✍🏻
به تو فکر میکنم
و به واژههای الکنی که نمیتوانند توصیفت کنند...
به هیچی که از تو میفهمم فکر میکنم!
و خوابم نمیبرد.
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 شایدم کفشام همونجا موندن، و 'من' گم شدم؛ #نوشته_بودم •|🌌|• @bidelijat
و اما بعد،
چه کسی درد را پوشید؟
هدایت شده از جامِ صبوح
روزِ وصلش باید از شرم آبگردیدن، که ما
در فراقش زندگی کردیم و جانی داشتیم...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
روزِ وصلش باید از شرم آبگردیدن، که ما در فراقش زندگی کردیم و جانی داشتیم...
✍🏻
توهم،
دریایی ست بیانتها،
که هر موجش تصویری نو میزاید؛
و من،
در هر دَمش غرق میگردد،
بیآنکه بداند
کدام نفس آخر خواهد بود!
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
به تو فکر میکنم؛
تو که در مشتت بذرِ حیات کاشتی...
تو که از جای قدمهایت نرگس میروید،
و در لا به لای موهایت ریحان...
تو که از نفسهایت یاس میریزد،
و در ردِ نگاهت، شقایق جوانه میزند.
تو که تمام آفتابگردانها،
از جیبِ پیراهنت سر برآورده اند...
به تو فکر میکنم،
و خوابم نمیبرد.
#خیال
•|🌻|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- حالم خوب نیست...
+ تو اینجا هم نبودی،
و من باز راه گم کردهام...
•|🌌|• @bidelijat
لالا لالا گل صحرا چقد غصه؟ چقد غوغا؟
نگات به آسمون باشه ستاره ات رفته اون بالا...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
روبهروی یه تلویزیون سیاه و سفید که کنارش یه در بسته است!
نه!
ما رو به یه در بسته نبودیم،
ما پشت یه در بسته گیر افتاده بودیم.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
انتهای غربیترین خیابون سینهم، درست جلوی استخون کتفم، یه انبار سنگی ساختم از جنس مرمر سفید با تزئین
اون ریشههای چرک،
رسیدن به فرق سرم،
حالا دارن پوستمو میشکافن و از لابهلای موهام بیرون میان،
همون تارهای سفید زشت...
این جنگ سرمو به درد آورده.