eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
544 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
انگار استخوان قفسه‌ی سینه‌ام را از گلویم بیرون می‌کشیدند! درد، از مرکز بدنم آغاز شد، تا حنجره بالا خزید و راه نفس را بست، چراغِ جهان خاموش شد و من بی ‌دفاع‌ترین آدمِ زمین بودم. تمام تنم زیر بار این هجوم می‌سوخت، من می‌گریستم، مادرم هم... بقیه می‌گویند: "حملهٔ عصبی" اما به گمانم غصه، دارد قصه ای می‌نویسد که قلم صبرم سوادِ خواندن و دفترِ تنم تابِ تحملش را ندارد...!
_ این سکوت آخرش مارو می‌کشه. + همین الانم زندگی نمی‌کنیم!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #گفت : «یهو چشم وا کردیم دیدیم دلمون براش ریخته...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 : «احتمالاً بازهم کسی را دوست بدارم، اما نه آن‌طور جسورانه و رها که تو را دوست داشتم؛ بسیار محتاط‌ و آرام‌ و با ترس از دوباره شکستن.» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 به تو فکر می‌کنم، و به خودم که از تو پر شده... به تو فکر می‌کنم و خوابم نمی‌برد؛ •|🌌|• @bidelijat
عباس رحیمینمی از چشم های توست 320.mp3
زمان: حجم: 11M
نمی از چشم‌های توست چشمه، رود، دریا هم، کمی از رد پای توست جنگل، کوه، صحرا هم...
✍🏻 به تو فکر می‌کنم، به تو و تمامِ آبشارها که از بلندای قامتِ تو جاری اند، به تو و تمامِ جنگل‌ها که از طراوت لبخندت جان گرفته‌اند، به تو و تمام کوه‌ها که به شانه‌های تو تکیه کرده اند، به تو و تمام سیاره‌ها که در مدار تو می‌گردند... به تو فکر می‌کنم به اعجازِ حضورت و خوابم نمی‌برد... •|🌌|• @bidelijat
نوشتم «کاش تو هم به من فکر کنی» اما نگفتم… این زیاد بود! و من به سهمم از دنیا قانعم؛
_ چیکار کنیم؟ + خفه شیم.
_ پس حرفامون چی؟ + زیر پوستمون دفنشون می‌کنیم.
_ درد داره؟ + درد سندِ زنده‌ بودنه!
_ یعنی باید تحمل کنیم؟ + چاره دیگه‌ای نداریم.
_ چیکار کنیم؟ + خفه شیم.