eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
پرچم در اهتزاز است، بالا به سربلندی... رو به جنوب/ ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ پ.ن: این‌بار لحظه از من فرار نک
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به امید روزی که "لا اله الا الله" بلند‌ترین علامت عالم باشه... این‌بار رو به شرق/ ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ پ.ن: هربار که‌ رقص پرچم رو در ارتفاع می‌بینم، احساس می‌کنم که زنده‌ترم...
✍🏻 این روزها مثل یک مته‌ی ظریف، مدام یک جمله در سرم می‌چرخد: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثل یَزید». به این فکر می‌کنم که معنای این جمله، فقط یک رجزخوانیِ باشکوهِ تاریخی نیست؛ تقابلِ دو جنس است، دو تبار. خط‌کشی میانِ دو نوعِ زیستن است. دعوا سرِ دو آدم نیست! "حسین" علیه‌‌السلام یک نفر نبود، یک نحوه از انسان بودن بود، یزید هم؛ «مِثلی لا یُبایِعُ مِثل یَزید» یعنی اگر شبیهِ حسین شدی، حتی اگر کار به جایی برسد که گلویت از تشنگی چاک بخورد، آخرین مَردت غرقِ خون روی خاک بیفتد، و آخرین زَنَت را در غل و زنجیر به اسارت ببرند، و حتی اگر هیچ‌ جز یک بیابانِ داغ و سرهای بر نیزه و هلهله‌ی اغیار نماند، باز هم کوتاه نمی‌آیی... یعنی نمی‌توانی کوتاه بیایی! همان‌طور که "نور" با "تاریکی" نمی‌سازد؛ «مِثلی لا یُبایِعُ مِثل یَزید» یعنی کسی که از جنسِ آفتاب است، به سایه‌های حقیر باج نمی‌دهد... یعنی باید حسینی بود و تا آخرین نفسِ آخرین نفر ایستاد و جنگید؛ •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 منطقِ یزیدی، منطقِ «محاصره» است. می‌خواهد تو را آنقدر درگیرِ «چگونه زنده ماندن» کند که فراموش کنی «برای چه زنده‌ای». •|🌌|• @bidelijat
از تماشای بِر و بِرِ اتفاقات کلافه‌ام وقتی که کاری از دستم بر نمی‌آید.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
عزیزم میگه: "فقط نفس مونده که اونم دیگه نمیاد"
عزیزم در امتداد تحلیل اخبار روز گفت: دشمن ما نباید بمیره، مرگ حقه! دشمن باید کور و شل و زمین‌گیر بشه.
میگم آمریکا محاصره‌مون کرده. عزیز میگه: به جهنم! بکنه ببینیم به کجا میرسه؟ برای خدای ما که سخت نیست جوابشو بده...!
✍🏻 - ... لطف کنین به عزیزتون بگین برا ازدواجم دعا کنن که خدا به نفس پاک ایشون حاجت دلم رو برآورده و بخیر کنه ان شاءالله ... + سخت بود برای عزیز مفهوم پیام ناشناس رو توضیح بدم، لذا گفتم که دوستمی، و گفت بهت بگم دعا می‌کنه حاجت روا بشی، بعد بری حرم امام رضا علیه‌السلام براش کادو بیاری😄
پیش فرضِ عزیز هنوز اینه که همه‌ی دوستای من مشهدن... (:
چند نفر دیگه ام که ناشناس التماس دعا گفتین، عزیز همه‌تونو دعا کرد، شمام عزیز رو دعا کنید، ممنون.
یه چیزی میخوام از کلاس تعریف کنم که خیلی وقت پیش اتفاق افتاده، اما خب فرصتی پیش نیومده بود تا حالا بنویسم، ما توی کلاس، یه نمودار نیم‌دایره‌ای داشتیم که سه تا رنگ سبز، زرد و قرمز داشت، پیکان این نمودار به صورت پیش فرض روی سبزه، و من با سرپیچی بچه‌ها از قوانین، شلوغی‌های بی‌موقع و... کم کم این پیکان رو بالا می‌آوردم، این عامل بازدارنده‌ی خوبی بود برای مدیریت بهتر کلاس‌. زرد به معنای اوضاع خطرناک بود، وقتی هم می‌رسید به قرمز، جریمه می‌شدن! البته تعداد دفعات محدودی این اتفاق افتاد، اما من رو با یک پدیده‌ی بسیار عجیبی مواجه کرد! وقتی اولین بار کل کلاس با هم جریمه شدن، همه‌شون اعتراض کردن، ناراحت شدن، غر زدن، اما وقتی یه بار دیگه نمودار قرمز شد، جریمه‌شون یکسان نبود، یعنی تعدادی رو بیشتر و بقیه رو کمتر جریمه کردم، و خب حدس میزنید چی شد؟ این‌بار دو سوم کلاس چون کمتر جریمه شده بودن، نه تنها اعتراض نکردن، چه بسا خوشحال هم بودن! درحالی که میزانش از اون دفعه اول هم بیشتر بود! اگر کسی مطالعات جامعه شناسی داره یا میتونه این ماجرا رو تحلیل کنه، من واقعا کنجکاوم درباره این پدیده بدونم.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
یه چیزی میخوام از کلاس تعریف کنم که خیلی وقت پیش اتفاق افتاده، اما خب فرصتی پیش نیومده بود تا حالا ب
حالا یک عده‌ای ممکنه پیدا بشن بگن جریمه کردن روش منسوخ شده‌ایه! نباید باشه، باید رفتار خوب تشویق بشه نه رفتار بد تنبیه و از این چیزا که خب بنده در جواب احتمالا میگم: دوغتو بنوش.
هدایت شده از عطر مکتوب
برای چه زنده ای ؟ @atre_maktub