اما خب الان زیر آفتاب تو یه گاراژ عراقیام که سگ صاحبشو نمیشناسه😐
یه اتوبوس با کولر خوب پیدا کردم🧚🏻♀️
با رانندهاش دعوام شد😐
(میمِ اون پیرِمرده که پشت سیستمه)
این راه بیفته براتون میگم وقتی تنها بیاید گاراژ پی اتوبوس چی میشه👀
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
اگه جنس بدن ما گوشت و پوست و استخونه و در حرارت این هوا اخلاطش ذوب میشه! این عراقیها که تو دمای مثب
به جز ذوب شدن اخلاط مغزی تو این هوا چه بلایی ممکنه سرمون بیاد؟
تپشِ شدید و احساس کوبیده شدن قلب به قفسه سینه،
سخت پلک زدن به خاطر سوختن پوستِ نازک پلک و دور چشم در اثر حرارت هوا، (با وجود کلاه نقاب دار)
تار شدن دید
سوختن استخونهای انگشتان دست از داخل بدن (اگه نمیدونید چجوری،
تا حالا سرمای استخون سوز شنیدید؟!
این گرماشه(!) که دمای بدن رو بالا میبره و به جای احساس درد یا سوختن روی سطح بدن، پوست سرخ، خشک و به لمس حساس میشه)،
و درنهایت هم احساس سوختن مخاط بینی و فضای داخلی گلو به خاطر تنفس هوای گرم
اینا که نوشتم گزاره علمی و اینا نیستها!
شرح حالِ من چند دقیقه پیشه😐