eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
قول میدم، یه روز که وقت داشتم، و به اندازه کافی خودکار و کلی کاغذ سفید، دوباره واژه هامو پیدا میکنم و می‌نویسم که چه بر سرم آوردی.
✍🏻 ما -چه کلمه شکننده‌ای- انقدر دوریم که اگر فاصله‌مان را تقسیم کنیم به همه آدم های زمین، خانه‌ای امن می‌رسد و ما آوارگانِ بی‌پناهِ دورافتاده، گم شده در پیچِ کوچه‌های میانمان... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد گفتند عاشقِ که شدی؟! گریه‌ام گرفت میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 به هر کمی از دنیا بلدم بسازم جز کم داشتن تو... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 : « فکر می‌کنی اگه بکشیم، می‌میرم؟ » •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 یه روز یه دختر اهل یه شهر کوچیک رو می‌نویسم، که شهرشون فرودگاه نداشت، پرواز یاد گرفت... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 بر تو از غم... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 پرده اول: ماشین رو به رویی یهویی می‌پیچه، - ترمز، - صدای جیغ لاستیک پرده دوم: ماشین پشت سری سرعتش زیاده، - ضربه، - صدای برخورد پرده سوم: سرم درد میکنه، - بوق ماشین ها - تق تق روی شیشه - صدای فریاد پرده چهارم: من مقصر نیستم، یکی شونه هامو فشار میده، می‌بخشم، می‌رم، - سکوت پرده پنجم: چشمام نمی‌بینه، می‌ایستم، - سیاهی! ماشین پشت سری رفت... پرده ششم: - تنهایی - درد - اشک و انگار که هر اتفاقی منو به تکرار صحنه هر شب می‌رسونه... پرده هفتم: اشکامو پاک کردم، راه افتادم، من خوبم، چون چاره دیگه ای نیست، - تکرار قصه هر صبح... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 یه روز یه دختر دلتنگ رو می‌نویسم، که از درد دوری، بوی دود گرفت! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 آنقدر نبودی که «من» یخ زد! وقتی آمدی، گفتی دوستم داری فقط نگاهت کردم... •|🌌|• @bidelijat