بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 ذال آغاز «ذوب» شدنِ ذرات غم بود، از لذتِ حضور تو... به «ذال» سوگند که در ذوق ذکر نام تو مَحو، زا
✍🏻
ر
اولِ «راهِ» رسیدن به توست،
آخرِ «مسیرِ» من...
روزی که از خود رها شوم!
به «ر» سوگند
که
بهر تو جان سپردن
دشوار نیست مارا...
#الفبای_عشق
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
این شور که در سر است ما را
وقتی برود که سر نباشد!
#سعدی
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
تاریکترین لحظههای شب را
به انتظار خورشید نشستیم،
نور
از پشت پلک های تو
طلوع کرد...
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 «من #آدمیزادم؛ آینهای در افق نور...» •|🌌|• @bidelijat
✍🏻
«من #آدمیزادم؛
دل بستهام به مِهر...»
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
هیچوقت فکر نمیکردم،
اوایلِ دهه سومِ زندگی،
یکی از اساسیترین دغدغههام
«دوست»
باشه!
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
اره دیگه(:
به قول شاعر:
زود آمدهایم و ناگهان دیر شدیم...
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق
مظلومترین عاشق دنیا! مادر!
✍🏻 #میلاد_عرفان_پور
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
خودمانیم!
قَدِ قلبِ ما نیست
اینهمه دلتنگی...
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
راه باریک است و شب تاریک،
پیش خود مگر
با فروغ نور آن روی چو ماه آری مرا!
✍🏻 #اوحدی
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
عشق است و محبت است و باقی همههیچ...
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
آن روزها
آنجا
بازار داغ بود!
خستگی را با نور معامله میکردیم،
دلتنگی را با عشق،
جای تمام غمهایمان، شور میگرفتیم!
و باید هرچه «من» بود میدادیم،
تا به «تو» برسیم...
این روزها اما،
اینجا
بارِ مارا نمیخرند!
ما ماندهایم و دلهای تنگِ پر از غم،
به راستی که خستهایم...!
#پیام_ناشناس
•|🌌|• @bidelijat