eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
نمیدونم چجوری توضیح بدم، اما احساس می‌کنم داره یه اتفاقاتی تو جهانم میفته که نظمش رو درک نمی‌کنم. شایدم بیخودی شلوغش می‌کنم!
یکی از اتفاقایی که ازش می‌ترسیدم افتاد.
خوشبختانه یا متاسفانه، من همیشه اشکم دم مشکمه و معمولا خیلی فاصله‌ای تا گریه شدن ندارم،
بله من سر کلاس گریه کردم. جلوی بچه‌ها(:
روز عجیبی بود، البته برای بچه‌ها بیشتر. اولش گریه معلمشونو دیدن، بعد امتحان ریاضی دادن، بعد نقاشی دریا کشیدن، زنگ تفریح هم باهم رفتیم تو حیاط نشستیم ماکارانی خوردیم(:
✍🏻 - سلام خوبی + منظورت چیه؟ •|🌌|• @bidelijat
مثلا حرم.
مثلا پَر.
مثلا فرفره‌هام از مجموعه‌ی رنگین‌کمونی...
شوقی مرا از میانه‌ی کتاب‌‌ها بیرون می‌کشد، نمی‌دانم که از آسمانِ تابلوی روی دیوار باران می‌بارد یا چشم‌های‌ خسته و خون افتاده‌ام‌ می‌گریند، سرم را بالا می‌آورم و به جای سوالاتِ آزمون‌ِ مهر‌ماه، تو را روی صفحه می‌بینم، نزدیک می‌شوم، بوسه نمی‌دهی و من انگار روی آسفالت با زانو زمین می‌خورم... دورم و زمینِ اینجا دارد مرا می‌بلعد، خاک از سینه‌ام گذشته و چیزی تا سرم نمانده، دستی ندارم که دراز کنم، اما نگاهم به توست... صدایی مَست که تمامِ مصوت‌های بلند را چهار انگشت می‌کشد، آرام توی گوشم می‌خواند:"می‌دونم آخر میرسه یه روزی، کنار تو آروم بگیرم..."