eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
7 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
وقتی شلوغ‌ترین دختر کلاس، آروم می‌شینه، حتما یه اتفاقی افتاده... نگهش داشتم و با هزار ترفند فهمیدم
به چی فکر می‌کنم؟ به این‌که آدم‌ها برای اتفاق‌های متفاوت، نام‌های مشابه می‌ذارن؛ اما در رنجی که متحمل می‌شن، فرقی ندارن! مثلا گم شدن عروسک برای بچه‌ای که تمام جهانش توی دستاش معنا میشه با ورشکستگیِ یه تاجر بزرگ؛ هر دو از دست دادنه...! و به نظر من، هر دو در حجم درد برابرن. درباره اثر اون اتفاق، اهمیتش، یا هر چیز دیگه‌ای حرف نمی‌زنم! درباره احساسِ اون لحظه‌ی اون آدما میگم؛ شاید اگه ریاضی‌تون خوب باشه با مثال کسر‌ها اینو راحت‌تر درک کنید!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
رنجِ آدم‌ها رو حد نزنید.
واسه همینه که معتقدم نباید رنج آدما رو کوچیک شمرد... ما روی برج ادراک خودمون می‌ایستیم، و با متر توان شخصی‌مون، قد ظرفیت بقیه رو می‌گیریم، بعدم حکم به اشتباه بودنِ رنجشون می‌دیم. در حالی که هرکسی با حساسیت متفاوتی دنیا رو تجربه می‌کنه! یکی ممکنه راحت‌تر کنار بیاد، فراموش کنه، بگذره، یکی شاید نتونه‌؛ لزوما هم ربطی به سن نداره! وقتی مقیاس‌ها متفاوته، مقایسه غلطه... غلط نه، بی انصافیه!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
واسه همینه که معتقدم نباید رنج آدما رو کوچیک شمرد... ما روی برج ادراک خودمون می‌ایستیم، و با متر تو
تازه این مقایسه‌ی غلط، حالتِ خوبشه! واسه وقتی که میدونی چی‌شده، و خودت هم تجربه‌ کردی. جدای تجربه‌ی مشترک که معمولا نداریم، خیلی وقتا اصلا نمی‌دونیم بقیه دارن با چی در وجود خودشون می‌جنگن، با این حال براشون نسخه می‌پیچیم! وقتی نمی‌دونیم کدوم تار از وجود کسی پاره شده یا کدوم سقف رو سرش ریخته، هر قضاوتی، یه تیر کور تو تاریکیه...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
وقتی شلوغ‌ترین دختر کلاس، آروم می‌شینه، حتما یه اتفاقی افتاده... نگهش داشتم و با هزار ترفند فهمیدم
امروز، اینو همون شلوغ‌ترین آورده بود. احساس می‌کنم وقتی تو دستم می‌گیرمش، از وجودم اکلیل رو زمین می‌ریزه(:
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى لَمْ يَكُنْ لِى حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلّا فِى وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِى لِ
إِلٰهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ، وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطاعَكَ، يَا قَرِيباً لَايَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ، وَيا جَواداً لَايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ. إِلٰهِى هَبْ لِى قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ، وَ لِساناً يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ، وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ. إِلٰهِى إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ، وَمَنْ لاذَبِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ، وَمَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ]؛ معبودم، بر من نظر کن، نظر به کسی که صدایش کردی و تو را اجابت کرد و به یاری‌ات به کارش گماشتی و او از تو اطاعت کرد، ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمی‌شود و ای سخاوتمندی که از امید بستگان به پاداشش دریغ نمی‌ورزد. معبودم، قلبی به من عطا کن که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند و زبانی که صدقش به‌جانب تو بالا برده شود و نگاهی که حق بودنش او را به تو نزدیک نماید، معبودم، کسی که به تو شناخته شد، ناشناخته نیست و آن‌که به تو پناهنده شد خوار نیست و هرکه را تو به او روی آوری برده نیست... 🍃 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ، وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطاعَك
✍🏻 من بدم! تو اما امید هیچ‌کس را نا امید نمی‌کنی؛ پس با من چنان رفتار کن که شایسته‌ی خوب‌هاست، به خوبیِ خودت‌‌‌... شعله‌ای در قلبم بیافروز که تا آستانت زبانه بکشد، و زبانی که به راستی از تو بگوید و نگاهی که فقط تو را ببیند.‌.. کسی که تو را شناخت، هرگز گم نمی‌شود، و هر که تو به سویش نظر کنی، از بندگیِ هر چیز رهاست. مرا از میانِ این همه سایه ببر، و در نورِ خودت تمام کن... ! •|🌌|• @bidelijat
سقفِ سَرم چکه می‌کند...
دل اگر حوصله می کرد بر آن تنهایی شهره‌ی شهر نمی شد که شود هر جایی.
خوب تر آنکه دهان بسته کلیدش را گم باز شد راه به میدان بلا، چون آیی؟
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ، وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطاعَك
إِلٰهِى إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ، وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلٰهِى فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّى مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلَا تَحْجُبْنِى عَنْ رَأْفَتِكَ‌. إِلٰهِى أَقِمْنِى فِى أَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ. إِلٰهِى وَأَلْهِمْنِى وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلىٰ ذِكْرِكَ، وَهِمَّتِى فِى رَوْحِ نَجاحِ أَسْمائِكَ وَمَحَلِّ قُدْسِكَ. إِلٰهِى بِكَ عَلَيْكَ إِلّا أَلْحَقْتَنِى بِمَحَلِّ أَهْلِ طاعَتِكَ، وَالْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ، فَإِنِّى لَاأَقْدِرُ لِنَفْسِى دَفْعاً، وَلا أَمْلِكُ لَها نَفْعاً... معبودم، آن‌که به تو راه جوید راهش روشن است و آن‌که به تو پناه جوید در پناه توست، و من به تو پناه آوردم ای معبودم، پس گمانم را از رحمتت ناامید مکن و از مهربانی‌ات محرومم مساز، معبودم، در میان اهل ولایتت برنشانم، نشاندن آن‌که به افزون شدن محبّتت امید بسته، معبودم، شیفتگی به ذکرت را پیوسته به من الهام کن و همّتم را در نسیم کامیابی نام‌هایت و جایگاه قدست قرار ده. معبودم به‌حق خودت بر خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت و جایگاه شایسته بر ساخته از خشنودی‌ات برسان، زیرا که من نه بر دفعی از خود قدرت دارم و نه بر نفع خویش مالک هستم... 🌱 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
إِلٰهِى إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ، وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ، وَقَدْ
✍🏻 با کوله‌باری که از امید و خواهش پر شده، آمده‌ام به التماس! در میان دوست‌دارانت جای می‌خواهم، جایی که دلم از شوقِ نزدیکی‌ات آرام نگیرد... من، نه توانِ دفعِ آسیب دارم و نه قدرتِ رساندنِ خیری به خودم! دستم به سوی تو دراز است، پناهم بده، و هیچم را در همه‌ی خودت محو کن... ! •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 مرا هزار امید است و هر هزار تویی ... #سیمین_بهبهانی •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی •|🌌|• @bidelijat