جز تو کسی مراد شب قدر ما که نیست
ای آرزوی هـر شــــب احــــیای ما بیـــا...
#محمد_علی_بیابانی
#تک_بیتی
#شب_قدر
@beytolghazal
سهل تر ساده تر از قافیه ای باختی اش
ننگ بادا به تو ای دهر که نشناختی اش
چه برایش به جز اندوه و ملال آوردی
جان او را به لبش شصت و سه سال آوردی
سهمش از خاک فقط کفش پر از پینه اوست
در عرق ریز زمین جامه پشمینه اوست
باغ می ساخت و در سایه آن باغ نبود
یک نفس قافله اش در پی اطراق نبود
درد باید که بفهمیم چه گفته ست علی
که شبی با شکم سیر نخفته ست علی
از سر سفره اسلام چه برداشت امیر
نان دندان شکنی را که نمی خورد فقیر
آه از آن شب آخر که علی غمگین بود
سفره دخترش از شیر و نمک رنگین بود
شب آخر که فلک، باد، زمین، دریا، ماه
می شنیدند فقط از علی انّا لله
باد برخاست و از دوش عبایش افتاد
مهربان شد در و دیوار به پایش افتاد
مرو از خانه، به فریاد جهان گوش مکن
فقط امشب فقط امشب به اذان گوش مکن
شب آخر، شب آخر، شب بی خوابی ها
سینه زن در پی او دسته مرغابی ها
از قدم های علی ارض و سما جا می ماند
قدم از شوق چنان زد که عصا جا می ماند
با توام ای شب شیون شده بیهوده مکوش
او سراپا همه رفتن شده، بیهوده مکوش
بی شک این لحظه کم از لحظه پیکارش نیست
دست و پاگیر مشو، کوه جلودارش نیست
زودتر می رسد از واقعه حتی مولا
تا که بیدار کند قاتل خود را مولا
تا به کی ای شب تاریک زمین در خوابی
صبح برخاسته، بیدار شو ای اعرابی
عرش محراب شد از فُزت و ربّ الکعبه
کعبه بی تاب شد از فُزتُ و ربّ الکعبه
آه از مردم بی درد، امان از دنیا
نعمتِ داشتنت را بستان از دنیا
#سید_حمیدرضا_برقعی
#امام_علی
#مثنوی
@beytolghazal
داروی زخم شیــر خدا شیــر تازه بود
ای کاسههای شیر! امان از دل رباب...
#شهابالدین_خالقی
#امام_علی
#تک_بیتی
@beytolghazal
تو پادشاهی و من مستمند دربارم
مگر تو رحم کنی بر دو چشم خونبارم
مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست
هنوز نعره برآرم که دوستت دارم...
ردای عفو، برازندۀ بزرگی توست
وگرنه من به عذاب تو هم سزاوارم
امید من به خطاپوشی تو آنقدر است
که در شمار نیاید گناه بسیارم
تو را به فضل تو میخوانم و امیدم هست
اگر به قدر تمام جهان خطاکارم...
#سجاد_سامانی
#غزل
@beytolghazal
ز لالهزار شــهادت گلی بچیـن صائب
به بوی خون مشو ازخاک کربلا قانع
#صائب_تبریزی
#تک_بیتی
@beytolghazal
هزار گل اگرم هست، هر هزار تویی
گلاند اگر همه اینان، همه بهار تویی
به گرد حسن تو هم، این دویدگان نرسند
پیادهاند حریفان و شهسوار تویی
زلال چشمهی جوشیده از دل سنگی
الا که آینهی صبح بی غبار تویی
دلم هوای تو دارد، هوای زمزمهات
بخوان که جاری آواز جویبار تویی
به کار دوستیات بی غَشم، بسنج مرا
به سنگ خویش که عالی ترین عیار تویی
سواد زیستن را، ز نقش تذهیبت
به جلوه آر که خورشید زرنگار تویی
نه هر حریف شبانه، نشان یاری داشت
بدان نشانه که من دانم و تو، یار تویی
برای من، تو زمانی، نه روز و شب، آری
که دیگران گذرانند و ماندگار تویی
تو جلوهی ابدیّت به لحظه میبخشی
که من هنوزم و در من همیشهوار تویی
#حسین_منزوی
#غزل
@beytolghazal
اهل دردی که زبانِ دل من داند نیست
دردمندم من و یاران همه بی درداناند
#شهریار
#تک_بیتی
@beytolghazal
رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
لبی چو غنچه، دهانی پر از شکر داری
ز تنگیِ دهن غنچه، عقل حیران است
ولی ز غنچه دهانی تو تنگتر داری
تو را که گوش بنای نیاست و نغمهی چنگ
چسان ز نالۀ شبهای من خبرداری؟
به دست هجر سپردی مگر عنان وصال
که رنگ زرد و لب خشک و چشم تر داری؟!
چو سالکان طریقت بکوی عشق درآی
بدل اگر نه غم از ترک پا و سر داری
به امر دوست اگر سر نهی بحکم قضا
برون ز عالم جان، عالمی دگرداری
#وحدت_کرمانشاهی
#غزل
@beytolghazal
هرچند که میروی مرا جا مگذار
با این دل غم گرفته تنها مگذار
بی روی تو شبهای سیاهی دارم
ای ماه مرا به حال خود وا مگذار
#سمیه_تورجی
#رباعی
@beytolghazal
تاک بودم شوق لبهایت شرابم کرد و بعد
تا به دستانت رسیدم بر زمینم ریختی...
#وحید_خضاب
#تک_بیتی
@beytolghazal
چه رفته است بر این بی نوا؟ نمی پرسی؟
کجاست شور و شر من؟ کجا؟ نمی پرسی؟
مگو که از غم این سالخورده باخبری؛
تو سالهاست که حال مرا نمیپرسی..!
چنان که حد وفای تو را شناخته ام
غریب نیست که از آشنا نمیپرسی
حکایت ستمی را که رفته بر دل من
از آن دو چشم ستمگر چرا نمیپرسی؟
نوشتمت که هنوز اشک های من جاریست
ولی دریغ که از ماجرا نمیپرسی...
#سجاد_سامانی
#غزل
@beytolghazal