این خانم وقت رفتن و خروج از مشهد از من خداحافظی کردند و تشکر کردند پس ایشان هم زائر ما بودند 💚 ‌🌷 ╭══━⊰🍃🌸🌸🌸🍃⊱━══╮    http://eitaa.com/beyt_alhosein ╰══━⊰🍃🌸🌸🌸🍃⊱━══╯
✿‍✵✰ هـر شــ🌙ــب یـک ✰✵✿‍ داســتــان مـعـنــوی ✍یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی کرده بودند تصمیم می‌گیرند بنا به اصرار آقا داماد به مشهد بیایند 🔹ولی عروس خانم با این شرط حاضر میشه بیاد مشهد که فقط برن تفریح و دیدن طرقبه و شاندیز و اصلاً داخل حرم نروند و زیارت نکنند 🔸چند روزی هم که مشهد بودند را با تفریح و بازار و خرید گذراندند تا اینکه روز آخر شد و چمدان‌هایشان را داخل ماشینشان گذاشتند و از هتل خارج شدند 🔹وقتی به میدان پانزده خرداد یا به قول مشهدی‌ها میدان ضد رسیدند آقا داماد وقتی گنبد و گلدسته آقا رو دید ماشین را نگهداشت و سلامی به آقا داد و مشغول دعا بود که عروس خانم هم دستشو از ماشین بیرون آورد به تمسخر گفت: امام رضا بای بای خیلی مشهد خوش گذشت بای بای 🔸داماد ماشین را روشن کرد از مشهد خارج شدند توی راه بودند که عروس خانم خوابش برد تقریباً نزدیک ظهر بود و چند کیلومتری داشتند تا برسند به نیشابور که ناگهان عروس گریه کنان از خواب پرید و زار زار گریه می‌کرد! 🔹از شوهرش پرسید که الآن به کجا رسیدند؟ شوهرش هم جواب داد نزدیک نیشابور هستیم 🔸عروس هم در حالیکه گریه می‌کرد و رنگ پریده بود گفت برگردیم مشهد داماد هر چی اصرار کرد که چرا؟ ما صبح مشهد بودیم واسه چی برگردیم؟ عروس گفت: فقط برگردیم مشهد 🔹برگشتند به مشهد و وقتی رسیدند به نزدیک حرم عروس اصرار کرد که بروند حرم داماد با ادب هم اطاعت کرد ولی با اصرار فراوان دلیل گریه و اصرار برگشتن و حرم رفتن را از خانمش جویا شد 🔸که عروس خانم اینطور جواب داد: وقتی در ماشین خواب بودم خواب دیدم که داخل حرم امام رضا ایستاده و یکی از خادم‌ها هم داره اسامی زائرین را برایشان می‌خوانند و امام رضا هم تائید می‌کند و برای زوارش مهر تائید می‌زنند 🔹تا اینکه امام رضا گفتند: که چرا اسم این خانم (عروس) را نخواندی؟ 🔸خادم هم جواب داد که آقاجان ایشان این چند روزی که مشهد آمده بودند به زیارت شما نیامده و اعتنایی به حرم و زیارت شما نداشتند آقا... 🔹امام رضا جواب داد که اسم ایشان را هم داخل لیست زائرین ما بنویسید این خانم وقت رفتن و خروج از مشهد از من خداحافظی کردند و تشکر کردند پس ایشان هم زائر ما بودند 💚 ‌🌷 ╭══━⊰🍃🌸🌸🌸🍃⊱━══╮    http://eitaa.com/beyt_alhosein ╰══━⊰🍃🌸🌸🌸🍃⊱━══╯