بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ گمشدهای میان دل و عقل...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
هیچِ حرّاف...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
قسم به نور
که تنها تویی
روشنی این دلِ تنگ...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ هیچِ حرّاف...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
مضربی از نیاز در ناز...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
اولین بار بود که میدیدمش، چشمها و پاهایش سرخ بود، دور تر از بقیه نشسته بود و نگاهم میکرد.
پرسیدم: غریبه ای؟! اینجا چه کار میکنی؟!
گفت: راه گم کرده بودم، از هر کبوتری آدرس خانه امید را خواستم، اینجا را نشانم داد...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ مضربی از نیاز در ناز...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
پای ناچار مانده در راه...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
باورش نمیکردم
به لحظههایی که میخندیدم قسم خورد...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ پای ناچار مانده در راه...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
بال بستهای مستِ پرواز...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
آی نان خشک!
نان خشک می خریم
آی دل پوسیده می خریم به هزار هزار غزل
دمپایی رفتنتان اگر پاره ست
ما خریداریم
می بریم آبش میکنیم
با شعر سهراب رنگ میزنیم و
میفروشیم به مردمی که
راهی رفتنند
آی مردم!
برکتهای خشکیده را بفروشید به ما
ما خریداریم،
دلهای پوسیده تان را میخریم سیری هزار غزل
اگر نخواستید
جایش آفتابه می دهیم تا هر روز
آب بپاشید به کوچه خاکی احساستان
آی نان خشکیده
آی دل پوسیده
آی دمپایی پاره
خریداریم...
#سارا_ساعتچی
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
فرقی نمیکند که شب چگونه میگذرد
خورشید طلوع خواهد کرد،
بالاخره صبح میشود،
گریزی از نور نیست،
حتی در عمق شبهای تاریک...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
ز دوری تو نمردم،
چه لاف مهر زنم؟
که خاک بر سر ما باد و مهربانی ما...
•|🌌|• @bidelijat