eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
جهتِ کنترل مصرف، تنظیمات استفاده از رومینگ رو به چندتا برنامه محدود کردم و فعلا نمیتونم تو گوگل برم،
درباره سوال دوم یه چیز دیگه‌ام متوجه شدم که باعث شد یه چیزایی حدس بزنم اما خب مطمئن نیستم فعلا، اونم این که، عکس‌هاشون توی مسیر، کنار جاده، سر در موکب‌ها، روی کوله‌ها و... خیلی زیاد بود. عکس‌‌های دیگه هم بود، مثل آیت‌الله سیستانی، کلی از شهدای شاخص و حتی عکس رهبر ایران. نکته جالبش اما ترکیب نشدن اینا بود، مثلا ممکن بود تک تک این تصاویر باشن یا چندتا عکس از افراد مختلف یه جا وجود داشته باشه و... اما هیچ جا تصاویر خاندان صدر رو کنار عکس رهبر و یا آیت‌الله سیستانی ندیدم. (در عوض مثلا عکس رهبر کنار آیت الله سیستانی بود، یا عکس شهدای دو کشور کنار هم و...) 🤔💡
یه آقایی تو ماشین از عقب داد میزد و به راننده می‌گفت:«گشنمه» بقیه گفتن بگو طعام تا بفهمه! اونم گفت:«بیخود، یه گشنمِه رو یاد بِگیرِد خُ! اینقد میگم تا بِفهمِد!»
پمپ بنزین عراقی هم دیدم، بنزین اینجا لیتری ۴۵۰ دیناره، یه چیزی حدود ۳۰ هزار تومن.
اگه نمی‌دونید، بنزین ایران با سهمیه‌ لیتری هزار و آزاد سه‌هزار تومنه.
سلام ایرانِ حسینِ عزیزم❤️
«چیت» باید راجع به چیت بهتون بگم..‌.
سرعت اینترنت همراه‌اول در ده‌کوره‌های عراق ⚡🌪️🐎 سرعت اینترنت همراه‌اول در ایلام 💤🥵🐢
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
«چیت» باید راجع به چیت بهتون بگم..‌.
وقتی از مرز (۱) رد شدم، باید مسیر نسبتا زیادی رو پیاده طی می‌کردم تا به اتوبوس‌های خط واحد برسم و بعد با اونا برم ترمینال که از اونجا اتوبوس بگیرم تا تهران... القصه، تو این فاصله‌ هم مثل مسیر کربلا موکب‌های زیادی هست که خدمات مختلف ارائه میدن، یکیشون که محل استراحت بود به سبک چادر عشایر و با همون تزئینات چیده شده بود، دور تا دور فضای داخلی و بیرونش یه دیوارِ کاذبِ عجیب داشت که وقتی پرسیدم متوجه شدم بهش میگن «چیت» و دست‌ساز هم هست. شما فرض کنید دونه دونه اون همه نِی رو عمودی برش زده بودن، بعد یه عالمه پارچه رنگی رو به شکل نواری، با عرض یک‌ سانتی‌متر قیچی کردن، بعد دونه دونه دور این نیمه نی‌ها پیچیدن (رنگ نوارها طوری چیده میشه که در مجموع روی کل نی‌ها یه طرح زیبا شکل میگیره) بعد با یه بند دیگه، یکی زیر، یکی رو به هم می‌دوزنشون(: یه جوری که مدل دوخت هم روش طرح‌های به هم پیوسته لوزی‌شکل درست می‌کنه.. آخرش هم به پایین و بالاش یه نوار میدوزن و بعد جای دیوار تو چادر استفاده می‌کنن... نگاه کردن بهش و فکر کردن به این که هر دورِ نوار رو با انگشت پیچیدن، حیرت انگیز بود(: ظاهراً کلی ویژگی و مدل خاص هم داره که دیگه بقیه‌شو سرچ کنید چیت‌بافی و بینید، جالبه.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
وقتی از مرز (۱) رد شدم، باید مسیر نسبتا زیادی رو پیاده طی می‌کردم تا به اتوبوس‌های خط واحد برسم و بع
یه آب‌میوه پاکتی بامزه عراقی تو راه گرفتم که تمام مدت توی اون وَنِ داغون با خودم آوردمش به این امید که ببرمش تهران، (چون حوصله بازار رفتن ندارم، همینو می‌خواستم بدم به اهل منزل جای سوغاتی که شریکی بنوشن) منتهی وقتی مشغول نگاه کردن و لمسِ چیت بودم، روی طاقچه موکب جا گذاشتمش(:
راستی الان کجام؟ بعد از دو ساعت گریه وسط پایانه برکت(پایانه مرزی مهران یعنی) حالا نشستم تو اتوبوس و بازم منتظرم راه بیفته.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
وقتی از مرز (۱) رد شدم، باید مسیر نسبتا زیادی رو پیاده طی می‌کردم تا به اتوبوس‌های خط واحد برسم و بع
(۱) مرز... مرز چیز واقعا جالبیه! یه جایی تو مرز هست که هیچوقت حسش برام تکراری نمیشه، بعد از اینکه گیت‌های اولی رو رد می‌کنی و پاسپورتت مهر می‌خوره، باید یه مسیر نسبتا زیادی رو هنوز تو خاک ایران طی کنی تا برسی به یه فضای مشابه اون تو عراق و بعد هم گیت‌های ورودیش برای مهر دوم، این دو تا فضا (ایران و عراق) تو یه نقطه از هم جدا میشن که تو مرز مهران یه اتاقک تونل مانندِ کانکسی کوچیکه. (مسیر ورود به کشور یا خروج از اون، هردو یکسان و در خلاف جهت همن) اونجا با بدرقه پلیس‌های نازِ ایرانی💘 وارد میشی و یهو وقتی پاتو می‌ذاری بیرون با پلیس‌های خشن عراقی که تیپیکالِ سربازای بعثی تو فیلم‌های دفاع مقدس رو دارن رو به رو میشی. یهو همه نوشته‌ها به زبونی میشه که نمیدونی، پرچم‌ها، حتی صداها، همهمه‌ها، آدم‌ها، تو یه لحظه همه چیز دگرگون میشه. احساس اون لحظه خیلی جالب و نابه. موقع رفتن یه جوری و وقت برگشت یه طور دیگه... معنی وطن اونجا ملموس‌تره، حتی تو هواش(: من تا حالا یکبار هوایی و همه دفعات دیگه زمینی و از مرز مهران رفتم، هواپیما اینجوری نیست اصلا. خلاصه اگه پولشو دارید که هوایی برید حلالتون باشه، واسه تنوع اگر کنجکاوین می‌تونین احساسشو تجربه کنید، اگه هم که مثل من انتخاب دیگه‌ای ندارید و زمینی سفر می‌کنید، از کسب این تجربه زیبا و درک این حس ناب لذت ببرید.
راه راه راه. من خسته شدم دیگه.