eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 داغ در مکتبِ ما خاکستر نمی‌کند؛ کوره می‌سازد برای گداختنِ اراده‌ها. •|🌌|• @bidelijat
به "بال" می‌زنید، با "شوق" چه می‌کنید؟
✍🏻 به تو فکر می‌کنم، حتی وقتی آسمان یادش رفته که روزی آبی بود! جهان این روزها خیلی چیزها را فراموش کرده، اما تو را نمی‌تواند. آفتابگردان‌ها هنوز سمتِ تو کج می‌شوند، و باد از دَمِ تو اجازه می‌گیرد برای وزیدن، و من، هنوز بیدارم... •|🌌|• @bidelijat
تمام اشک‌های نریخته بمانند برای شوقِ پیروزی...
پیروز خواهیم شد و بسیار خواهیم گریست...
✍🏻 خدا پناهِ ماست و بی‌کسیِ زمینی افتخارمان... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 گیرم که تمامِ شیشه‌ها را شکستید! تا نگاهِ ما به نور است، چه باک...؟ •|🌌|• @bidelijat
هنوز اینقدر خالص نشدم که از کپی شدن نوشته هام ناراحت نشم. نکنید.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 این ستاره بارانِ تماشایی، امتدادِ نفرین موسی«علیه‌السلام» است که آتشش دامنِ سرزمینِ غصبی‌شان را گ
✍🏻 این شما بودید که در "تاخیرِ" پیغمبرتان، به گاو دل بستید! و در "نبودش" آواره شدید. ما که قومِ مطرود نیستیم؛ ما برای امامِ "ندیده"، جان می‌دهیم... و با رفتنِ هیچ رهبری، راه گم نمی‌کنیم؛ •|🌌|• @bidelijat
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ ٱلْكُفَّارِ وَلْيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةَ وَٱعْلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلْمُتَّقِينَ اى اهل ايمان! با كافرانى كه هم جوار شما هستند، نبرد كنيد؛ و آنان بايد در شما سرسختى و شدت يابند؛ و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است (سوره توبه، آیه ١٢٣)
✍🏻 هرکه میدانِ مین درونش را پاک کرده، نه تنها از خطِ مقدمِ جنگ نمی ترسد، که با شوق از گلوله‌ها استقبال می‌کند تا از قفسِ گوشت و استخوان رهایش کنند! نَفسِ سر بریده را از بریدنِ نَفَس چه باک؟ •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
ما تریبون‌های دو سه هزار نفره نداریم که ادای آدم‌های خوب و باکلاس را در بیاوریم و اتوکشیده در کمال ا
بعضی تاریخ‌ها مثل میخ توی حافظه فرو می‌روند یا شاید هم مثل خار زیر پوست که با هربار لمسشان، کل وجودِ آدم تیر می‌کشد! مثلِ اسفند، که حتی خون و خاکستر امسالش، درد گذشته را از یاد نبرد. اسفندی که بینِ هیاهویِ مدعیانِ اخلاق، صدایم به هیچ دیواری نرسید و همه چیز خیلی تمیز، مرتب و بروکراتیک، زیرِ سه کلمه دفن شد: «توفیق یار نبود.» گاهی بعضی جمله‌ها چقدر کار راه‌اندازند. هم کوتاه‌اند، هم در کمالِ ادب ادا می‌شوند و هم می‌توانند یک جنایتِ خاموش را در خودشان مومیایی کنند. نه این‌که حقیقت عیان نباشد، بود! دیدند، شنیدند، فهمیدند و با همان تعابیرِ دهان‌پُرکنی که خوب بلدند، در خفا مدعیِ شکستن شاخِ ظالم شدند! هنوز طنینش در گوشم مانده که گفتند: "این باشد دینِ شرعیِ ما" و "شرعا مدیون" ماندند! "انگل" در وجودشان خزیده و با کشتن "مغز" بر "تن" مسلط شده بود، اما گمان می‌کردند که "روحِ" مُدَبرشان است! یک "روحِ" متعفن که حذف نشد، ولی بوی گندش را پنهان کردند... از آن اسفند تا حالا خیلی چیزها از دست رفت؛ طبیعی است؛ در چنین وقت‌هایی که چرخ‌دنده‌های سیستم از کار می‌افتد، روایت‌ها هم باید باز مهندسی شوند. آن‌وقت فرار از ظلم و چرخهٔ "تعفن، تفرعن و تزویر"، در روایتِ آقایان می‌شود: «توفیق یار نبود». رفتنِ آگاهانه و حفظِ شرف، ترجمه می‌شود به: «ناتوانی». و توضیحِ رکودِ ماه‌های متمادی، پای یک دستِ پنهان و «دشمنِ خارجی» را به میان می‌کشد تا مخاطبِ بی‌خبر، مقصر را در جای دیگری جستجو کند. این‌ها را می‌شود فهمید. دنیا همیشه پر بوده از این جور تنظیمِ روایت‌های دروغ، تهمت و توهم‌های سایه‌وار. اما خیلی چیزها را نمی‌توان درک کرد، مثلاً اینکه حالا چگونه همان‌ها داعیه دار تربیت شده‌اند؟ و با کدام حجت جمعشان را برابر سپاهِ امام معصوم معرفی می‌کنند؟ من فکر می‌کنم که همان‌طور که اثرگذاری آدم در هر لحظه‌ای، تابع تمامِ زندگی اش است، اثرگذاری بیرونی یک سیستم هم به درونش بر میگردد! نمی‌شود که رگِ گردن برای مظلومیت کلفت کنی و بر سرِ ظالم فریاد بکشی، اما خودت حق پایمال کنی یا شاهدش باشی و کَکَت نگزد! بعضی چیزها در هیچ دستگاهِ منطقی نمی‌گنجند. مثل «مبارزانِ پلاستیکیِ خط مقدمِ حق، که در پستوی خانه‌شان، با ظالمْ فالوده می‌خورند.» این‌ها را برای باز کردنِ سرِ یک دعوای کهنه نگفتم. می‌نویسم چون با بند‌بندِ وجودم یقین دارم: خدایِ این عالم، خدایِ درهم‌کوبندهٔ ظالمان است و سنتش، "تعداد" و "ابعاد" ندارد! و در مقابل او هیچکس نمی‌تواند دست‌های آلوده‌اش را پشتِ نام‌های بزرگ و مقدس پنهان کند! خدا که فراموش نمی‌کند؛ حتی اگر هزار سال دیگر بگذرد. و "این باشد دین شرعی من". پ.ن: به مناسبتِ ۲۵ اسفند! با تاخیر... پ.ن۲: این فرسته مخاطب عام ندارد. پ.ن۳: