eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
546 دنبال‌کننده
182 عکس
6 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
۲/۲ ارتفاع چاله ای که در آن افتاده بودم زیاد نبود، اما هرچه تقلا کردم نتوانستم بیرون بیایم، مطمئن ب
دوستان هنرمندی در گروه آڪو این متن رو به پادکست تبدیل کردند که متاسفانه در ایتا ارسال نمیشه اما اگر روبیکا دارید، از این لینک میتونید بشنوید👇 https://rubika.ir/post/HaOtpKxitw
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
۲/۲ ارتفاع چاله ای که در آن افتاده بودم زیاد نبود، اما هرچه تقلا کردم نتوانستم بیرون بیایم، مطمئن ب
درباره‌ی پایان بندیش هم توضیح بدم: این قصه رو حدود ۴ سال پیش نوشتم، برای همین فاصله‌ی سال ۴۱ تا حالا، ۵۹ نوشته شده. وگرنه عزیزم تا امروز، بیشتر از ۶۳ ساله که مادرشو گم کرده...
✍🏻 به تو فکر می‌کنم! وقتی که کلان‌شهرِ زخمی و دودگرفته‌‌ام زیر پایم می‌رقصد. به تو فکر می‌کنم، و به این تکانه‌های وحشی، که هیچ ربطی به گسل‌های البرز ندارند! تو آن‌جا... در شرقی‌ترین مختصاتِ نقشه، با ناخنِ اشاره‌ات روی ترکِ موییِ نگینِ عقیق‌ انگشترت کشیده‌ای، و کیلومترها این‌سوتر، ستونِ فقراتِ تهران متزلل شده... به تو فکر می‌کنم و در انعکاسِ این لرزش، فقط تو را می‌بینم، خوابِ من، خراب‌ می‌شود در بیداریِ تو، و پلک‌هایم، زیرِ این آوار، تا ابد باز می‌مانند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 این لرزش‌ها، این بادهای شلاق‌زن و این صاعقه‌های رازآلود، کلاسِ فشرده‌ی توحید است، برای چشم‌های جستجوگری که می‌اندیشند... تنها خداست که می‌تواند این جغرافیای وسیع را در آغوشِ هیبتِ خویش بکشد و دلی که از عظمتِ بی‌انتهای او پروا کند، دیگر هیچ فضای متروکی برای ترسیدن از طوفان‌های توی فنجانِ کدخدایانِ مستکبر زمین نخواهد داشت. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 ابرقدرت خداست... طوفان‌های سهمگین، نفسِ مقتدر آسمان‌اند تا با یک بازدمِ ساده یادآوری کنند که اگر اراده‌ی او در میان باشد، تمام ناوگان‌ِ هواییِ پرطمطراقِ مستکبران، همچون کاغذپاره‌هایی مچاله، در سینه‌ی باد سرگردان می‌شوند. و رعد و برق‌های خیره‌کننده، فلاشِ دوربینِ کائنات‌ِ اویند برای ثبتِ این حقارت! خنده‌ی طعنه‌آمیزِ ابرها که جیغِ بنفشِ آژیرهای خطر و غرشِ مهلکِ جنگنده‌هایشان را به سکوتی تحقیرآمیز وا می‌دارند. و زلزله، تپشِ سینه‌ی زمینی‌ست که او آفریده تا با یک تکان بیدار کننده، بسترِ سستِ توهمِ خداییِ فراعنه را بلرزاند! به قدرت خدا تکیه کنید، و به صورتِ پوشالیِ ابرجنایتکاران سیلی بزنید، که خوب می‌زنید! •|🌌|• @bidelijat