eitaa logo
"بیداری مــردم "
2.7هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
12 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠 فرمانده ی تیپ همین طور حسین را نگاه می کرد. معلوم بود باورش نشده حسین فرمانده تیپ است . من هم اول که آمده بودم ، باورم نشده بود. حسین آمد ، نشست روبه رویش . گفت « آزادت می کنم بری.» به من گفت « بهش بگو.» ترجمه کردم . باز هم معلوم بود باورش نشده . حسین گفت « بگو بره خرمشهر، به دوستاش بگه راه فراری نیس، تسلیم شن. بگه کاری باهاشون نداریم. اذیتشون نمی کنیم.» خودش بلند شد دست های او را باز کرد. افسر عراقی می آمد؛ پشت سرش هزار هزار عراقی با زیر پیراهن های سفید که بالای سرشان تکان می دادند. "شهــ گمنام ــیـد
‍ نگاهَت اُفق را به زندگیَمـ نشان میدهد... زندگی که نهایتش است نگاهت آنقدر مطمئن هست که با خیره شدن بِهِشان قرصِ قرص میشود... شبیه رفتار کنیمـ شهـــ گمنام ــید