eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا چرا درباره عراق دوست دارم بدونم؟ چون توی عمرم کشور خارجی دیگه‌ای رو ندیدم، ممکنه اونجاهام برم چیزای دیگه واسم سوال بشه 😅 اما خب کلا فکر میکنم که این ناترازی امکانات در کشورهای اروپایی و آمریکایی و... این شکلی که ما تجربه می‌کنیم نیست.
تو عراق استفاده از تمثال (چهره نقاشی‌شده، یا شمایل ائمه و شخصیت‌های مذهبی) خیلی زیاده. من یادمه وقتی حدودا پنج، شیش ساله بودم از این عکسا داشتیم و بعدش کم کم از همه جا پاک شد و حالا خیلی کم ممکنه جایی تو ایران ببینم. از طرفی موکب، ایستگاه صلواتی و مخصوصا هیئت‌هایی که از این تصاویر استفاده می‌کنن (که خیلی نیستن) نمی‌رم‌. اینجا ولی فرق داره، اینجا هر خونه‌ای که رفتم حداقل یکی از این تابلو‌ها داشت و بیشترشون جداشونده نبودن، یعنی مثل کاشی تو گچِ دیوار کار شده بودن، یعنی بخشی از بنای ساختمون بودن! توی پرچم‌هاشون و حتی تزئین کیف و کوله‌هاشون هم هست، برچسباشو نذری می‌دن، یه سری علم‌های خاص هم یه عده حمل میکنن که یه تابلوی بزرگ از همین تصاویره و همراهش عزاداری می‌کنن... اینو قبلاً هم دیده بودم و همیشه عجیب بود برام...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
تو عراق استفاده از تمثال (چهره نقاشی‌شده، یا شمایل ائمه و شخصیت‌های مذهبی) خیلی زیاده. من یادمه وقت
‌ هر موکبی یه اسم و تابلو داره معمولا که ممکنه اسم اون طایفه صاحب موکب، اسامی ائمه یا افراد مذهبی‌ و... باشه؛ بیشتر وقتا که اسم موکب‌ها، اسم ائمه است توی تابلوهاشون شمایل اون حضرت رو می‌ذارن. این قضیه کجا جالب‌ شد؟ اونجا که اسم یه موکب «مختار ثقفی» بود و عکس فریبرز عرب نیا رو کنارش گذشته بودن...👀
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
الان کجام؟ ردیف آخر یه ون دیگه کنار پنجره، منتظرِ دریافتِ تواناییِ تعبیرِ خواب از پروردگار متعال💘🧚🏻
راننده چند دقیقه پیش تو راه برامون از یه موکب غذا گرفت، چی بود؟ برنج ساده که کمی شور پخته شده بود، روی نصفش ماست ترش و نصف دیگه‌اش هم یه خوراکی ریخته بودن که ترکیباتش این بود: (رشته خورد شده که بسیار شیرین طبخ شده، سیب زمینی، نخود فرنگی و کشمش پخته شده)
دیگه چه چیزهای جالبی دیده بودم که بگم؟ آخرای مسیر پیاده‌روی، جمعیت توی راه خیلی زیاد شدن و بسیار متراکم حرکت می‌کردن، جاده ماشین‌روی کناری هم خیلی ترافیک بود و ماشین‌ها خیلی آهسته می‌رفتن... اونجا یه کامیون حاملِ یخ همینطور که تو ترافیک حرکت می‌کرد، میزبانان موکب‌ها دنبالش می‌رفتن و بعد کسی که پشت کامیون بود، قالب‌های بزرگ یخ رو به نوبت می‌انداخت تو بغلشون(: اونا هم یخ رو میذاشتن روی شونه‌اشون و به موکبشون بر می‌گشتن. صحنه جالبی بود. یخ چرا؟ چون اونجا یخچال نیست و برای خنک کردن آب، مواکب یه سری وان بزرگ دارن که روی پایه‌های فلزی سوار شده و توش یخ و آب می‌ریزن و آب معدنی‌هارو داخلش غرق می‌کنن، اینجوری..🤲🏻
من متوجه شدم خانم‌های عراقی موقع پیاده‌روی، دور کمرشون از این پارچه‌های سبز که برای متبرک کردن استفاده میشن، می‌بندن. نه اینکه سفت و محکم با کاربرد کمربند باشه ها، نه! یه نوار نازک پارچه متبرک سبزه که از روی لباس و زیر چادر، دور کمرشون می‌بندن.
۲۳ تا موضوع دیگه برای نوشتن دارم هنوز... اما ونی که سوارش بودیم خراب شد و حالا تو تاریکی کنار یه جاده ناشناس موندیم😀
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
۲۳ تا موضوع دیگه برای نوشتن دارم هنوز... اما ونی که سوارش بودیم خراب شد و حالا تو تاریکی کنار یه جا
خراب شدن هرچیزی در ماشین می‌تونه نشونه این باشه که امام حسین علیه السلام بخواد بمونیم... اما این ترمزش خراب شده و ممکنه معنیش این باشه که برو! فقط برو! سریع‌تر برو، بدون توقف.
خب زنده موندیم و ادامه میدیم.
میتونید ۲۶ تا مسافر رو تصور کنید که تو شونه خاکی جاده در حال تست کردن ترمز باشن؟ بدین شکل که راننده برای مطمئن شدن گاز می‌داد، بعد یهو ترمز می‌کرد، دوباره گاز می‌داد، باز ترمز و... هربار هم مسافرا پرت می‌شدن جلو، باز میومدن عقب... مثل شهربازی بود 😁
بسه، بذار بقیه‌شو بگم...
از سری خوراکی‌های جالب عراقی، یه نوع نون خاص بود که مدل درست کردنش این‌جوری بود که یه مایه‌ای رقیق‌تر از مایه پنکیک که سفیده، پشت یه سینی داغ که روی آتیشه می‌ریزن، بعد به شکل دایره‌‌ای و نازک پهنش می‌کنن و وقتی حباب می‌زنه، بدون پختن طرف دیگه‌اش از روی سینی بر میدارن، مزه‌اش مثل نونِ لواش خیس خورده‌اس، (البته این که گفتم توصیف بدیه ولی خوب بود) شاید هم نون نیست و نوعی شیرینی باشه، چون ندیدم با چیزی بخورن، تیکه تیکه می‌کردن و خالی بین مردم پخش می‌کردن‌.